برگردان به زبان ساده
به ملک مصر شاهی کامران بود
که با مستان به غایت سرگران بود
هوش مصنوعی: در مصر پادشاهی خوشبخت و سعادتمند وجود داشت که به شدت تحت تاثیر شگفتیها و لذتهای زندگی بود.
کسی گر جانب میخانه رفتی
سر او در سر پیمانه رفتی
هوش مصنوعی: اگر کسی به سمت میخانه رفت، باید بداند که سر او به اندازه پیمانه نوشیدنیاش است.
ز می آنها که بودندی لبالب
همه چون خُم تهی کردند قالب
هوش مصنوعی: افرادی که در مجالس شرابخواری شرکت میکردند و پیمانههای خود را پر از شراب مینمودند، در نهایت به نتیجهای خالی و تهی رسیدند، مانند خمی که آخرش خالی میشود.
ز تیغش هر طرف خونها روان بود
که: این وقتی شراب ارغوان بود
هوش مصنوعی: از تیغ او در هر سو خون جاری بود، زیرا که این وقت شراب رنگین و ارغوانی بود.
بریدی تاک را ضبطش رگ و پی
که: خونِ این رگ و پی نیست جز می
هوش مصنوعی: تاک را بریدند و به آن آسیب زدند، اما همه چیز نشان میدهد که زندگی و وجود او فقط به خاطر شراب است.
بجز چشم پریرویان چون حور
به دورش کس ندیدی مست و مخمور
هوش مصنوعی: جز چشمهای زیبای دختران مانند حور، هیچکس را ندیدی که اینگونه مست و سرمست باشد.
به خاک درگه آن شاه، ناگاه
سه کس را مست آوردند از راه
هوش مصنوعی: سه نفر ناگهان از مسیر رسیدند و به خاک درگاه آن شاه را به حالت مستی آوردند.
به پای تختش افتادند هر یک
زبان عذر بگشادند هر یک
هوش مصنوعی: هر یک از آنها در مقابل تخت سلطنت او زانو زدند و به بیان دلیل و عذر خود پرداختند.
یکی گفتا: دلم دریای علمست
سرم شوریده از سودای علمست
هوش مصنوعی: کسی گفت: دل من پر از دانش و معرفت است و سرم به خاطر عشق به علم عذاب میکشد.
سبک برداشتم رطل گرانی
کزین غوغا بیاسایم زمانی
هوش مصنوعی: من باری سنگین را بر دوش میزنم تا از این شلوغی و هیاهو کمی آرامش بگیرم.
جوابش داد و گفت: ای ناخردمند
شراب و علم در یک سینه مپسند
هوش مصنوعی: او پاسخ داد و گفت: ای نادان، شراب و دانش را در یک دل جمع نکن.
ازین علمی که داری جهل بهتر
هلاک این چنین نااهل بهتر
هوش مصنوعی: علمی که داری بهتر از نادانی است، اما این نوع نادانی که به آن گرفتار شدهای، حتی از جهل هم بدتر است.
یکی گفتا: حکیم روزگارم
بجز قانون حکمت نیست کارم
هوش مصنوعی: یک نفر گفت: من حکیم زمانهام و جز اصول حکمت هیچ کاری ندارم.
ازان جام می صافی کشیدم
کزو خاصیت بسیار دیدم
هوش مصنوعی: از آن لیوان شراب صاف نوشیدم که از آن خواص و فواید فراوانی را مشاهده کردم.
خطاب آمد که: این بیحکمتی چیست؟
به قانونی چنین مشکل توان زیست
هوش مصنوعی: به من گفتند: این عدم حکمتی که مشاهده میشود چیست؟ با چنین قوانینی، زندگی کردن دشوار است.
کنون از مستی هستی بپرهیز
شراب نیستی در کام جان ریز
هوش مصنوعی: حالا از مستی و سرخوشی بر حذر باش، زیرا که شراب هستی در جان تو ریخته نشده است.
یکی گفتا: دلم بیمار عشقست
تنِ آزردهام افگار عشقست
هوش مصنوعی: کسی گفت: دل من به خاطر عشق ناراحت و بیمار است و بدنم هم از عشق آسیبی دیده است.
اگر جام می گلگون نگیرم
ز اندوه دل پر خون بمیرم
هوش مصنوعی: اگر جام می سرخ را نداشته باشم، از غصه و درد دل جانم به لب خواهد رسید.
شهنشاه عطابخش خطاپوش
چو بشنید این سخن گفت از سر هوش
هوش مصنوعی: پادشاه بخشنده و بزرگواری که اشتباهات دیگران را میپوشاند، وقتی این سخن را شنید، با تعقل و توجه به آن پاسخ داد.
که: درد عشق را تسکین دهد می
فرح با عاشق مسکین دهد می
هوش مصنوعی: شراب میتواند به عاشق بیچاره آرامش بدهد و دردهای ناشی از عشق را کاهش دهد.
اگر عاشق میِ گلگون ننوشد
به زاری جان دهد، پس چون ننوشد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی که عاشق است، از سر و تن خود لب نکند و جانش را هم فدای آن بکند، پس چه اتفاقی میافتد اگر نوشیدنی نباشد؟
به قتل آن دو تن فرمود اشارت
همین عاشق شد از اهل بشارت
هوش مصنوعی: با کشتن آن دو نفر، نشانهای از عشق نمایان شد و همین باعث خوشحالی و بشارت برای عاشقان گردید.
بلی، مستان حیات از عشق یابند
گرفتاران نجات از عشق یابند
هوش مصنوعی: بله، کسانی که در عشق غرق شدهاند، به حقیقت زندگی دست مییابند و کسانی که در مشکلات و گرفتاریها هستند، از عشق رهایی مییابند.
فنون علم و حکمت پیچ پیچست
بغیر از عشق باقی جمله هیچست
هوش مصنوعی: علم و دانش و هنر به صورت پیچیده و سخت هستند، اما عشق تنها موضوعی است که ارزشمند و حقیقی باقی میماند. سایر چیزها اهمیت چندانی ندارند.
الهی، مستی عشق و جنون ده
نجات از قید عقل ذوفنون ده
هوش مصنوعی: ای خدا، مرا در عشق و جنون به حالت مستی سوق بده و از بند عقل آزاد کن.
دلم را ساده از نقش فنون کن
فنون را در سر کار جنون کن
هوش مصنوعی: دل من را از ترفندها و پیچیدگیها خالی کن و به جای آن، کارهای جنونآمیز را در ذهنم بگنجان.