برگردان به زبان ساده
رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
هوش مصنوعی: خبر خوش این است که روزهای غم و اندوه پایان خواهند یافت، همچنان که این وضعیت نخواهد ماند و تغییر خواهد کرد.
من ار چه در نظرِ یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
هوش مصنوعی: اگرچه من در نظر محبوبم به درجهٔ خاکساری رسیدهام، اما رقیب هم به همین شکل به احترام نخواهد ماند.
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماند
هوش مصنوعی: وقتی که نگهبان با شمشیر حمله میکند، هیچکس در حریم امن و مقدس باقی نخواهد ماند.
چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟
چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند
هوش مصنوعی: در زندگی، جایی برای سپاسگزاری یا گلایه از خوبیها و بدیها وجود ندارد، زیرا هر چیزی که در این دنیا وجود دارد، در نهایت پایدار نخواهد ماند و نقش آن بر صفحهٔ هستی محو خواهد شد.
سرودِ مجلسِ جمشید گفتهاند این بود
که «جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند»
هوش مصنوعی: در اینجا در مورد جشنی صحبت میشود که به زمان جمشید برمیگردد. گفته شده که در این مجلس از همه خواسته میشود تا جامی پر از نوشیدنی بیاورند، زیرا زندگی و زیباییها پایدار نیستند و زمانی که به پایان برسند، چیزی از آنها باقی نخواهد ماند.
غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه!
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
هوش مصنوعی: ای شمع، ارزش این لحظه را بدان و از وصال پروانه بهرهمند شو، چون این وضعیت تا صبح ادامه نخواهد داشت.
توانگرا! دلِ درویشِ خود به دست آور
که مخزنِ زَر و گنجِ دِرَم نخواهد ماند
هوش مصنوعی: ای توانگر! دل درویش را به دست آور، چرا که ثروت و داراییهایت همچنان که هستند، پایدار نخواهند ماند.
بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشتهاند به زر
که «جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند»
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و با خط طلا نوشته شده است که تنها خوبی و نیکی افراد با سخاوت و کرامت باقی خواهد ماند.
ز مهربانیِ جانان طمع مَبر حافظ
که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند
هوش مصنوعی: به علت مهربانی و محبت معشوق، نباید به چیزی جز عشق و دوستی دل ببندی، حافظ؛ زیرا نخواهند ماند آثار ظلم و ستم.