برگردان به زبان ساده
یکی طفل دیدم به شوق و شعف
که از ابلهی داشت ماری به کف
هوش مصنوعی: یک بچهای را دیدم که خیلی خوشحال بود و در دستش ماری داشت، اما به خاطر نادانیاش متوجه خطر آن نبود.
صلا دادم او را و کردم نهیب
که از دست بگذار مار مهیب
هوش مصنوعی: صدایی بلند زدم و به او تذکر دادم که از دست آن مار بزرگ و خطرناک فاصله بگیرد.
درین کودکی از خرد ساده ای
به رنگینیش دل عبث داده ای
هوش مصنوعی: در این دوران کودکی، از سادگی و بیپیرایگی خود به زیباییهای ظاهری و رنگهای جذاب دلبسته و وابسته شدهای.
فریبا چه گردی به نرمی مار؟
که آخر برآرد ز مغزت دمار
هوش مصنوعی: فریبا، چه زیباییای داری که همچون مار نرم و فریبندهای؟ ولی در نهایت، این لطافت میتواند مغزت را به نابودی بکشاند.
بیفکن ز دست خود این جان گزای
که الفت بلایی ست با ناسزای
هوش مصنوعی: این جان آزاردهنده را از دست خود دور کن، زیرا رابطهی وابستگی با عشق، دشواریهای زیادی به همراه دارد.
محبت نباشد به مار از رشاد
منت گفتم ای طفل عاقل نهاد
هوش مصنوعی: اگر محبت نباشد، حتی از مار هم نباید انتظار خوبی داشته باشیم. به تو ای کودک عاقل گفتم که باید بدانستی.
بود مار، دنیای دشمن سرشت
چو طفلند دنیاپرستان زشت
هوش مصنوعی: دنیا پر از دشمنانی است که مانند ماری خطرناک هستند و افرادی که تنها به دنیا و مظاهر آن توجه دارند، مانند کودکانی نادان و زشت رفتار میکنند.
به عالم بسی دشمن دوست روست
نه هرکس کند فرق دشمن ز دوست
هوش مصنوعی: در دنیا دشمنان زیادی وجود دارند که خود را به عنوان دوست معرفی میکنند. لذا هر کسی نمیتواند دشمن را از دوست واقعی تشخیص دهد.
گرفتار افسون اهریمن است
که مغرور این دشمن پرفن است
هوش مصنوعی: در دام جذابیتهای شیطانی گرفتار شده است و به دلیل فریبندگی این دشمن ماهر، دچار اعتماد به نفس کاذب شده است.
زنابخردی جانگدازی کند
چوکودک که با مار بازی کند
هوش مصنوعی: زنی که به فکر و خرد باشد، جانش به درد میآید مانند کودکی که با مار بازی کند.