برگردان به زبان ساده
من که هستم زنده دور از دلربای خویشتن
گر برفتم میکشد بازم به جای خویشتن
هوش مصنوعی: من که بدون عشق و زیبایی خودم زنده هستم، اگرچه از این دنیا بروم، باز هم قلبم مرا به یاد خودم میاندازد.
نه مرا در خانه کس راه و نه در مسکنی
میتوانم بود یکدم در سرای خویشتن
هوش مصنوعی: نه در خانه کسی جایی دارم، و نه میتوانم حتی یک لحظه در خانه خودم باشم.
ای که مینالی ز عشق یار و جور روزگار
سوی من میبین و کن شکر خدای خویشتن
هوش مصنوعی: ای کسی که از عشق محبوب و سختیهای زندگی شکایت میکنی، به من نگاه کن و شکرگزاری خدای را به خاطر وجود خودت فراموش نکن.
گر ز عشق افزون نبودی در دل پایای من
فکر میکردم به جان گرد هوای خویشتن
هوش مصنوعی: اگر عشق در دل من بیشتر نمیبود، به جان خودم فکر میکردم و به حال و هوای خودم میاندیشیدم.
تا نهادم بر سر کویت قدم بیاختیار
توتیای دیده سازم خاکپای خویشتن
هوش مصنوعی: وقتی که قدم بر سر کوی تو گذاشتم، بدون اراده چشمانم را به توتیای عشق تزیین میکنم و خاک پای تو را با افتخار خواهم ساخت.
بس که زاری میکنم بیهوش گردم هر زمان
باز میآیم به هوش از نالههای خویشتن
هوش مصنوعی: هر بار که به شدت گریه میکنم، چنان بیحال و بیهوش میشوم که به سختی به خودم میآیم. اما هر بار که به هوش میآیم، صدای نالهها و گریههای خود را میشنوم.
غیر محیی کاو خود از بهر تو خواهد در جهان
هر که میخواهد تو را خواهد برای خویشتن
هوش مصنوعی: هرکسی که به تو عشق ورزد، در دنیا به خاطر خودش تو را خواهد خواست، نه به خاطر کسی دیگر. فقط کسی که حقیقی و زنده است، به خاطر تو به دنیا آمده و زندگی میکند.