شمارهٔ ۶۳
حافظ
»
اشعار منتسب
»
شمارهٔ ۶۳
دل شوق لبت مدام دارد
یا رب ز لبت چه کام دارد
جان عشرت مهر و باده شوق
در ساغر دل مدام دارد
شوریدهٔ زلف یار دایم
در دام بلا مقام دارد
آخر نرسد که باز پرسیم
کآن دلبر ما چه نام دارد
با یار کجا نشیند آن کاو
اندیشه خاص و عام دارد
خرّم دل آن کسی که صحبت
با یار علیالدّوام دارد
تا صید کند دلی بشوخی
بر گل ز بنفشه دام دارد
حافظ چو دمی خوش است مجلس
اسباب طرب تمام دارد
شمارهٔ ۶۲: درین وادی به بانگ سیل بشنو
شمارهٔ ۶۴: ز دل بر آمدم و کار بر نمیآید
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه:
حمیدرضا محمدی
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.