برگردان به زبان ساده
هرگز بود که باز ببینم لقای شاه
شکرانه در دو دیده کشم خاک پای شاه
هوش مصنوعی: هرگز نخواهم دید که دوباره ملاقات کنم روی پادشاه. فقط آرزو دارم که با چشمانم خاک پای او را ببینم.
هرگز بود که بر من سرگشته غریب
چون روی شاه خوب شود باز رای شاه
هوش مصنوعی: هرگز پیش نیامده که من به عنوان یک نفر سرگشته و غریب، وقتی که به چهره زیبای شاه نگاه میکنم، دوباره به حالتی منطقی و آرام برگردم.
هرگز بود که باز چو بلبل نوازم
بر گلبن مدیح به بستان سرای شاه
هوش مصنوعی: هرگز نباشد که مانند بلبل، شاداب و خوشنواز، بر درختان گل در باغ شاه، نغمه سرایی کنم.
هرگز بود که بر سر من سایه افکند
پر کلاه بخت بفرهمای شاه
هوش مصنوعی: در هیچ زمانی بر من خوشبختی و سعادت سایه نیفکند، مانند پوششی که بر سر من باشد و مرا در آغوش خود بگیرد.
هرگز بود که باز بخندد گل دلم
در نوبهار بزم ز ابر سخای شاه
هوش مصنوعی: هرگز نخواهد شد که دل شاد من در بهار دوباره بخندد و جشن بگیرد، مثل بارش رحمت از ابرهای بخشنده شاه.
گاهی چو سایه روی نهم بر زمین ملک
گاهی چو ذره رقص کنم در هوای شاه
هوش مصنوعی: گاهی مثل سایه در زمین بزرگ پادشاه قرار میگیرم و گاهی مثل ذرهای رقصان در آسمان او حرکت میکنم.
فخر ملوک و تاج سلاطین که چرخ گفت
بر تخت دولت است کلاه و قبای شاه
هوش مصنوعی: فخر و عظمت پادشاهان و تاج سلاطین به این دلیل است که آسمان بر فرض قدرت آنها، بر سر آنها کلاهی از افتخار و مقام قرار داده است.
سیارگان ز چرخ برافتند چون شهاب
پای ار برون نهند ز خط وفای شاه
هوش مصنوعی: سیارگان (ستارهها) از آسمان به زمین میافتند، همچون شهاب که وقتی خارج از مدار خود حرکت میکند، از خط وفا و وفاداری شاه دور میشود.
گوی زمین چو قبه خورشید زر شود
گر ذره برو فتد از کیمیای شاه
هوش مصنوعی: اگر زمین همچون گنبد خورشید طلایی شود، با افتادن حتی یک ذره از کیمیای شاه بر آن، به شکوه و ارزش آن افزوده خواهد شد.
شاها بکعبه رفتم دانی چرا از آنک
گفتند خانه ایست معظم چو جای شاه
هوش مصنوعی: به دربار تو آمدم، زیرا میدانم که خانهای با عظمت است و مانند جایگاه شاهان محسوب میشود.
لبیکها به نام مبارک زدم چنانک
کانجا همی رسید بگردون صدای شاه
هوش مصنوعی: در پاسخی به ندای پروردگار، به شکلی به یاد ماندنی و با شور و شوق، به سمت او پاسخ گفتم، چنانکه صدای زیبای پادشاهی که در آسمان طنین انداز است به گوش رسید.
موقف نبود جز ره صدر رفیع ملک
زمزم نبود جز ره بحر عطای شاه
هوش مصنوعی: جز راه رسیدن به مقام بلند و برتر هیچگونه جایگاهی وجود ندارد، و تنها مسیر دستیابی به نعمتهای فراوان، راه دریا و بخششهای پادشاه است.
در مروه جز مروت خسرو نیافتم
واندر صفا ندیدم الا صفای شاه
هوش مصنوعی: در کوه مروه جز جوانمردی خسرو ندیدم و در مکان صفا جز صداقت شاه چیزی نیافتم.
بگشاد کارها حجر اسود و سزد
کامد به رنگ رایت عالم گشای شاه
هوش مصنوعی: کارتها با شکوه و عظمت حجر الاسود آغاز شد و شایسته است که شاهی به نشانی پرچم و پرچمداری عالم بیاید.
گفتم که خویشتن را قربان کنم خرد
گفت ای ضعیف تن تو نشائی فدای شاه
هوش مصنوعی: گفتم که خودم را برای عشق فدای کسی میکنم، خرد به من گفت: ای انسان ضعیف، تو کجا و آن شاه والا کجا؟
امروز سرکشان همه سرها نهاده اند
تا جان فدا کنند برای بقای شاه
هوش مصنوعی: امروز همه سرسختها سرهای خود را به زمین گذاشتهاند تا جان خود را فدای حفظ و بقای شاه کنند.
در خانه خدای و به بالین مصطفی
گفتم دعای ملک و نمودم ولای شاه
هوش مصنوعی: در خانه خدا و در کنار حضرت مصطفی (پیامبر اسلام) گفتم که دعای فرشتگان را برای خود میطلبم و نشان از محبت شاه (خدا) را ابراز کردم.
و اکنون عزیمت سفر قدس کرده ام
هم کرده دان به دولت بی منتهای شاه
هوش مصنوعی: من اکنون به سفر قدس آماده شدهام و این کار را با کمک و فضل بیپایان شاه انجام میدهم.
پذیرفتم از خدا که بهر لحظه شاه را
خواهم مزید دولت و عمر از خدای شاه
هوش مصنوعی: من از خدا خواستهام که در هر لحظه برای پادشاه، قرار گرفتن در مقام فرمانروایی و افزایش عمرش را در نظر بگیرد.
بر خاک هر یکی ز بزرگان انبیاء
یک حاجت بزرگ بخواهم برای شاه
هوش مصنوعی: نزدیک به هر یک از بزرگان انبیا، یک درخواست بزرگ برای پادشاه دارم.
گر بر فلک چو عیسی بر بایدم شدن
هم بر شوم به جان و بجویم رضای شاه
هوش مصنوعی: اگر مانند عیسی به آسمان بروم، همچنان با دل و جانم تلاش میکنم تا رضایت شاه را به دست آورم.
منت خدای را که گرفتم همه جهان
باری بپرس کز چه ز مدح و ثنای شاه
هوش مصنوعی: باید خدا را شکر کنم که همه دنیا را به دست آوردهام. حالا از من بپرسید که چه چیز باعث شده تا به تعریف و تمجید از شاه بپردازم.
و این قلعه فلک را هم حلقه کرده ام
در عهده ام که فتح کنم از دعای شاه
هوش مصنوعی: من این قلعه را به دور فلک محاصره کردهام و عهد کردهام که با دعای شاه، آن را تسخیر کنم.
چندانکه ملک راند بر قصر آسمان
خورشید تاجور که نزیبد گدای شاه
هوش مصنوعی: به اندازهای که ملک (سلطان) بر قصر آسمان حکمرانی میکند، خورشید مانند تاجی بر سر آن است و این مقام و عظمت به کسی که در مقام گدا باشد، نمیرسد.
بادا مرصع از گهر اختران سعد
چتر سپید پیکر خورشیدسای شاه
هوش مصنوعی: باد، چتری ساختهشده از جواهرات ستارههای نیکو، برفراز پیکر تابان خورشید و شاهی میاندازد.