برگردان به زبان ساده
خجسته بادا فصل ربیع و گردش سال
بر این خجسته لقا پادشاه فرخ فال
هوش مصنوعی: فصل بهار و سال جدید مبارک باد، و بر این دیدار خوشایند با پادشاه خوشبخت و خوششانس خوش باشیم.
چراغ و چشم سلاطین و نور دیده ملک
فرشته خو عضدالدین شه ستوده خصال
هوش مصنوعی: چراغ و چشم پادشاهان و نور دیده ملک، فرشتهای به نام عضدالدین، که صفات ستودهای دارد.
سپهر مقدرت و قدر سعد بوبکر آن
که آفتاب جمال است و آسمان جلال
هوش مصنوعی: آسمان قدرت و منزلت سعد بوبکر، کسی که مانند خورشید زیبایی و آسمانی است که جلال و عظمت دارد.
ورای آدمی و آدم است وبه ز ملک
بدین حدیث گواه است ایزد متعال
هوش مصنوعی: بالاتر از انسان و ویژگیهای او، پدیدهای است که شایستهتر از ملک و سلطنت به شمار میآید و این موضوع نشاندهندهی قدرت و عظمت خداوند متعال است.
زهی به وقت ادا کرده جود وقت سجود
خهی به دست سخا داده مال همچو رمال
هوش مصنوعی: در زمانی که دعا و عبادت میکنی، بخشش و generosity تو در اوج است. همچنین، ثروت و مال که با دست سخاوت تقسیم میکنی، مانند یک رمال خوش شانس است.
توئی که حضرت تو هست کعبه حاجات
توئی که درگه تو هست قبله آمال
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که تمامی خواستههایم به سوی توست و تویی که مکان مقدس و مورد نظر تمام امیدها و آرزوهایم به شمار میروی.
ز رای روشن تو خورده مهر و مه تشویر
ز دست باذل تو کرده کان وبحر سئوال
هوش مصنوعی: از فکر روشن تو، آفتاب و ماه تحت تأثیر قرار گرفتهاند و به خاطر دست بخشنده تو، زمین و دریا به سوال آمدهاند.
به روز بزم چو دستت کند گهر باری
روان حاتم طی جوید از کف تو نوال
هوش مصنوعی: وقتی در مهمانی و جشنها زیورآلات و مرواریدها بر دست تو میدرخشد، همچون حاتم طایی که در بخشندگی مشهور است، دیگران نیز از تو انتظار سخاوت و generosity دارند.
نماند در دل دریا و کان زر و گوهر
ز بسکه دشمن مال است شاه دشمن مال
هوش مصنوعی: در دل دریا و معادن طلا و جواهر چیزی باقی نمیماند، زیرا دشمنان همواره به دنبال ثروت هستند و مال را به عنوان دشمن تلقی میکنند.
گه عطا دل و دستت دو خاصیت دارند
به وقت آنکه گذاری وظایف آمال
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، دل و دستت ویژگیهای خاصی دارند که در زمان انجام وظایف و رسیدن به آرزوها، به کار میآیند.
از این بجوشد خون در دل خزاین و کان
وز آن برآید جان از تن دفاین و مال
هوش مصنوعی: از دل خزانهها و معادن، خون به جوش میآید و از آن، جان از بدنهای پنهان بیرون میآید و داراییها نمایان میشود.
به گاه رزم چو در برکشی تو جوشن کین
ز هیبت تو بلرزد روان رستم زال
هوش مصنوعی: در زمان نبرد، وقتی تو زره جنگی را بر تن میکنی، روح رستم زال به خاطر هیبت و قدرت تو میلرزد.
ز تاب رمح تو گردد هوا پر از شعله
ز کوب گرز تو گردد زمین پر از زلزال
هوش مصنوعی: از زیبایی چشمان تو، آسمان پر از آتش میشود و با ضربههای چکشی تو، زمین به لرزه در میآید.
چو مرکب تو زند شیهه در صف هیجا
چو آب گردد خون مبارزان قتال
هوش مصنوعی: وقتی اسب تو در جنگ نعره میکشد، مانند این است که خون جنگجویان به آب تبدیل میشود.
به هر خروش ز تن بگسلد دل دشمن
چنانکه بر شکم کوس می زنند دوال
هوش مصنوعی: هر بار که صدای دلانگیزی به گوش میرسد، دل دشمن از تن او جدا میشود، مانند کسی که بر شکمِ یک شخص دیگر ضربه میزند و او را به حرکت درمیآورد.
کبوتریست مسافر خدنگ چار پرت
گرفته درسر منقار نامه آجال
هوش مصنوعی: پرندهای است در حال سفر که تیرکی به چهار جهت را در نوک خود دارد و نامهای از آینده را به همراه میآورد.
معاشریست معربد حسام خونخوارت
که جرعه دانش بود بحر خون مالامال
هوش مصنوعی: دوستی است که مانند حسام خونخوار، بیرحم و خشن است. او مانند دریا پر از علم و آگاهی است که میتواند به شدت تاثیرگذار باشد.
سخن به کنه کمالت نمی رسد ورنه
به دولت تو مرا خاطری ست بس به کمال
هوش مصنوعی: سخن دربارهی نهایت کمال تو به عمق نمیرسد، اما به لطف و بزرگواری تو، من دل خوشی از تو دارم که به کمال نزدیک است.
زبان بنده ثنای تو کی تواند گفت
که مدحت تو برون است از بیان مقال
هوش مصنوعی: زبان من نمیتواند به خوبی تو را توصیف کند، زیرا ستایش تو فراتر از کلمات و بیان انسانی است.
ز حرص مدح وثنای تو شد فراموشم
حدیث باغ و بهار و حکایت خط و خال
هوش مصنوعی: به خاطر ولع و شوقی که به ستایش و ثنای تو دارم، یادم رفت دربارهی باغ و بهار و داستانهای خط و خال صحبت کنم.
اگر چه قافیه شد خرج و تنگ شد میدان
ز عشق یاد کنم چند بیت وصف الحال
هوش مصنوعی: اگرچه شرایط سخت و محدود شده، اما همچنان از عشق یاد میکنم و میخواهم چند بیتی درباره حال و روز خود بگویم.