برگردان به زبان ساده
تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها
من و این دشت بیپایان و بیحاصل دویدنها
هوش مصنوعی: ای غزال وحشی، تو از من میگریزی و هر گام که برمیداری، مثل فرار است. من هم در این دشت وسیع و بیاثر بدون هدف در حال دویدن هستم.
تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش
من و شبها و درد انتظار و دل طپیدنها
هوش مصنوعی: تو هر شب به خواب خوش میروی و من در انتظار و دغدغهٔ دوری تو هستم. دل من به خاطر این دوری میتپد و شبها را با درد میگذرانم.
نصیحتهای نیک اندیشیت گفتیم و نشنیدی
چهها تا پیشت آید زین نصیحت ناشنیدنها
هوش مصنوعی: ما نصیحتهای خوب و دلسوزانهات را شنیدیم، اما تو به آنها توجه نکردی. در آینده، مشکلاتی که ناشی از همین نادیده گرفتن نصیحتهاست، به سراغت خواهد آمد.
پر و بالم به حسرت ریخت در کنج قفس آخر
خوشا ایام آزادی و در گلشن دویدنها
هوش مصنوعی: پر و بالم در گوشه قفس به حسرت افتاده است، اما خوش به حال روزهایی که آزاد بودم و در باغ گلها می دویدم.
کنون در من اگر بیند به خواری و غضب بیند
کجا رفت آن به روی من به شوق از شرم دیدنها
هوش مصنوعی: حالا اگر در من نگاه کند و ببیند که در حال خوار و غصهام، دیگر آن شوق و محبت که زمانی بخاطر شرم از دیدن من در چهرهام بود، کجا رفته است؟
تغافلهای او در بزم غیرم کشته بود امشب
نبودش سوی من هاتف گر آن دزدیده دیدنها
هوش مصنوعی: او در مجالس دیگران بیتوجهیها کرده بود و امشب به نزد من نیامده بود. اگر آن دزدیده دیدهها، که همیشه به دیدن من میآمد، به من سر میزد.