برگردان به زبان ساده
یکی از اهل ورع، گاوی را
جانب مسجد آدینه بخواند
هوش مصنوعی: یکی از زاهدان و پرهیزگاران، گاوی را به سمت مسجد جمعه دعوت کرد.
که بیا همره من تا مسجد
گاو از دعوت عابد درماند
هوش مصنوعی: بیایید با هم به مسجد برویم، زیرا دعای عابد در برابر گاو بینتیجه مانده است.
گفت با خود که شگفتی ست شگرف
هیچ عاقل سخن این گونه نراند
هوش مصنوعی: با خود فکر کرد که چه جای شگفتی دارد، زیرا هیچ فرد عاقلی اینطور صحبت نمیکند.
سنّت و فرض، به من فرمان نیست
گهر ذکر نیارم افشاند
هوش مصنوعی: سنت و واجب بر من فرمان نمیدهند، پس چرا جواهر ذکر را پراکنده نکنم؟
نتوانم که دهم بانگ نماز
می نیارم ورقی قرآن خواند
هوش مصنوعی: من نمیتوانم ندای نماز را بلند کنم، حتی اگر یک صفحه قرآن بخوانم.
نه امامت، نه خطابت دانم
سخن از وعظ، نیارم شنواند
هوش مصنوعی: من نه در مقام رهبری هستم و نه خطیب خوبی، به گونهای که نتوانم به دیگران سخن آموزندهای ارائه دهم.
گاو را هیچکس از مسجدیان
نه به منبر، نه به محراب نشاند
هوش مصنوعی: هیچکس از اهل مسجد گاو را نه بر منبر نشاند و نه در محراب قرار داد.
از پی دعوتم این مرد خدای
بی سبب نیست که این مژده رساند
هوش مصنوعی: این مرد به دنبال من آمده است و بیدلیل نیست که این خبر خوب را به من میدهد.
آب از چاه کشیدن دانم
زیر این بارگران باید ماند
هوش مصنوعی: من میدانم که چطور از چاه آب بردارم، اما برای تحمل این بار سنگین باید صبر کنم و بایستم.