برگردان به زبان ساده
به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
به کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانیم
هوش مصنوعی: در شب، وقتی به فضای خصوصی و آرام خود میرویم، چه چیزهایی در دل پنهان داریم. دوست دارم کنارت بنشینم و تو را نیز در کنار خودم احساس کنم.
من اگر چه پیرم و ناتوان تو ز آستان خودم مران
که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم
هوش مصنوعی: هرچند که من پیر و ناتوان هستم، اما تو مرا از درگاه خود هرگز دور نکن. زیرا همه روزهای جوانیام را در غم تو گذراندهام.
منم ای بَرید و دو چشم تر ز فراق آن مه نوسفر
به مراد خود برسی اگر به مراد خود برسانیم
هوش مصنوعی: من دلم برای آن معشوق که دور شده، تنگ است و چشمانم پر از اشک است. اگر به آنچه که میخواهی برسی، خوشحال خواهم شد و هر کاری برای رسیدن به خواستهات انجام میدهم.
چو برآرم از ستمش فغان گله سر کنم من خسته جان
برد از شکایت خود زبان به تفقدات زبانیم
هوش مصنوعی: وقتی که از ظلم او نالهای سر میزنم، دلم را از شکایت و درد خالی میکنم و به یاد او به آرامش میرسیم.
به هزار خنجرم ار عیان زند از دلم رود آن زمان
که نوازد آن مه مهربان به یکی نگاه نهانیم
هوش مصنوعی: اگرچه به من خیلی آسیب رسانده باشد، اما وقتی که آن مهربان با یک نگاه پنهانی به من محبت کند، همه دردها و زخمها از دلم میرود.
ز سموم سرکش این چمن همه سوخت چون بر و برگ من
چه طمع به ابر بهاری و چه زیان ز باد خزانیم
هوش مصنوعی: از گرما و بادهای سوزان این چمن همه چیز سوخته است. حالا چه امیدی به باران بهاری داشته باشم و چه ضرری از خزان برای من مهم باشد؟
شدهام چو هاتف بینوا به بلای هجر تو مبتلا
نرسد بلا به تو دلربا گر از این بلا برهانیم
هوش مصنوعی: من مانند یک نالهگر بیچاره به خاطر دوری تو گرفتار شدهام. ای دلربا، اگر از این دشواری نجاتم دهی، بلا به تو نخواهد رسید.