برگردان به زبان ساده
بتم چو ساغر یاقوت ناب میگیرد
گل از حرارت می در گلاب میگیرد
هوش مصنوعی: شخصیتی همچون معشوق من، زیبایی و جذبهاش بینظیر است و مانند ساغری از یاقوت، توجه و زیبایی را به خود جلب میکند. از دل این زیبایی، گلی میروید که از گرمای عشق مانند گلابی خوشبو و دلپذیر است.
از آن نفس که بدیدم به خواب چشم خوشت
گمان مبر که مرا بیتو خواب میگیرد
هوش مصنوعی: من از آن نفس که در خواب دیدم، خیال نکن که بدون تو خوابم میبرد.
مگر ز روی تو یک ذره میشود پیدا
که مه هلال شد و آفتاب میگیرد
هوش مصنوعی: مگر میشود که زیبایی و جذابیت تو به قدری مشخص شود که مانند ماه در حال جوانه زدن باشد و خورشید را تحتالشعاع قرار دهد؟
فروغ چهرهٔ خوبت که آب رویم برد
چه آتشی است که در شیخ و شاب میگیرد
هوش مصنوعی: نور چهرهٔ زیبای تو آنقدر دلرباست که من را غرق میکند. چه آتشی در دل جوانان و پیران میافکند!
من از برت نگریزم که الچی غم تو
چو رستم است که افراسیاب میگیرد
هوش مصنوعی: من از تو دور نخواهم شد، زیرا غم تو برای من مانند رستم است که در برابر افراسیاب میجنگد.
درون کوی خرابات نیستی، حیدر
به یاد لعل تو جام شراب میگیرد
هوش مصنوعی: در محله خراباتیها که تو نیستی، حیدر به یاد لعلهای تو شراب مینوشد.
فروغ بادهٔ لعلی درون جام بلور
چو آتش است که از روی آب میگیرد
هوش مصنوعی: نور و brillo رنگین شراب قرمز و لعل در جام شفاف مانند شعلهای است که از سطح آب میدرخشد و میتابد.