برگردان به زبان ساده
خسروا داشت سخایی تو مرا پار چنانک
کآن نیارست زدن لاف ز هستی من
هوش مصنوعی: من خود را در برابر بخشندگی تو ناچیز میدانم، چنانکه ناتوان از bragging درباره وجودم هستم.
آسمان با همه تعظیم و بلندی کوراست
می زد از روی تواضع دم پستی با من
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر عظمت و بلندیاش به من نشان میدهد که چگونه با افتادگی و فروتنی، میتواند خود را با من در سطحی پایینتر قرار دهد.
تا تو برداشتی اکنون ز سرم دست کرم
می زند از سر کین تیغ دودستی با من
هوش مصنوعی: اکنون که تو از من فاصله گرفتهای، به جای محبت و مهربانی، کینه و دشمنی با من رفتار میکنی و برای آسیب رساندن به من تلاش میکنی.
یادمی آر از آن شب که رهی را گفتی
عمر باقی بنشین خوش چو نشستی با من
هوش مصنوعی: به یاد میآورم آن شبی را که به رهی گفتی عمر باقی است، پس با خوشحالی بنشینید و لحظاتی را که با من سپری کردید تجربه کنید.
وین شب آن بود که در سر هوس نردت بود
نرد من بردم و عمدا تو شکستی با من
هوش مصنوعی: این شب زمانی بود که در دل تو آرزو به باختن من بود. من عمداً نرد بازی را بردم و تو به عمد آن را خراب کردی.
الف مصر سحرگاه رسید از کرمت
هم بدان وعده و میعاد که بستی با من
هوش مصنوعی: صبح زود، الف مصر به وعده و قرارهایی که با من گذاشته بودی، از مهرت رسید.
غایت مکرمت این بود و حقیقت که نکرد
کرم رایج تو عشوه پرستی با من
هوش مصنوعی: هدف نیکوکاری این است که حقیقتاً با مهربانی و جود تو برخورد کند و نه اینکه فقط به محبت ظاهری و بازیگوشی بپردازد.
یارب امسال چه تدبیر کنم گر چون پار
شه نبازد ندبی نرد به مستی با من
هوش مصنوعی: خدای من، امسال چه کاری انجام دهم؟ اگر او مانند سال گذشته بیمحابا خوش نگذرد، آیا با من نخواهد بود و از همه چیز دوری میگزینید؟