برگردان به زبان ساده
جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم
آخر ترحمی کن بر جان ناتوانم
هوش مصنوعی: عزیزم، به خاطر ناتوانیام از خودم، خواهش میکنم که بر حال رنجیدهام رحم کنی.
اغیار راست نازت، عشاق را عتابت
محروم من که از تو نه این رسد نه آنم
هوش مصنوعی: دیگران از زیبایی و ناز تو لذت میبرند، اما من عاشق تو هستم و از محبتت محرومم. نه میتوانم به محبتت برسید و نه از سختیهایش فرار کنم.
مرغ اسیرم اما دارم درین اسیری
آسایشی که رفته است از خاطر آشیانم
هوش مصنوعی: من پرندهای هستم که در قفسی اسیر شدهام، اما در این اسیری آرامشی دارم که یاد آشیانهام از ذهنم رفته است.
نخلم ز پا فتاده شادم که کرد فارغ
از فکر نوبهار و اندیشهٔ خزانم
هوش مصنوعی: نخل من که بر پا نیست، خوشحالم از این که از فکر بهار نو و اندیشهٔ خزان رها شدهام.
زنهار بعد مردن فرسوده چون شود تن
پیش سگان کویش ریزند استخوانم
هوش مصنوعی: مواظب باش بعد از مرگ، وقتی که تنم فرسوده و ضعیف شده است، سگان در کوی تو استخوانهایم را پراکنده نکنند.