برگردان به زبان ساده
عشق بازی صدم افزون افتاد
لیک زینسان نه که اکنون افتاد
هوش مصنوعی: عشق به اندازهای افزایش پیدا کرده است که حالا بیشتر از گذشته خود را نشان میدهد، اما این موضوع جدیدی نیست که فقط اکنون اتفاق افتاده باشد.
دوست بس طرفه و دلخواه آمد
یار بس چابک و موزون افتاد
هوش مصنوعی: دوست بسیار جذاب و دلنشین آمد و یار هم به طرز زیبا و شایستهای درخشید.
بر خیال رخ تو کرد گذر
اشک من زان همه گلگون افتاد
هوش مصنوعی: اشک من در حالتی که به یاد تو بود، بر صورت من جاری شد و به همین خاطر رنگش گلگون شد.
من کم از هیچم و قسمم ز غمش
طرفه آن کز همه افزون افتاد
هوش مصنوعی: من کمتر از هیچ چیز نیستم و قسم میخورم که غم او بینظیر است، زیرا از هر چیزی بیشتر بر من سنگینی میکند.
زانکه تا چشم بدش نگزاید
چشم نیکوش در افسون افتاد
هوش مصنوعی: چون چشم زیبای او در جادو و افسون گرفتار شد، از نظر بد حاجت نداریم که به چشم بد آسیب نرساند.
چکنم با دل پر خون فکار
که از او در جگرم خون افتاد
هوش مصنوعی: نمیدانم با دل پر از درد و رنج چه کنم وقتی که این غم به جانم افتاده است.
زلف بر گوش نهد تا گویند
که مه از دائره بیرون افتاد
هوش مصنوعی: موهایش را بر گوشش میزند تا بگویند که ماه از دایره خود خارج شده است.
یارب آن زلف خم اندر خم او
راستار است به من چون افتاد
هوش مصنوعی: خدایا، آن زلف پیچیده و زیبا او چگونه بر من تأثیر گذاشته است.
حسن از دوست چه نالی چندین
کانچه افتاد ز گردون افتاد
هوش مصنوعی: زیبایی و خوبی از دوست چه ناراحتی میکنی، وقتی که همه چیز که به زمین آمده، از آسمان فرو افتاده است.