برگردان به زبان ساده
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام یک منی
هوش مصنوعی: صبح شده و شبنم از ابرهای سنگین میچکد. بیایید حال و هوای خوشی درست کنیم و یک کاسه نوشیدنی به من بدهید.
در بحر مایی و منی افتادهام، بیار
می تا خلاص بخشدم از مایی و منی
هوش مصنوعی: من در دریاى وجود تو و خودم غرق شدهام، بیا شراب بیاور تا از این حالت رها شوم.
خونِ پیاله خور که حلال است خون او
در کار یار باش که کاریست کردنی
هوش مصنوعی: برای دلخوشی معشوق، به خاطر او پیالهای پر از شراب بنوش، که این امر جایز است. با عشق و وفاداری نسبت به او، به کارهایی بپرداز که باید انجام شوند.
ساقی به دست باش که غم در کمین ماست
مطرب نگاه دار همین ره که میزنی
هوش مصنوعی: ای ساقی، مراقب باش که غم به ما نزدیک است، مطرب هم همچنان این نغمه را ادامه بده و راهی که در پیش گرفتهای را حفظ کن.
مِی ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت
«خوش بگذران و بشنو از این پیرِ منحنی»
هوش مصنوعی: مشروب بنوش که صدای چنگ در گوشم طنینانداز شد و به من گفت: «خوب زندگی کن و از این پیر با تجربه حرفهایت را بشنو».
ساقی به بینیازی رندان که می بده
تا بشنوی ز صوت مغنی «هو الغنی»
هوش مصنوعی: ای ساقی، برای آنکه رندها به نیازی نیفتند، شراب بده تا صدای خواننده را بشنوند که میگوید او بینیاز است.