برگردان به زبان ساده
صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را
که سَر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
ای بادِ صبا! لطفی کن (به ملایمت) به آن غزالِ رعنا بگو که تو باعث شدهای که ما سر به کوه و بیابان بگذاریم. تو ما را در
کوه و بیابان رها کردهای.
شِکر فُروش که عُمرَش دراز باد چرا
تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟
چرا شکرفروش احوالی از طوطیِ شکرخا نمیپرسد و از او دلجویی نمیکند؟ چرا سراغی نمیگیرد که بداند او کجاست؟
غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُل
که پُرسِشی نکُنی عَندَلیب شیدا را
ای گُل! تکبّر و نخوتی که از زیبایی به تو دست داده باعث شده که احوالی از
بلبلِ شیدایِ خودت نپرسی؟ یا به عبارتی: حتما زیباییات تو را مغرور کرده که از من سراغی نمیگیری.
به خُلق و لطف توان کرد صیدِ اهلِ نظر
به بند و دام نگیرند مرغِ دانا را
با اخلاقِ نیکو و ملاطفت و نرمی و مهربانی میتوان اهلِ نظر را صید کرد. پرندهٔ دانا را نمیتوان با به بند کشیدن و در دام انداختن گرفت.
ندانم از چه سبب رنگِ آشنایی نیست
سَهیقَدانِ سیَهچشمِ ماهسیما را
نمیدانم که چرا آدمهای بلند قد و سیاه چشم و ماه سیما، رسم و آئینِ دوستی ندارند.
چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی
به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را
وقتی که با یارِ خودت مینشینی و باده مینوشی، دوستدارانت را در یاد داشته باش و فراموش نکن! که باد را در مینوردند. جز باد چیزی به دست ندارند.
جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب
که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را
بهجز این مقدار، نمیتوان عیبی برای تو بر شمرد که برایِ رویِ زیبا، روشِ مهر و وفا نیست. مهر و
وفا برای زیبارویان قرار داده نشده است. یا: در قضیهٔ جمالِ تو، بهجز این (قَدَر و تقدیر) که مهر
و وفا برای روی زیبا وضع نشده، به چیزِ دیگری نمیشود عیب گفت و ایراد گرفت.
یعنی به قَدَر ایراد میگیرد نه به جمال.
در آسمان نه عجب گَر به گفتهٔ حافظ
سُرودِ زُهره به رقص آورد مسیحا را
عجیب نیست اگر نغمهای که سیارهٔ زهره (معروف به مطرب و نوازنده فلک) بر روی شعر حافظ مینوازد، مسیحا را در آسمان به رقص بیاورَد.