برگردان به زبان ساده
گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چُنین روز، غلام است
با گل در دستانم و جام می در اختیار، و محبوبم در کنارم، احساس میکنم که در این لحظه آنقدر سرافراز و بلند جایگاهم که گویی سلطان عالم به خوشبختی ،در نظرم غلامی بیش نیست.
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلسِ ما، ماهِ رخِ دوست، تمام است
هوش مصنوعی: شما نیازی به آوردن شمع در این محفل ندارید چون امشب در جمع ما، زیبایی چهره دوست به اندازهای است که نورانیتر از هر شمعی است.
در مذهبِ ما، باده، حلال است ولیکن
بیرویِ تو ای سَروِ گُلاندام، حرام است
در آئین ما نوشیدن شراب مجاز است، اما در غیاب تو، ای خوشچهره و زیبا، این کار ناپسند و منع شده است.
گوشم همه بر قولِ نی و نغمهٔ چنگ است
چشمم، همه، بر لعلِ لب و گَردشِ جام است
گوشم به صدای نی و موسیقی چنگ توجه دارد و چشمانم به لبان سرخ و حرکت جام خیره است.
در مجلسِ ما، عِطر میامیز که ما را
هر لحظه، زِ گیسویِ تو، خوشبوی مشام است
هوش مصنوعی: در جمع ما عطر خوشی پراکنده نکن، زیرا هر لحظه به خاطر بوی گیسوی تو، بوها و رایحهها برای ما دلپذیر است.
از چاشنیِ قند مگو هیچ و زِ شِکَّر
زآن رو که مرا از لبِ شیرینِ تو، کام است
هوش مصنوعی: به هیچ عنوان دربارهی شیرینی قند صحبت نکن، زیرا من از لبهای شیرین تو لذت میبرم.
تا گنجِ غمت در دِلِ ویرانه، مقیم است
همواره مرا کویِ خرابات، مقام است
هوش مصنوعی: تا وقتی که درد و غم تو در دل من جا دارد، همیشه برای من همین محل و این مکان بیسر و سامان، جایگاه و مقام است.
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است؟
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است؟
هوش مصنوعی: ننگ من چنان عمیق است که دیگر نمیتوانم دربارهاش صحبت کنم و وقتی از نامم میپرسی، میبینی که خود نامم نیز یادآور همان ننگ است.
مِیخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وآن کس که چو ما نیست در این شهر، کدام است؟
ما شراب نوش، سرگشته و آزاد و بیپروا هستیم درست! اما کسی را که بر خلاف ما در این شهر باشد، نمیشناسیم. (یعنی همه در دنیا میخواره و سرگشته و ... هستند ولی به رو و زبان نمیارند)
با محتسبم، عیب مگویید که او نیز
پیوسته، چو ما در طلبِ عیشِ مدام است
نقصها و عیبهای من را پیش مُحتسب بیان نکنید، زیرا او هم مانند ما همیشه در جستجوی لذت و شادی پایدار و نوشیدن دائمی شراب است.
حافظ! منشین بیمِی و معشوق، زمانی
کایَّامِ گُل و یاسمن و عیدِ صیام است
هوش مصنوعی: حافظ میگوید که در زمانهای که بهار و گلها و عید آمدهاند، نباید از می و عشق دور بمانی. این ایام فرصتی است که باید از لذتها و زیباییهای زندگی بهرهمند شد.