برگردان به زبان ساده
شنیدم که یحیی بن برمک پگاه
به بغداد می دید عرض سپاه
هوش مصنوعی: یعنی شنیدم که یحیی بن برمک، صبح زود در بغداد به تماشای صف سربازان رفته بود.
جوانی بدید از هژبران جنگ
که بربسته بر خنگ، چرم پلنگ
هوش مصنوعی: یک جوانی را دید که در حال جنگ بود و بر اسب سنگینی نشسته و چرم پلنگی به تن دارد.
زخامی بدان شیوه مشعوف بود
نمایش کنان جلوه ای می نمود
هوش مصنوعی: زخمی که به آن شیوه بود، خوشحال و شاداب به نظر میرسید و با نمایش خود جلوهای زیبا از خود به نمایش میگذاشت.
ز وضعش برآشفت و دیدش شگفت
دل پخه مغزش، رمیدن گرفت
هوش مصنوعی: او از حالت او به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و با دیدن او شگفت زده شد. از شدت فکر و احساسش، انگار که در حال فرار بود.
بگفتا بگویید این خام را
نسنجیده نیرنگ ایّام را
هوش مصنوعی: او گفت: بگویید این فرد ناپخته را که فریبهای زمانه را نمیسنجد.
ز خامی چه نازی به این پاره پوست؟
اگر پوست از مغز دانی نکوست
هوش مصنوعی: به خاطر نادانی و بیتجربگی، زیبایی و جذابیتی به این پوشش ظاهری نمیدهد. اگر بدانید که ارزش اصلی در وجود مغز و درون است، متوجه میشوید که چیزهای سطحی بیاهمیت هستند.
نهشتند این بر پلنگ درشت
چه سان اشهبت را بماند به پشت؟
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف نیرومندی و شجاعت پلنگ میپردازد که بر روی شکار خود نشسته و به طور مرموزی به نحوی خاص و استوار در آنجا قرار دارد. به نوعی، بیرحمی و قدرت او را در مقایسه با شکارش بیان میکند و نشاندهنده تسلط و خصوصیتهای بارز پلنگ است.
چنین است رسم خسیسان دهر
که از کمتر از خویش گیرند بهر
هوش مصنوعی: در این دنیا، رسم برخی افراد این است که از چیزهای اندک و ناچیز خود استفاده کنند و به دنبال بیشتر از آنچه دارند، نروند.
شریفی بباید که از کاینات
فشاند چو ما دامن التفات
هوش مصنوعی: باید انسانی نیک و با ارزش باشد که از ویژگیهای جهان الهام بگیرد و مانند ما به دور و برش توجه کند.