برگردان به زبان ساده
خان والا گهر محمدخان
که ازو بود ملک و دین معمور
هوش مصنوعی: این بیت به ستایش شخصیت و مقام محمدخان اشاره دارد و میگوید که او باعث آبادانی و رونق کشور و دین شده است. به عبارتی، وجود او به نفع جامعه و مذهب بود.
آنکه چون او نزاد فرزندی
مادر دهر در مرور دهور
هوش مصنوعی: این شخص به قدری استثنایی و منحصر به فرد است که هیچ مادری در طول زمان نتوانسته فرزندی مانند او به دنیا آورد.
آنکه در روزگار معدلتش
بود با باز بازی عصفور
هوش مصنوعی: شخصی که در زمان خود به اوج زیبایی و تعادل رسیده بود، با پرندهای به نام باز بازی میکند.
قدرش چاکر و قضاش مطیع
فلکش بنده اخترش مزدور
هوش مصنوعی: قدر او را بزرگ میدانند و سرنوشتش تابعی از ستارهاش است، به گونهای که او خادمی برای قدرت خود و ستارهاش است.
چاکر آستان او قیصر
حاجب بارگاه او فغفور
هوش مصنوعی: من خادم درگاه او هستم و به مقام بلند او افتخار میکنم.
مور با لطف او قوی چون پیل
پیل با قهر او ضعیف چو مور
هوش مصنوعی: در این اشعار بیان شده که مور که موجودی کوچک و ضعیف است، به واسطهی لطف و قدرت خداوند میتواند مانند فیل قوی شود. اما از سوی دیگر، فیل، که موجودی بزرگ و قوی است، در برابر غضب و قهری که از آن خداوند ناشی میشود، به همان اندازه ضعیف و ناتوان میگردد. در واقع، قدرت و ضعف هر موجودی به اراده و خواست خداوند بستگی دارد.
سخنش مرهم دل خسته
کرمش داروی تن رنجور
هوش مصنوعی: سخن او مانند دارویی است که به دل خسته آرامش میبخشد و به جسم رنجور درمان میدهد.
در جهان چون به چشم عبرت دید
کامدن نیست جز برای عبور
هوش مصنوعی: در این دنیا وقتی با دقت و بصیرت نگاه میکنیم، میبینیم که آمدن ما تنها برای گذر کردن است و هیچ چیز دائمی نیست.
زد سراپردهٔ جلال برون
سوی نزهت سرای دار سرور
هوش مصنوعی: از زیر چادر بزرگ و با شکوه بیرون آمد و به سوی باغ سرسبز و خوش آب و هوا رفت.
صد هزاران دریغ و درد که شد
آفتابی ز دیدهها مستور
هوش مصنوعی: صدها هزار افسوس و اندوه که دیگر آنچه باید، از دیدهها پنهان شده است.
کز جدائیش روز روشن خلق
گشت تاریک چون شب دیجور
هوش مصنوعی: از جدایی او، روز روشن برای مردم مانند شب تاریک و ناامید شده است.
از ازل چون سعادت ابدیش
بود بر صفحهٔ جبین مسطور
هوش مصنوعی: از ابتدا، چون سعادت جاودان او بر پیشانیاش نوشته شده بود.
شد شهید و سعادتی دریافت
بی زوال و فنا و نقص و قصور
هوش مصنوعی: او جانش را فدای هدفی کرد و به موفقیتی رسید که همیشگی است و از هر گونه نقص و کاستی به دور است.
از سعادت به او رسید از فیض
آنچه در خاطری نکرده خطور
هوش مصنوعی: او به خوشبختی دست یافت و از نعمتهایی بهرهمند شد که هرگز به ذهنش خطور نکرده بودند.
زد به گوشش سروش عالم غیب
مژده ان ربنا لغفور
هوش مصنوعی: صدای پیامآور آسمانی در گوشش طنینانداز شد که مژده میدهد؛ پروردگار ما بسیار بخشنده است.
کرد از خون خضاب و آرامید
در قصور جنان به حجلهٔ حور
هوش مصنوعی: او با خونی که به بدنهاش نشسته، در باغهای بهشت آرامش یافت و در کنار حوریها قرار گرفت.
ساقی بزم جنت و فردوس
جرعهای دادش از شراب طهور
هوش مصنوعی: ساقی میخانه به فردوس، یک جرعه از شراب ناب به او داد.
مست خفت آنچنان ز بادهٔ وصل
که نخیزد مگر به نفخهٔ صور
هوش مصنوعی: خواب عمیقی بر او غلبه کرده است، به اندازهای که تنها با صدای بیداری به هوش میآید و پیش از آن، قادر به بیدار شدن نیست.
خفت در خون که سرخرو خیزد
با شهیدان صباح روز نشور
هوش مصنوعی: در صبح روز قیامت، کسانی که با شهیدان هستند و در خون خود خفتهاند، با چهرهای سرخرو و شاداب برمیخیزند.
الغرض چون نشست با شهدا
شاد در باغ جنت آن مغفور
هوش مصنوعی: بنابراین، وقتی که او در باغ بهشت با شهدای خوشحال نشسته است، مورد بخشش قرار گرفته است.
کلک هاتف که در مصیب او
داشت بر دل جراحتی ناسور
هوش مصنوعی: صدا و نداي فرشتهای که در زمان سختی بر دل او تأثیر گذاشته، جراحتی عمیق و باقیمانده به جا گذاشته است.
بهر تاریخ زد رقم بادا
با شهیدان کربلا محشور
هوش مصنوعی: تاریخ به یاد شهدای کربلا نگاشته شده و در قیامت با آنها محشور خواهد شد.