برگردان به زبان ساده
ای که گل جامه ز رنگ رخ تو چاک زده است
جان به بوی تو نواهای طربناک زده است
هوش مصنوعی: ای کسی که گل چهرهات رنگی زیبا دارد و لباسش را از رنگ چهرهات بریدند، جانم به خاطر زیباییات آوازهای شاد و دلنشین سر میدهد.
نرگس از جزع تو مخمور چرا گشت که گل
جام یاقوت من از لعل تو در خاک زده است
هوش مصنوعی: نرگس به خاطر ناراحتی تو احساس شرابخوری کرده و مست شده است، زیرا گل من که در خاک است، از زبانههای قرمز و زیبای تو اثر گرفته است.
ای برانگیخته از آینه دریا گرد
خاک یکران تو در دیده افلاک زده است
هوش مصنوعی: ای کسی که از آینه دریا به حرکت درآمدهای، گرد و غبار بینهایت تو در چشمان آسمانها نشسته است.
گرچه بر اسب جفا نیک سواری تو متاز
که دلم چنگ در آن گوشه فتراک زده است
هوش مصنوعی: هرچند تو با زیبایی و شجاعت بر اسب سیاه میتاویزی، اما قلب من در گوشهای از این دنیا در حال نواختن و احساساتی عمیق است.
خون مشکین شده از ناوک چشم تو دلم
این چه زخم است که آن غمزه چالاک زده است
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند نیزهای زهرآلود، دل مرا آزرده و مجروح کردهاند. این چه زخم عمیق و دلخراشی است که از نگاه تند و فریبندهات به من رسیده است؟
گر به وصل تو امید است مرا طعنه مزن
که مرا خود غم هجران تو خاشاک زده است
هوش مصنوعی: اگر به وصال تو امید دارم، به من طعنه نزن که غم دوری تو خود باعث ناراحتیام شده است.