که گفت پرده بَراَفکن ز روی مرد افکن
که شد بریده ترنج و کف جهان از زن
زبان یوسف اگر دُر نریختی به سخن
به لعل چشم، زلیخا نگشتی آبستن
چه خار بود که در دامنِ دلی آویخت
که شد دریده، گلِ باغِ حُسن را دامن
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
که گفت پرده بَراَفکن ز روی مرد افکن
که شد بریده ترنج و کف جهان از زن
هوش مصنوعی: کسی گفت که پرده را کنار بزن و به مردان نشان بده که چگونه ترنج و زیبایی دنیا به واسطه زنان به وجود آمده است و اگر پرده را کنار بزنی، حقیقت بیشتری آشکار خواهد شد.