برگردان به زبان ساده
رو بر رَهَش نهادم و بر من گذر نکرد
صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد
هوش مصنوعی: من در راه او قرار گرفتم و او هیچ توجهی به من نکرد. با اینکه امید به لطف و نگاهش داشتم، هیچ نگاهی از او دریافت نکردم.
سیلِ سرشک ما ز دلش کین به در نَبُرد
در سنگِ خاره قطرهٔ باران اثر نکرد
هوش مصنوعی: اشکهای ما مانند سیل از دل به راه افتاده، اما این کینه و درد را از دل برنمیدارد. حتی قطرهٔ باران هم بر سنگهای سخت تأثیری نمیگذارد.
یا رب تو آن جوانِ دلاور نگاهدار
کز تیرِ آهِ گوشهنشینان حذر نکرد
هوش مصنوعی: خدایار، تو آن جوان شجاع را حفظ کن که از تیرهای حسرت و ناامیدی افرادی که کنارهنشینند، نمیترسد و به مبارزه ادامه میدهد.
ماهی و مرغْ دوش ز افغانِ من نَخُفت
وان شوخْدیده بین که سر از خواب برنکرد
هوش مصنوعی: ماهی و پرنده شب گذشته از صدای ناله من بیدار نشدند و آن دلبر بازیگوش هنوز از خواب بیدار نشده است.
میخواستم که میرَمَش اندر قدم چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد
هوش مصنوعی: خواستم مانند شمعی باشم که در کنار او میافتم، اما او مثل نسیمی در صبح زود از کنار ما گذشت و ما را نادیده گرفت.
جانا کدام سنگدلِ بیکفایت است
کاو پیشِ زخمِ تیغِ تو جان را سپر نکرد؟
هوش مصنوعی: عزیزم، چه کسی میتواند سنگدل و ناکارآمد باشد که در برابر درد و آسیب تو جانش را دفاع نکند؟
کِلکِ زبانبریدهٔ حافظ در انجمن
با کس نگفت رازِ تو تا تَرکِ سر نکرد
هوش مصنوعی: حافظ در جمع دیگران هیچگاه راز تو را فاش نکرد و فقط وقتی به دردسر افتاد، زبانش به اعتراف باز شد.