برگردان به زبان ساده
دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
وگر آن دولتم نبود در و دیوار او بینم
هوش مصنوعی: میخواهم دوچشمی داشته باشم تا بتوانم زیبایی چهرهاش را ببینم و اگر این خوشبختی نصیبم نشود، حداقل دیوارهای خانهاش را نگاه کنم.
کند جان در تنم آمد شد ویابد ضیاء چشمم
چوبالای بلند و شیو ه رفتار او بینم
هوش مصنوعی: جان من در تنم به شدت در حال حرکت است و حالتی شگفتانگیز و روشنایی چشمانم را پیدا کرده است. همچنین رفتار و شیوایی او را در جای بلند و باشکوهی مشاهده میکنم.
نخواهم دیده روشن که بر غیری فتد ناگه
همان بهتر که از نور رخش دیدار او بینم
هوش مصنوعی: نمیخواهم چشمانم روشن شود تا ناگهان به کسی جز او بیفتد. بهتر است که تنها تصویر او را ببینم و نور چهرهاش را در دل داشته باشم.
چو مجنون آهوی صحرا ازآن رو دوست میدارم
که با وی حالتی از نرگس بیمار او بینم
هوش مصنوعی: من مانند مجنون، آهو را دوست دارم زیرا در وجود او حالتی را میبینم که مرا به یاد نرگس بیمار میاندازد.
ز رَشکِ آنکه خواندی ازسگانِ کوی خود محیی
همه کس سنگ کین بر کف پی آزار او بینم
هوش مصنوعی: از حسادت به کسی که او را در کنار سگهای محیی خواندهای، همه جا افرادی را میبینم که سنگ خشم را در دست دارند و آمادهاند تا به او آسیب برسانند.