برگردان به زبان ساده
محبت شیر و دل ها بیشه ی اوست
دو عالم سوختن، اندیشهٔ اوست
هوش مصنوعی: عشق و محبت مانند عسل شیرین و پر از لذت است و دلها در جایگاهی خاص در آن قرار دارد. همه چیز در هستی و زندگی به خاطر تفکرات و اندیشههای اوست که ما را به آتش میکشاند و میسوزاند.
بود تا صید جانم، رنجه اش باد
دلم سیلی خور سرپنجه اش باد
هوش مصنوعی: تا وقتی که قلبم در چنگال اوست، هر چه درد و رنج بکشم، به خاطرش است و نیش زدن اوست که مرا آزرده خاطر میکند.
تومستی میکنی همچوشرابی
سمندر چون شکیبد، دور از آتش
هوش مصنوعی: تو در مستی به مانند شرابی هستی که دور از آتش به آرامی میماند.
ازین طاقت گداز پیکر طور
خرابات وجودم، باد معمور
هوش مصنوعی: از این خستگی و درد که در وجودم احساس میکنم، میخواهم خود را در دنیای شاداب و سرزندهای بیابم.
تعالی زین همای اوج اقبال
جهان را پرورد در سایهٔ بال
هوش مصنوعی: اوج موفقیت و خوشبختی به مدد این همای بلند، جهان را تحت تاثیر خود قرار داده و در آغوش خود پرورش میدهد.
ازو ملک و ملک پیرایه اندوز
به هر قد خلعت شایستگی دوز
هوش مصنوعی: از او، ملک و سلطنت به ثروت و زیبایی زینت مییابند و به هر اندازه که شایستگی وجود دارد، لباس و adornment مناسب بر تن میکنند.
غمش نگذاشت در عالم دلی تنگ
شرابش شیشهٔ ناموس را سنگ
هوش مصنوعی: غم او مانع از آن شد که در دنیا دلی خوش و شاداب داشته باشم. نوشیدن شراب، برایم مانند شکستن شیشهای است که حرمت و ناموس را به خطر میاندازد.
ازبن آتش به هر خرمن شراری ست
وزین غم هر دلی در زیر باری ست
هوش مصنوعی: از آغاز آتش به هر کجا که بنشیند، آتشی در آنجا خواهد بود و به همین دلیل، هر قلبی زیر بار غم سنگینی دارد.
اگر جان است، غم پروردهء اوست
وگر دل، دست و پا گم کردهٔ اوست
هوش مصنوعی: اگر زندگی و وجود من ادامه دارد، به خاطر غم و اندوه اوست و اگر هم دلی دارم، آن دل در حیرت و سردرگمی به سر میبرد به خاطر او.
خوشا کاری که باشد مشکل از وی
خوشا باری که آید بر دل از وی
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در کارهایش چالشها و دشواریها وجود دارد، زیرا بارهای سنگینی که بر دلش میآید، او را قویتر و پختهتر میسازد.
غمش از شادمانی دلرباتر
جفایش از وفا شیرین اداتر
هوش مصنوعی: غم آن شخص حتی از خوشحالی و شادابی دل بیشتر تأثیرگذار است و بیوفاییاش از وفا هم شیرینتر و جذابتر به نظر میرسد.
معاذ الله چه گفت این خامهٔ خام؟
زبانش را مبادا لذت از کام
هوش مصنوعی: به خدا قسم، چه سخنی بیمقدار و ناپخته گفت این قلم ناتوان! امیدوارم که زبانش از لذت و زیبایی بیبهره بماند.
وفا و جور همسنگ است در عشق
امید و بیم، یکرنگ است در عشق
هوش مصنوعی: در عشق، وفا و بیوفایی در یک تراز قرار دارند و امید و ناامیدی در این حس، برابری و یکدلی دارند.
رگ و پیوند محکم کرده ز اوّل
دو بینی با هوسناکان احول
هوش مصنوعی: از آغاز، پیوند محکمی به وجود آوردهای که دو چشم تو با هوسران بدحال ارتباط دارد.
هوس چبود؟ ز غم پرهیز کردن
وفا را از جفا تمییز کردن
هوش مصنوعی: خواسته و اشتیاق چیست؟ این است که از درد و رنج دوری کنیم و وفاداری را از خیانت تفکیک نماییم.
ولی جایی که عشق آشنا روست
دو عالم محو، در یکرنگی اوست
هوش مصنوعی: در جایی که عشق به خوبی شناخته شده است، دو جهان در یکدلی و یکرنگی او غرق شدهاند.
تعالی الله چه درباییست، زخّار
در او هر قطره مخزنهای اسرار
هوش مصنوعی: عظمت و بزرگی خداوند چقدر شگفتانگیز است، که هر قطره از آن مانند گنجینهای پر از رازها و اسرار میباشد.
حبابش جام هشیاریّ و مستی
رگ موجش تعیّنهای هستی
هوش مصنوعی: حباب با هیجان و آگاهی شباهت دارد و رگهای موج، نشاندهنده مشخصات و ویژگیهای زندگی است.
کفش در رقص چون مستان سرشار
به جامش جلوه گر عکس رخ یار
هوش مصنوعی: کفشهای رقصان مانند مستان پرشور، جلوهای از چهره محبوب را در دل میدارد.
دویی در وحدتش، نقش بر آب است
که خود یار است و خود جام شراب است
هوش مصنوعی: دوگانگی در اصل وحدت، مانند تصویری است که بر روی آب نقش میبندد و زود محو میشود. او هم محبوب است و هم خود شراب، یعنی در همهچیز یکی است.
ز حدّش کشتی فکرت تباهی
تعالی العشق عن تعب التناهی
هوش مصنوعی: اندیشهات به مرزهایی رسیده که فراتر از آن، عشق به اوج و کمال خود میرسد و از درد و رنج محدودیتها رهایی مییابد.
بیا مطرب دم گرمی به نی کن
سرود عشق را مستانه طی کن
هوش مصنوعی: بیایید ای نوازنده، با صدای دلنشینت، آهنگ عشق را بساز و به شیوهای شاداب و مستانه پیش برو.
در این دریای آتش، خیرگی چیست؟
چو می سوزد نفس، خاموشی اولی ست
هوش مصنوعی: در این دریای آتش، چه نیازی به تماشا و مشاهده است؟ وقتی که نفس فرد در حال سوختن است، بهترین کار سکوت و خاموشی است.
سپند من بود زآتش به زنهار
تو گر مردی، قدم یکدم نگهدار
هوش مصنوعی: شعلهور شدن عشق و محبت من به خاطر توست. اگر مردی، فقط کمی صبر کن و از من فاصله نگیر.
حزین، آگاهی از آغاز و انجام
بترس از بی وفاییهای ایام
هوش مصنوعی: حزین، مراقب باش که از شروع و پایان امور آگاه شوی، زیرا به ناپایداریها و بیوفاییهای روزگار میرسیم.
شراری تا تو را در آب و گل هست
خراش ناخنی درکار دل هست
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو وجود داری و در دنیا حضور داری، دل من همواره دچار خراش و درد خواهد بود.