برگردان به زبان ساده
ای سر آمد به هر مکان چو لقب
وی ستوده به هر زمان چون نام
هوش مصنوعی: ای سر (سرور) به هر جا حضور دارد و در هر زمان که نام او ذکر شده، مورد ستایش قرار میگیرد.
توئی آن کامران که در ره تو
هر که گامی نهد بیابد کام
هوش مصنوعی: تو آن خوشبختی هستی که هر کسی در مسیر تو قدم بگذارد، به آرزویش میرسد.
در سلامت به سر برد همه عمر
هر که یابد زتو جواب سلام
هوش مصنوعی: هر کسی که پاسخ سلام تو را بدهد، همواره عمرش در سلامتی سپری خواهد شد.
رای تو واقف است بر افلاک
حکم تو نافذ است بر اجرام
هوش مصنوعی: نظرات و تصمیمات تو بر عالم بالا آگاه است و فرمانت بر اجرام آسمانی تاثیرگذار و قاطع است.
خشم تو خیمه ئیست حلم پذیر
عفو تو دابه ئیست بحرآشام
هوش مصنوعی: خشم تو مانند یک چادر بزرگ است که میتواند تحمل کند و عفو تو مانند یک موجودی است که از دریا آب مینوشد.
گر فلک بهره یابد از علمت
نایب مشتری شود بهرام
هوش مصنوعی: اگر آسمان از دانش تو بهرهمند شود، بهرام (سیارهی مشتری) نایب و جانشین آن خواهد شد.
گر هوا مایه گیرد از دستت
در فشاند به جای قطره غمام
هوش مصنوعی: اگر هوا از دست تو بگیرد، به جای قطرهای از باران، غم و اندوه را به دل میریزد.
ور چمن بو ستاند از خلقت
بوی گل بازدارد اصل زکام
هوش مصنوعی: اگر بو و عطر چمن از خلقت بگیرد، بوی گل نمیتواند ریشهدار شود.
صاحبا بنده چشم آن دارد
کز سر رغبت و قبول تمام
هوش مصنوعی: دوست من، آن چشمی که به من توجه دارد، از روی رغبت و پذیرش کامل است.
سخنش بشنوی و بپذیری
ای سخنهای تو ملوک کلام
هوش مصنوعی: اگر به صحبتهایت گوش دهی و آنها را بپذیری، سخنگویی بزرگ و باهیبت خواهی بود.
کاستماع کلام ملهو فان
صدق است از کلام خیر انام
هوش مصنوعی: شنیدن سخن زیبا و دلنشین، حقیقتی است از کلام بهترین انسانها.
بنده می نالم از جفای سپهر
که توئی خواجه و سپهر غلام
هوش مصنوعی: من از ظلم زمانه گلایهمندم، در حالی که تو آقا هستی و زمانه بندهی توست.
تو ز ایام داد من بستان
که توئی داد ده در این ایام
هوش مصنوعی: از روزهای دادرسی من چیزی بگیر، چرا که تو خود در این روزها دادگری.
در حق من که داعی کرمم
ای به حق پیشوا و شاه کرام
هوش مصنوعی: ای پیشوای بزرگوار و شاه با کرامت، در مورد من که به تو پناه آوردهام، سخن بگو.
کرمی کن که مرد مکرمتی
که فلک لوم میکند چو لیام
هوش مصنوعی: شعری که بیان شده به نوعی از اهمیت شخصیت و مقام انسان اشاره دارد. در واقع، گفته میشود که آدمی باید در زندگی خود رفتاری شایسته و محترم داشته باشد، زیرا کارهای او در نهایت بر سلامت و کیفیت زندگیاش تأثیر میگذارد. در این متن به فردی که به مقام و منزلت رسیده است اشاره میشود و اشاره به اهمیت تلاش و شخصیت او در برابر مشکلات و چالشها دارد.
گر بمیرم ز تشنگی هرگز
نچشم جرعه ای ز آب عوام
هوش مصنوعی: اگر به خاطر تشنگی بمیرم، هرگز یک قطره از آب عوام را نخواهم چشید.
ور بگردم به جان ز بی درمی
نبرم پیش خواجگان ابرام
هوش مصنوعی: اگرچه به جان خود مشغول هستم و این بیپولی مرا آزار میدهد، اما در برابر خواجگان و ثروتمندان تسلیم نخواهم شد.
نبرد شاخ سدره رنج تبر
نکشد خنگ چرخ جور لجام
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی توضیح داده میشود که دشواریها و چالشهایی که در زندگی وجود دارد، نمیتواند کسی را از پای درآورد. با وجود سختیها و ناملایمات، انسان باید با اراده و استقامت به مسیر خود ادامه دهد و در برابر مشکلات تسلیم نشود. این معنی نشاندهنده امید و پایداری در برابر مصائب است.
می ام از کاس جور دور زمان
گر کنم عربده مده دشنام
هوش مصنوعی: من از کاسهای که به وجود زمان دچار شده است، شراب مینوشم. اگر صدایی بلند کنم، هرگز توهین نکن.
مجلس ما چراست کاندر وی
فعل دیگر کند همی هر جام
هوش مصنوعی: مجلس ما چرا چنین است که هر کسی در آن کار دیگری انجام میدهد و هر کدام به نوعی مشغولند.
گرچه از جود خواجه دنیا
یافتم برد و خلعت و انعام
هوش مصنوعی: با اینکه از نعمت و بخشش آقای دنیا دارایی و مقام و پاداش گرفتم،
همچنان هفت مار هفت سری
می گزندم مدام هفت اندام
هوش مصنوعی: من به طور مداوم با هفت مشکل یا چالش بزرگ روبرو هستم که هر یک به نوعی من را آزار میدهد و مرا در تنگنا قرار داده است.
غم پیری و کربت غربت
انده فاقه و تکفر وام
هوش مصنوعی: غم پیری و حسرت دوری از وطن باعث احساس ناراحتی و تنگدستی در من شده است.
دوری از خانمان و قوم و تبع
فرقت دوستان دشمن کام
هوش مصنوعی: دوری از خانواده و ملیت خود و نیز جدایی از دوستان، موجب شادی دشمنان میشود.
به دیار خود ارچه تشنه لبم
نیست آنجا مرا امید مقام
هوش مصنوعی: هرچند که در دیار خود دلتنگ و تشنهآب نیستم، اما هنوز هم امیدوارم که جایگاهی در آنجا داشته باشم.
قلب نام خود است پارس کنون
تشنه را کی بود در او آرام
هوش مصنوعی: قلب همانا نام خود است و اکنون در دل تشنه، آرامشی نیست.
مرد جاهی مرا قوی باید
تا شود کار من مگر به نظام
هوش مصنوعی: برای رسیدن به موفقیت و پیشرفت، نیازمند مردی توانا و با قدرت هستم، چرا که تنها با نظم و سازماندهی میتوانم به هدفهایم برسم.
به خدای ار به عمرها آید
پای صیدی چنینت اندر دام
هوش مصنوعی: اگر به خدا قسم بخورم یا به عمرم، همچین صیدی در دام نخواهد افتاد.
اندر این نظم ارچه هست صریح
لقب و نام نیست جای ملام
هوش مصنوعی: در این شعر، گفته شده که هرچند در این نظم مفاهیم و معانی به روشنی بیان شدهاند، ولی ذکر نام یا لقب جایز نیست و در نتیجه نباید مورد انتقاد قرار گیرد.
لقب و نام تو به ذکر جمیل
در نوی گفت ایزد علام
هوش مصنوعی: خداوند نام و لقب تو را با زیبایی و خوبی ذکر کرده است.
من چه گفتم که صاحب دیوان
همه گفتم به جز صلوه و سلام
هوش مصنوعی: من چه چیزی گفتم جز این که همه چیز را به جز درود و سلام به صاحب دیوان گفتم.
تا فلک را به محور است مدار
تا عرض را به جوهر است قوام
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان به دور خود میچرخد و مداری دارد، عرض زمین نیز به وجود جوهر وابسته است و این جوهر به ثبات و پایداری آن میانجامد.
جوهرت باد از عوارض دور
فلکت در مدار خاضع و رام
هوش مصنوعی: جواهر تو از اثرات دوری که در دامنه آسمان است، در وضعیتی خاضع و آرام قرار دارد.
به سه شهزاده چشم تو روشن
تا جهانراست روشنی و ظلام
هوش مصنوعی: چشم تو به سه شاهزاده روشن است و این نگاه تو به جهان، روشنی و تاریکی را تعیین میکند.