برگردان به زبان ساده
ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟
منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟
ای باد سحر (صبا: باد سحرگاهی که در نزد شعرا معروف هست بر اینکه نامهی عاشق را به معشوق میبرد و بو و نسیم یار را به عاشق میرساند) تو که خبر داری بگو محل آرامش و خواب یار کجاست؟ منزل آن ماهِ زیبای عاشق کش چالاک (همگی توصیف کنندهی یار هست) کجاست؟
شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش
آتشِ طور کجا موعدِ دیدار کجاست؟
هوش مصنوعی: در شب تاریک، راهی که به سرزمین امن و آرامش میرسد پیش رو است، اما مکان ملاقات در آتش کوه طور کجاست؟
هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد
در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟
آمدن به جهان همراه است با وارد شدن در چرخهی فنا و ناپایداری ، در خرابات، همه مستِ حقیقتاند و آنچه «هوشیاری» دنیوی نامیده میشود (حسابگری، سود و زیان، ترس و امید معمولی) دیگر جایی ندارد.
آنکس است اهلِ بشارت که اشارت داند
نکتهها هست بسی مَحرمِ اسرار کجاست؟
هوش مصنوعی: کسی که میتواند به دیگران خوشخبری بدهد، باید به رمز و رازها آشنا باشد. حالا این نکتههای پنهان، که رازها را در بر دارند، در کجا میتوان یافت؟
هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و مَلامتگرِ بیکار کجاست؟
هوش مصنوعی: هر یک از تارهای موی من با تو ارتباطات و مسائل بسیاری دارد. ما در کجا و کسانی که بیدلیل ما را سرزنش میکنند در کجا هستند؟
باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَش
کاین دلِ غمزده سرگشته گرفتار کجاست؟
اگر میخواهید بدانید که دل عاشق من کجا گرفتار شده بروید از گیسویِ مجعد و پیچیدهاش بپرسید.
عقل دیوانه شد آن سلسلهٔ مُشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت ابرویِ دلدار کجاست؟
عقل ما دیوانه شد آن زنجیر خوشبو (زلف یار) کجاست؟ دل با ما قهر کرد، (گوشه و اشاره) ابروی دلدار کجاست؟ (تا دل با ما آشتی کند)
ساقی و مُطرب و مِی جمله مُهَیّاست ولی
عیش بییار مُهیّا نشود یار کجاست؟
هوش مصنوعی: بیا ساقی، ساز و شراب همه فراهم است، اما خوشی و لذت بدون حضور یار کامل نمیشود. پس یار کجاست؟
حافظ از بادِ خزان در چمنِ دَهر مَرَنج
فکرِ معقول بفرما گُلِ بیخار کجاست؟
کاربر: حافظ میگوید که از سختی های روزگار در مسیر مقصودت رنجیده خاطر نشو همان طور عقل حکم میکند هیچ مقصودی بدون سختی و رنج بدست نمی آید.