برگردان به زبان ساده
خیال دوست که در خواب میکند بازی
درون دیدهٔ پُرآب میکند بازی
هوش مصنوعی: در خواب، تصویر دوست بازی میکند و چشمان پر از اشکم را پر از زیبایی و حسرت میکند.
در آفتاب، سر زلف عنبرافشانش
چو هندویی ز سر تاب میکند بازی
هوش مصنوعی: در زیر نور خورشید، موهای او مانند خوشههای انگور در حال تاب خوردن و رقصیدن است.
ز طوطی خط او چون نبات بگدازم
از آنکه با شکر ناب میکند بازی
هوش مصنوعی: من از خط زیبای او همانند نبات آب میشوم، زیرا او با شکر خالص بازی میکند.
به گرد چشمهٔ نوش و لب شکربارش
بنفشه با گل سیراب میکند بازی
هوش مصنوعی: در اطراف چشمهٔ خوش طعم و لب شیرینش، بنفشه با گل را سیراب میکند و بازی میکند.
از آن زمان که پرید از برم کبوتر دل
در آن دو طرّهٔ پرتاب میکند بازی
هوش مصنوعی: از زمانی که کبوتر دل من از کنارم پرواز کرد، به آن دو دسته مو در باد بازی میکند.
بیا و بر رخ همچون زرم تماشا کن
که آب دیده چو سیماب میکند بازی
هوش مصنوعی: بیا و مانند زری که درخشندگی خاصی دارد، به چهره من نگاه کن؛ به طوری که اشکهایم مثل آب معدنی، به زیبایی بازی میکنند.
ز نازکی تن چو قاقمش به رنج آید
اگرچه بر سر سنجاب میکند بازی
هوش مصنوعی: از لطافت بدنش مثل قاقم، اگرچه بر روی سنجاب بازی میکند، به زحمت میافتد.
تنم که غرقهٔ دریای اشک خونین شد
چو ماهی است که در آب میکند بازی
هوش مصنوعی: بدن من به مانند ماهی که در آب برای بازی کردن غوطهور است، در دریای اشک و اندوه غرق شده است.
درون خانهٔ دلبر نمیرود حیدر
چو حلقه بر در ازین باب میکند بازی
هوش مصنوعی: حیدر به خانهی معشوق نمیرود، زیرا به جای اینکه وارد شود، با نواختن بر در به یکی از بازیهای غیرمستقیم و رمزی مشغول است.