برگردان به زبان ساده
هزار حیف که از گلشن جهان آخر
چو گل به باد خزان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: بسیار افسوس که مانند گل در فصل پاییز، من نیز از باغ زندگی به دور شدم و از بهارهای خوشگذران فاصله گرفتم.
فروغ محفل آل رسول بود و دریغ
که شمعسان ز میان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: نور و روشنایی محفل اهل بیت پیامبر (ص) بود و افسوس که مانند شمع از میان رفت و از بین رفت.
ز الفت تن خاکی ملول شد جانش
به سوی عالم جان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: به دلیل عشق و وابستگی به دنیا و جسم خاکی، روحش ناخوش و خسته شد و به سمت عالم معنوی و روحانی رفت.
هوای قصر جنان کرد از جهان خراب
به آن خجسته مکان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی زندگی در بهشت، از دنیای خراب و آشفته جدا شده و به آن مکان خوشبختی میرود.
به حیرتم چه شنید از فسانهٔ ایام
که خوش به خواب گران رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: من در شگفتم که روزگاران چه داستانهایی را شنیدند که در خواب سنگین، میرزا مهدی به آرامی کنار رفت.
غرض چو جانب عشر تسرای خلدبرین
ز بزم همنفسان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: مقصود این است که وقتی به سمت جمعی از دوستان و همسالان میرویم، گویی به بهشتی میرسیم که مملو از خوشیها و لذتهاست.
رقم زد از پی تاریخ رحلتش هاتف
به بزمگاه جنان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: هاتف، در جلوی مراسمی، خبر از وقوع حادثهای مهم میدهد و میگوید که میرزا مهدی به دنیای دیگر رفته است.