برگردان به زبان ساده
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
که به پیمانهکشی شهره شدم روز الست
هوش مصنوعی: سخن از اطاعت، پیمان و خوبی است؛ اما من در این موضوع به خاطر تواناییام در سنجش و اندازهگیری شهرت دارم که در روز آغازین، یعنی روز الست، مشخص شد.
من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست
زمانی که برای وصال خود را با عشق اماده و پاکیزه کردم؛ از هر چیزی غیر از عشق دست کشیدم و پاک شدم
می بده تا دهمت آگهی از سِرّ قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
هوش مصنوعی: به من نوشیدنی بده تا بگویم به چه دلیلی عاشق شدم و از کدام بوی خوش مست و سرمست شدم.
کمر کوه کم است از کمر مور اینجا
ناامید از در رحمت مشو ای بادهپرست
هوش مصنوعی: کمر کوه به اندازه کمر یک مور است، اینجا ناامید نشو و از در رحمت دور نمانید، ای عاشق شراب.
بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
هوش مصنوعی: تنها نرگس مستانهای که چشمش به من میافتد، زیر این درختان فیروزهای هیچکس دیگر به دل نمینشیند.
جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان، خوشتر از این غنچه نبست
هوش مصنوعی: جانم فدای لب او باد که در باغ احساس، زیباتر از این گل، چیزی وجود ندارد.
حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد
یعنی از وصل تواَش نیست بجز باد به دست
هوش مصنوعی: حافظ به خوشبختی و بزرگی خود به خاطر عشق تو اشاره میکند. او بیان میکند که هیچ گاه به جز آرامش و نسیم عشق تو به هیچ چیز دیگری نمیرسد. این عشق برای او مانند قدرت سلیمان است، اما آنچه که از وصال تو مییابد، تنها همان نسیم لطیف است.