برگردان به زبان ساده
ای بر رخ عالمی درت باز
انجام مرا رسان به آغاز
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو همچون روشنایی بر روی زمین هستی و من از تو میخواهم که مرا به سرآغاز و نقطهی شروعی برسانی.
سیلی خور هجر جان گزایم
دریاب چه شد که تا برآیم کذا
هوش مصنوعی: درد جدایی به قدری برایم رنجآور است که در تلاشم تا از آن بگذرم، اما نمیدانم سرانجام چه میشود.
پروردهٔ توست، خار و سنبل
خس تن نزند که نیستم گل
هوش مصنوعی: محصول تربیت تو، خار و سنبل به من آسیب نمیزند زیرا من گل نیستم.
چونان که گل از تو، خار از توست
دی هم ز تو، نوبهار از توست
هوش مصنوعی: همچنان که گل و خار ناشی از وجود تو هستند، روزهای بهار نیز از تو سرچشمه میگیرند.
بی قدری ذرّه نیست نومید
از پرتو التفات خورشید
هوش مصنوعی: ذرّه هرچند که کوچکتر از آن است که به چشم بیاید، اما نباید از نور خورشید ناامید باشد.
گر عزت گل گیا ندارد
...گری جدا ندارد
هوش مصنوعی: اگر گلها از زیبایی و احترام بینصیب باشند، حسی از درد و غم ندارند.
دریای محیط اگر شگرف است
با قطره،که را مجال حرف است؟
هوش مصنوعی: اگر دریا بزرگ و وسیع باشد، چه کسی میتواند با یک قطره صحبت کند؟
گر رد کنیم چه حیله کوشم؟
بار خود را کجا فروشم؟
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از مسیر بروم، چه ترفندی باید بزنم؟ بار و مسئولیت خود را کجا باید بیندازم؟
پیدا ز عدم جهان کنی تو
هر چیز که خواهی آن کنی تو
هوش مصنوعی: از هیچ و عدم، تو میتوانی هر چیزی را که بخواهی به وجود بیاوری.
سرچشمهٔ هستی از تو جاری ست
امر تو به کاینات ساریست
هوش مصنوعی: منبع وجود از تو آغاز میشود و فرمان تو بر جهان تسلط دارد.
یک نقش تو گر فرشته خو شد
بد نیز طفیلی نکو شد
هوش مصنوعی: اگر چهرهی تو مانند فرشتگان باشد، حتی چیزهای بد هم میتوانند به خوبی و زیبایی تبدیل شوند.
این جمله ز کلک توست بارز
نقّاش قدیر و نقش عاجز
هوش مصنوعی: این جمله به خوبی نشاندهندهٔ هنر و مهارت توست که همچون یک نقاش ماهر، ایدهها و احساسات را به تصویر میکشی، در حالی که دیگران قادر به انجام چنین کاری نیستند.
بر خوان کریم اگر طفیلیست
با مهمانان تفاوتش نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی در سفره مهربانان حضور داشته باشد، تفاوتی با مهمانان دیگر نخواهد داشت.
از درگه رحمت کریمان
خالی نرودکف لئیمان
هوش مصنوعی: هیچگاه در درگاه رحمت و کرامت بزرگان، دستی از انسانهای پست و دون نمیرسد.
خاص آنکه امید بسته باشد
عمری به طمع نشسته باشد
هوش مصنوعی: خاص کسانی که به امیدی نشستهاند و سالها به انتظار ماندهاند.
دانی منم آن گدای آزی
دست اَمَلَم به این درازی
هوش مصنوعی: آیا میدانی که من آن گدا هستم که آرزوهایم بسیار زیاد است؟
غیر از در تو دری ندارم
دریاب که دیگری ندارم
هوش مصنوعی: بجز تو هیچ دری ندارم، از تو کمک بگیر که هیچ کس دیگری برای من نیست.
مهمان طفیلی کریمم
پروردهٔ نعمت قدیمم
هوش مصنوعی: مهمان من که به من وابسته است، از برکات و نعمتهای گذشته من بهرهمند شده است.
دانم بودت زیاده افضال
با پیرگدای مضطرب حال
هوش مصنوعی: میدانم که تو دارای خوبیهای زیادی هستی و به حال کسی که به شدت نیازمند است، اهمیت میدهی.
ای بار خدای بنده پرور
استاده گدای پیربر در
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، پروردگاری که به بندگان خود رسیدگی میکنی، من گدا و نیازمند تو هستم.
او روی فغان و زاریش نیست
یارای سخن گزاریش نیست
هوش مصنوعی: او به قدری در اندوه و ناراحتی غرق شده که نمیتواند صحبت کند و از حرف زدن درباره احساساتش ناتوان است.
تسکین ضعیف نالیش کن
رحمی به شکسته بالیش کن
هوش مصنوعی: به ضعف و ناتوانی کسی که در حال ناله و زاری است رحم کن و برای او که در شرایط سختی قرار دارد، تسکین و آرامش به ارمغان بیاور.
دریاب حزین بی نوا را
محروم مکن کهن گدا را
هوش مصنوعی: به این فرد بیصدا و بیچاره کمک کن و او را از گدایی و محرومیت نجات نده.