برگردان به زبان ساده
که رساند به سمع خسرو عصر
قصه ای از من غریب فقیر
هوش مصنوعی: شخصی داستانی از خود را که به حال و روز فقر و تنهایی دچار است، به گوش خسرو عصر رسانده است.
گوید ای در خرد دقیق نظر
گوید ای در هنر عدیم نظیر
هوش مصنوعی: بگو ای کسی که در خرد و فهم دقیق هستی، به من بگو ای کسی که در هنر بینظیر هستی.
گوید ای در جهان به جود خبر
گوید ای در زمان به ذهن خبیر
هوش مصنوعی: میگوید ای کسی که در جهان به بخشندگی شناخته شدهای، ای کسی که در زمان به خرد و دانش مشهور هستی.
گوید ای نزد همت و قدرت
اوج کیوان و قصر مهر قصیر
هوش مصنوعی: میگوید ای کسی که به خاطر همت و قدرت خود، به اوج آسمان و قصر خورشید دست یافتهای.
گرچه خواند صحیفه اسرار
رای عالی ز روی لوح ضمیر
هوش مصنوعی: اگرچه عالم بزرگ به اسرار ذهن انسان از روی لوح فکر او نگریسته است،
لیک نوعی بود ز سلوت دل
گر کنم شمه ای از آن تقریر
هوش مصنوعی: اما نوعی از دل آرامش و سلوک وجود دارد که اگر بخواهم کمی از آن را توضیح دهم...
بنده بوده ست سالهای دراز
در فراز و نشیب عالم پیر
هوش مصنوعی: شخصی مدتهای طولانی در مشکلات و چالشهای زندگی، یعنی در اوج و فرودهای زندگی، به خدمت و اطاعت مشغول بوده است.
گاه اندر گشایش دولت
گاهی اندر کشاکش تقدیر
هوش مصنوعی: گاهی روزهایی است که زندگی به ما فرصتهای خوبی میدهد و در زمانهای دیگر، درگیریها و چالشهای سرنوشت را تجربه میکنیم.
گاه چون ماه در محاق و کسوف
گاه چون شاه در سرور و سریر
هوش مصنوعی: گاه مانند ماه در زمان کسوف و محاق کمنور و نامشخص است، و گاه مانند شاه بر تخت و در اوج شادی و قدرت است.
گه ز قصد حسود در تشویش
گه ز قول حقود در تشویر
هوش مصنوعی: گاهی از سوی حسودان در نگرانی هستم و گاهی از طرف حقجویان در فریب.
گه چو شیاد سغبه زنبیل
گه چو طرار بسته زنجیر
هوش مصنوعی: گاهی مانند یک شیاد به کارهای ناپسند و فریبکارانه میپردازد و گاهی دیگر مانند شخصی گرفتار و محصور در زنجیر احساس محدودیت میکند.
گاه همچون ملک در اوج نعیم
گاه چون دیو در حضیض سعیر
هوش مصنوعی: گاهی مانند فرشتهها در بالاترین مقام خوشبختی و خوشی هستم و گاهی مانند دیوان در پایینترین حالت عذاب و رنج.
ننگرستم در آن وبال و شرف
از مروت در این جهان حقیر
هوش مصنوعی: نمیتوانم از بدبختی و مصیبت دیگران شاد باشم و از جوانمردی و بزرگواری خودم در این دنیا کم نکنم.
همه افسانه بود و باد و هوس
این حکایت که کرده شد تفسیر
هوش مصنوعی: همه چیز در این داستان، تنها خیال و آرزو بود و آنچه که به عنوان تفسیر بیان شده، در واقع هیچ واقعیتی نیست.
نه در آن دولتم غرور و فرح
نه درین محنتم فغان و نفیر
هوش مصنوعی: نه در حالتی که خوشی و قدرت دارم مغرور میشوم و نه در زمان سختی و مصیبت ناامید و نالهکنان هستم.
بر درت مانده ام به پیرانسر
تشنه لب در کنار بحر قعیر
هوش مصنوعی: من در کنار دریای عمیق، مانند افرادی که در جستجوی آب هستند، در نزدیکی در خانهات منتظرم.
شد مبدل مرا نهاد و مزاج
تیر شد چون کمان و قیر چو شیر
هوش مصنوعی: عوض شدن وضع و حالت من باعث شده که تیر و کمان مانند قیر و شیر به هم نزدیک و ترکیب شوند.
ترسم آن روز قدر من دانی
که به زندان خاک باشم اسیر
هوش مصنوعی: میترسم روزی برسد که ارزش و اهمیت من را درک کنی، در حالی که من در خاک و زیر زمین محبوس باشم.
من پذیرفتم از خدای ترا
به دعا و ثنا شب و شبگیر
هوش مصنوعی: من از خداوند تو را با دعا و ستایش در شب و هنگام غروب پذیرفتم.
تو ز بهر ثواب روز جزا
از خدای جهان مرا بپذیر
هوش مصنوعی: لطفاً به خاطر پاداش روز قیامت، من را از طرف خداوند بپذیر.
سازگاری تو با وضیع و شریف
پایمردی تو با صغیر و کبیر
هوش مصنوعی: تو به خوبی با شرایط و مقامهای مختلف سازگار هستی و در برابر افراد بزرگ و کوچک با استقامت و پایداری رفتار میکنی.
کارم از دست رفت کارم ساز
پایم از جای رفت دستم گیر
هوش مصنوعی: کار من از کنترل خارج شده و به هم ریخته است. پایم از جایش حرکت کرده و در این اوضاع به کمک من نیاز است.