برگردان به زبان ساده
چنین است فرمان که حق را نهان
نشاید نمودن ز فرماندهان
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که خداوند فرمان داده است که حق و حقیقت نباید از افرادی که در مقام رهبری و فرماندهی قرار دارند، پنهان بماند.
نماینده راه خیر و سلوک
ندارد نصیحت دریغ، از ملوک
هوش مصنوعی: کسی که به راه درست و سیر و سلوک نمیپردازد، نصیحت و راهنمایی از سلطنت طلبان دریغ است.
که در خیر ایشان بود خیر خلق
نکو خواه خلق است، پاکیزه دلق
هوش مصنوعی: نوعی از خوبی که برای دیگران مثبت است، به خوبی همگان برمیگردد و در اصل قابلیت تشویق کردن دیگران به نیکی را دارد. این خوبی باید خالص و بیآلایش باشد.
بیا ای شهنشاه شوکت فروش
فقیرانه بنشین و بگشای گوش
هوش مصنوعی: بیا ای پادشاه بزرگ، با تمام عظمتت، به صورت ساده و humble۴ بنشین و به حرفها گوش کن.
به اندرز من گوش بگشا، دمی
که بهتر دمی زنده، از عالمی
هوش مصنوعی: به نصیحت من توجه کن، زیرا هر لحظه که در شادی و خوشی سپری میشود، از تمام دنیا باارزشتر است.
بود پندم افزایش هوش تو
کنم گوهر آویزه گوش تو
هوش مصنوعی: من قصد دارم با نصیحتهایم، برای تو هوش و فهم بیشتری به ارمغان بیاورم، مانند جواهری که به گوش تو آویخته شده باشد.
جوان بخت خواهد جهانت ستود
که در عصر آن پیر داننده بود
هوش مصنوعی: در زمان حیات آن مرد دانا، جوانی که خوشبخت باشد، به خاطر جهانش ستوده خواهد شد.
تو دانی که دنیاست ناپایدار
نباشد به ناپایدار اعتبار
هوش مصنوعی: میدانی که دنیا ثبات ندارد، پس برای چیزهای نامطمئن ارزش قائل نشو.
به هر جا نهی پا درین خاکدان
بود فرق فرماندهان جهان
هوش مصنوعی: هر کجا که قدم بگذاری در این سرزمین، تفاوتی در مقام و جایگاه رهبران دنیا وجود نخواهد داشت.
تن سروران لطافت سرشت
به راه تو امروز خاک است و خشت
هوش مصنوعی: امروز وجود بزرگان و سروران به یاد تو به چیزی ساده و معمولی تبدیل شده است و از لطافت و مقامشان چیزی نمانده است.
بیفشان به این بی بقا دست رد
فلک بخشد امروز و فردا برد
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به زندگی ناپایدار و بیثباتی آن دارد. با توجه به این مفهوم، میتوان گفت که باید از لحظهها بهرهبرداری کرد و شاید اشاره به این باشد که امروز و فردا به ما چیزی نمیبخشند و باید از فرصتها استفاده کرد. در واقع، زندگی و شرایط آن دائماً در حال تغییر است و ما هیچ تضمینی برای فردا نداریم. بنابراین، ارزش لحظههای حال را باید بیشتر بدانیم.
به تسخیر جایی چرایی به رنج
که خاکش فروبرده، قارون و گنج
هوش مصنوعی: چرا باید به دنبال جایی باشیم که در نهایت آدمی همچون قارون با تمام ثروتش، زیر خاک مدفون میشود و هیچچیز از او باقی نمیماند؟
به نکبت سرا بسته ای دل چرا؟
فرورفته ای زنده در گل چرا؟
هوش مصنوعی: چرا دل خود را به زندگی ناامیدانه محدود کردهای؟ چرا در مشکلات و موانع غرق شدهای و قادر به حرکت نیستی؟
به مردی توانی گرفتن جهان
ولی مرگ می گیردت ناگهان
هوش مصنوعی: میتوانی با قدرت و تواناییات دنیا را به دست بگیری، اما ناگهان مرگ ناامیدکننده تو را خواهد گرفت.
ز ابلیس آزاده جانی برَست
که غیر از خدا دل به چیزی نبست
هوش مصنوعی: از ابلیس(شیطان) کسی آزاد و رها شد که قلبش را به غیر از خدا به هیچ چیز دیگری نداد.
به دنیا تو را تیز دندان آز
اجل در قفایت دهن کرده باز
هوش مصنوعی: در دنیا، زمانه به سرعت در حال گذر است و مرگ همواره در کمین است، آماده است تا به تو حمله کند.
چه بندی میان را به زرین کمر؟
که بستن ضرور است، بار سفر
هوش مصنوعی: چرا در میان سفر خود، کمربندی از طلا ببندم؟ چون بستن کمربند ضروری است، بار سفر را باید تحمل کرد.
پی این سفر برگ و سازی بیار
سرشکی ببار و نیازی بیار
هوش مصنوعی: در این سفر، برگی و سازی بیاور، اشکی بریز و نیازی را به همراه داشته باش.
چه می پرسی از گنج داران حساب؟
حساب خدا را چه گویی جواب؟
هوش مصنوعی: چرا از ثروتمندان حساب و کتاب میکنی؟ درباره حساب و کتاب خدا چگونه میتوانی صحبت کنی؟
به آز و امل این چه دلبستگی ست
نجات و سعادت به وارستگی ست
هوش مصنوعی: اینکه انسان به آرزوها و امیدهای دنیوی دل ببندد، چه ارتباطی با نجات و خوشبختی دارد؟ خوشبختی واقعی در آزادگی و رهایی از این وابستگیهاست.
شدی بندهٔ خاص فرج و شکم
شکم بنده باشد ز خربنده،کم
هوش مصنوعی: اگر به بندگی خاص فرج درآیی، شکم تو باید کم باشد، مانند بندهای که از میوههای شیرین بهرهمند است.
خدا بندگان از تو نالان به حق
دل مستمندان ز جور تو شق
هوش مصنوعی: خدا، بندگان تو به حق از ظلم تو شکایت دارند و دلهای مستمندان به خاطر ستم تو شکسته است.
شقاوت بلایی ست بی زینهار
مکن زینهار، این بلا را شعار
هوش مصنوعی: رنج و سختی بدون هیچ پناهی است، پس مواظب باش که از آن دوری کنی؛ زیرا این مشکل خود به خود ایجاد میشود و باید به آن توجه کرد.
شعورت چه شد ای اسیر غرور؟
مگر از غروری، عدیم الشعور
هوش مصنوعی: ای انسان مغرور، شعور و درک تو کجا رفته است؟ آیا از شدت غرور، احساس و شعور خود را از دست دادهای؟
شب عمر رفت و چنان خفته ای
ندیدی مگر خواب آشفته ای
هوش مصنوعی: شب عمر به پایان رسید و تو هیچگاه خواب عمیق و آرامی ندیدی، مگر اینکه خوابهایی پریشان و بیقراری را تجربه کرده باشی.
تو دانی دگر، ما صلایی زدیم
گرانخواب را پشت پایی زدیم
هوش مصنوعی: تو میدانی که ما در زمان دشواری، کار بزرگی کردیم و باعث شدیم که مشکلات به راحتی پشت سر گذاشته شوند.
حزین، از خروشت جهان می تپد
زمین می تپد، آسمان می تپد
هوش مصنوعی: صدا و ناله تو به قدری رساست که باعث لرزش و تپش زمین و آسمان میشود.
سعادت کسی را کند رهبری
که آموزد ازگفته ات سروری
هوش مصنوعی: سعادت فردی به کسی بستگی دارد که از کلام و آموزههای او یاد بگیرد و به راهنماییهایش عمل کند.