برگردان به زبان ساده
کای آستان قصر جلال تو عرشسا
وی مهر ومه به راه توکمترز نقش پا
هوش مصنوعی: ای درگاه قصر باعظمت تو، که مثل آسمان افراشته است، نور خورشید و ماه در مسیر تو به اندازه رد پای تو کم رنگ میشود.
روشن فروغ رای تو کالنّور فی الظّلم
در دل خیال روی تو، کالبدر فی الدجا
هوش مصنوعی: روشنی اندیشه تو مانند نوری است که در تاریکی درخشان میشود و در دل خیالم، چهرهات همچون ماه در شب تار است.
خیّاط قدرت ملک العرش دوخته ست
بر قدکبریای تو، تشریف انما
هوش مصنوعی: دوختِ این لباس زیبا و دلربا، هنری است که خیاطی بزرگ و توانا انجام داده و این لباس به زیبایی و شکوه تو میافزاید.
تبلیغ بلّغ است ز شأن تو آیتی
توقیع کبریای تو، تنزیل هل اتی
هوش مصنوعی: تبلیغ و پیام رسانی به قدر و مقام توست. این خود نشانهای از عظمت و بزرگی تو به شمار میرود، مانند نزول آیات آسمانی.
برد از زمانه، نور وجود تو تیرگی
ای نیّر ظهور تو در حدِّ استوا
هوش مصنوعی: تو با نور وجودت، تاریکیهای زمان را از بین بردهای و در کمال تعادل، جلوهگر شدهای.
میدان دین نداشته مردی به غیر تو
ثابت شد این قضیه به برهان لافتی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هیچ مردی که دارای ایمان و دیانت نباشد نمیتواند به وجود تو به عنوان حقیقت و واقعیت پایبند بماند. این موضوع به وضوح و با دلیل قابل اثبات است.
دربا گدای دست گهر بارت ازکرم
پیشکف تو، ابر عرق ربز از حیا
هوش مصنوعی: در این بیت poet نشان میدهد که در مقابل بزرگی و کرم تو، حتی ابرها از حیا شرمندهاند و قطرات عرقی از خود دارند. این تصویر به ما میگوید که به خاطر بزرگی و عظمت تو، همه چیز در طبیعت نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و حالت عجز و نیاز را به خود میگیرد.
برهان مستقیم، فلک بر نیاز خود
در پیشگاه قصر تو آورده ز انحنا
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر نیازش، به درگاه قصر تو خاضع و تسلیم شده و در نرمی و انحنا به تو احترام میگذارد.
بردارد آنکه در ره کویت ز جا قدم
اول نهد به کنگرهٔ کاخ کبریا
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر تو قدمی برمیدارد، باید نخستین گام خود را در لبهٔ بلند و باعظمت بناهایی همچون کاخ کبریا بردارد.
غیر از تو کیست آنکه تواند گذاشتن
بر دوش سرور دو سراپای عرش سا؟
هوش مصنوعی: به جز تو، چه کسی میتواند بار سنگین مقام و عظمت را بر دوش بکشد؟
برقع گشای پرده نشینان حق تویی
یا عارف العوارف، یا کاشف الغطا
هوش مصنوعی: ای کسی که حجاب را کنار میزنی و نور حقیقت را نمایان میکنی، یا آگاهی بر رازها و باطنها، یا کسی که پردهها را کنار میزند.
شبنم نباشد آنکه ازو باغ تازه روست
گل در عرق نشسته ز روی تو، از حیا
هوش مصنوعی: اگر شبنم نباشد، دیگر نمیتواند باغی سرسبز و تازه بماند. گلها البته به خاطر حیا و شرم، بر روی تو در عرق نشستهاند.
تیغ تو اژدها به دم خویشتن کشید
موسی عصا به معجز اگر کرد اژدها
هوش مصنوعی: تیغ تو همچون اژدهایی است که دم خود را به دست گرفته و موسی نیز با عصای خود معجزه انجام داد و اژدها را مهار کرد.
چاک است زاشتیاق، گریبان خامه ام
بی خواست ریخت، مطلعی از طبع نکته زا
هوش مصنوعی: به خاطر شوق و اشتیاقی که دارم، دست خطم بیخواسته و ناخواسته بر روی کاغذ نقش بست و شروع به نوشتن شعری از دل و فطرت خود کردم.