برگردان به زبان ساده
به هجران، زاری دلهای خونین
ز حد بگذشت یا ختم النبیین
هوش مصنوعی: در دلهایی که از عشق جدا شدهاند، اندوه و ناله بسیار فراتر از حد تحمل رفته است.
ز اشک و آه مهجوران بی تاب
جهانی غوطه زد در آتش و آب
هوش مصنوعی: درد و غم افرادی که از یکدیگر دور هستند، باعث شده تا دنیا در میان آتش و آب فرو برود و به شدت متأثر شود.
سپاه درد، با جان در ستیز است
لب هر زخم دل، خونابه ریز است
هوش مصنوعی: درد به شدت با وجود آدمی درگیر است و هر زخم در دل، مانند چشمهای از خونابه جاری میکند.
جهان از جلوهٔ جان پرورت دور
به ما شد تنگتر از دیدهٔ مور
هوش مصنوعی: دنیا به واسطهٔ جلوهٔ روح پرور تو برای ما تنگتر از دیدة یک مور شده است.
شدی تا گنج خلوتخانهٔ خاک
ز داغ، اندوخت صد گنجینه، افلاک
هوش مصنوعی: تو به زندان خاک راه پیدا کردی و از داغ دل، گنجینههای فراوانی را جمعآوری کردی.
قد محراب، زین محنت دوتا شد
که از سرو سرافرازت جدا شد
هوش مصنوعی: به اندازه قد محراب، به خاطر این محنت، دو نیم شد که تو از سرو بلند قامتت جدا شدی.
ز قدرش، سایه بر عرش برین بود
که بر پای تو، منبر، پایه می سود
هوش مصنوعی: به خاطر مقام والایش، سایهاش بر عرش بلند بود، چنان که منبر بر پای تو تکیه میزند.
کنون در گوشه ای افتاده مدهوش
به حسرت یک دهن خمیازه آغوش
هوش مصنوعی: اکنون در گوشه ای نشسته و بیخبر از دنیا، به شدت آرزوی یک آغوش و آرامش را در دل دارم.
جدا از پرتو آن روی دلکش
به دل، قندیل را افتاده آتش
هوش مصنوعی: علاوه بر زیبایی و درخشش چهره دلربا، دل من همچون شمعی در آتش سوخته است.
ز داغ هجرت ای شمع شب افروز
به شبها، شمع می گرید به صد سوز
هوش مصنوعی: ای شمعی که در شبهای تار روشن میکنی، به خاطر درد جدایی، در هر شب به شدت میگرید و میسوزد.
برافروز ای چراغ چشم ایجاد
جهان شد بی فروغت ظلمت آباد
هوش مصنوعی: ای چراغ چشم، فضا را روشن کن، زیرا با نبودن تو، زمین پر از تاریکی و ناامیدی شده است.
به رخ، آرایش شمس و قمر کن
شب تاربک هجران را سحرکن
هوش مصنوعی: زیباییهای خورشید و ماه را به نمایش بگذار و شب تاریک فراق را به صبح روشن تبدیل کن.
به کام دل رسید آخر نقابت
درین خلوت، ز حد بگذشت خوابت
هوش مصنوعی: در نهایت، آنچه که خواسته بودی به دست آمد. در این مکانی که تنها هستی، خواب و خیال تو به حدی بیش از اندازه رسیده است.
ز خواب ای مهر عالمتاب برخیز
تو بخت عالمی، از خواب برخیز
هوش مصنوعی: ای خورشید فروزان جهان، از خواب بیدار شو! بخت و سرنوشت جهانیان در انتظار توست، پس برخیز و به زندگی ادامه بده.
خلاصی ده ز هجران جان ما را
به جان منّت نه و بنما لقا را
هوش مصنوعی: مرا از دوری خود رهایی بخش و با مهربانی دیدارم را نشان بده.
بلند آوازه گردان طبل شاهی
ز نو، زن نوبت عالم پناهی
هوش مصنوعی: درصدای بلند طبل سلطنتی، به تازگی نواخته میشود و از آن برای جلب توجه به حمایت از جهانیان استفاده میشود.
قدم بر تارک کروبیان زن
علم بر بام هفتم آسمان زن
هوش مصنوعی: بر قلههای بلند و افتخارآمیز، گام بگذار و علم و دانش را تا اوج آسمان برسان.
مشرف کن بساط خاکیان را
منور منزل افلاکیان را
هوش مصنوعی: به زمیننشینان آرامش و نور ببخش و خانه آسمانیها را پر از روشنایی کن.
سر، ای خورشید جان از خواب برکن
کنار خاک را جیب سحر کن
هوش مصنوعی: ای خورشید جان، از خواب بیدار شو و کنار زمین را به زودی روشن کن.
چراغ افروز بزم قدسیان شو
رواج آموزِ کارِ انس و جان شو
هوش مصنوعی: در جمع فرشتگان، مانند چراغی درخشان عمل کن و به دیگران یاد بده که چگونه با روح و جان خود ارتباط برقرار کنند.
چو از جا، هول رستاخیز خیزد
رخ از شرمندگیها، رنگ ریزد
هوش مصنوعی: زمانی که صدا و هول قیامت برپا شود، چهرهها از شرم و ترس رنگ میبازند.
نظر بگشا بر احوال تباهم
بجنبان لب، پی عذر گناهم
هوش مصنوعی: به چهرهات نگاه کن و خبر از وضعیت نابسامان خود ببر، لبهای خود را تکان بده و به دنبال عذرخواهی برای گناهانم باش.