برگردان به زبان ساده
صاحبا گرچه ز جودت شکر دارم
پیش ازین واکنون به تو امیدوارم
هوش مصنوعی: ای دوست، هرچند که از بخششهایت سپاسگزارم، اما اکنون بیشتر از همیشه به تو امیدوارم.
کز نصاب جاه محرومم نداری
این امید از عین لطفت چشم دارم
هوش مصنوعی: من از مقام و منزلت دور هستم و به رغم این، از لطف و محبت تو امید دارم و به چشمانتظاریام ادامه میدهم.
اسبکی دادی پریرم کاندرین ره
با وجودش نه پیاده نه سوارم
هوش مصنوعی: شما وسیلهای به من دادهاید که در این مسیر با آن، نه بهطور پیاده و نه سوار، حرکت میکنم.
گر کسی گوید مرا کاین بارگی چیست
من چه گویم یا جوابش چون گذارم
هوش مصنوعی: اگر کسی از من بپرسد که این بار سنگین چیست، من چه پاسخی بدهم یا چگونه توانایی توضیح آن را داشته باشم؟
گر بگویم خود خریدم ننگم آید
ور بگویم خواجه دادم شرمسارم
هوش مصنوعی: اگر بگویم که خودم آن چیز را خریدهام، برایم خجالتآور است و اگر بگویم که آقا (خواجه) آن را به من داده، باز هم برایم باعث شرمساری است.
نیست فربه تا بدیگش در بجوشم
ننگم آید کش به قصابان سپارم
هوش مصنوعی: تا زمانی که از وجودم و زندگیام به خوبی استفاده نشود، احساس شرمساری میکنم که خود را به دست کسانی بسپارم که به کارهای خطرناک و آسیبرسان مشغولند.
نیست لایق باز اصطبلت سپردن
اینقدر باشد خرد آموزگارم
هوش مصنوعی: این متن بیان میکند که من نمیتوانم معلمی را که چنین کمفهم و ناتوان است، به خوب بودن محکوم کنم. به عبارت دیگر، اینجا به ناتوانی یا کمخردی آموزگار اشاره شده و نشان میدهد که او شایستگی تعلیم و تربیت را ندارد.
می نیارم داشت مخفی زانکه یاری
صوفیانه گفت خواهم زانکه یارم
هوش مصنوعی: من هیچ رازی را پنهان نمیکنم، چرا که میخواهم به دوستی صوفیانه برسم، زیرا یار من همین دوستی است.