برگردان به زبان ساده
ز لفظ خواجه دنیی نصیر ملت و دین
که باد صد یک عمرش نهایت پیری
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هر کسی که در دنیا به عنوان یک حامی و دلسوز برای ملت و دین شناخته میشود، اگر چه عمرش به پایان برسد و به سالخوردگی برسد، اما تاثیرات و یادگارهای مثبت او در طول زمان باقی میماند.
شنیدهام ز دو پیر و جوان که کرد انشاء
دو نظم خوب به شکر و شکایت پیری
هوش مصنوعی: شنیدهام از دو نسل از افراد، چه کسانی به زیبایی درباره شکر و شکایت پیرمردی شعر نوشتهاند.
یکی ز گفته پیری که بد همه سخنش
دریغ و درد شباب از نکابت پیری
هوش مصنوعی: یکبار پیرمردی گفت که تمام حرفهایش حسرت و اندوهی بود از جوانی که با بدیهای پیری همراه است.
دیگر زقول جوانی به عمر خود نازان
بدان امید که یابد ولایت پیری
هوش مصنوعی: دیگر به یاد جوانی خود ننازم، چون به امید رسیدن به مقام و جایگاه بزرگسالی و پیری نیستم.
حدیث آن زفتور قوی و ضعف مزاج
همه مذمت شیب و حمایت پیری
هوش مصنوعی: این جمله به بررسی قدرت و ضعف مزاج در دوران پیری میپردازد و بیانکنندهی این نکته است که با افزایش سن، تغییراتی در بدن و روحیه انسان به وجود میآید که ممکن است نه تنها از جهات مثبت بلکه از زوایای منفی نیز در نظر گرفته شود. این تغییرات و افزایش سن معمولاً با برخی معایب و نکات منفی همراه است.
کلام این ز سر نخوت و غرور شباب
همه محامد شیب و عنایت پیری
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که سخنان جوانی ناشی از خودبینی و بلندپروازی اوست، در حالی که فضائل و لطفهای سنین بالا و پیری را باید در نظر گرفت.
جوان کجا شد تا حال من نظاره کند
که من چه می کشم اندر بدایت پیری
هوش مصنوعی: جوان کجا رفته که حال من را تماشا کند و ببیند که من در آغاز پیری چه سختیهایی را تحمل میکنم؟
اگر نکایت پیری در او رسیده بدی
دگر به خیر نکردی حکایت پیری
هوش مصنوعی: اگر در وجود او نشانههای پیری ظاهر شده، دیگر نمیتوانی با کارهای خوب آن را تغییر دهی.
بدایتش نتوانم نمودن از سختی
مگر که غایت سختی ست غایت پیری
هوش مصنوعی: آغاز سختی را نمیتوانم بیان کنم، مگر اینکه پایان سختی، که همان پایان پیری است، مشخص شود.
تو کدخدای تنی ای جوان سرایت تن
برون کند ز سرایت سرایت پیری
هوش مصنوعی: ای جوان، تو فرمانروای بدنی و اگر به کهنسالی برسی، جسمت از تو جدا خواهد شد.