برگردان به زبان ساده
صبحدم با دو چشم خواب زده
با رخی از عرق گلاب زده
هوش مصنوعی: صبح زود، با دو چشم هنوز خوابآلود و صورتی که با عرق گلاب زیبا شده است، بیدار شدم.
راست چون وعده ی خود و دل من
درسر زلف، پیچ و تاب زده
هوش مصنوعی: به درستی که وعدهی خود را حفظ کردهای و دل من در میان زلف تو پیچیده و پر از دغدغه است.
از خط مشکبوی غالیه فام
طعنه در بوی مشک ناب زده
هوش مصنوعی: از خط زیبای مشکین رنگ، بوی خوش مشک اصیل استشمام شده و به نوعی به آن اشاره شده است.
وز دهانی چو چشمه ی حیوان
خاک در روی آفتاب زده
هوش مصنوعی: از دهانی که مانند چشمهی حیوانی است، خاک را به روی آفتاب پاشیدهاند.
وز دل همچو سنگ و آهن خویش
آتش اندر دل خراب زده
هوش مصنوعی: از درون خود که همچون سنگ و آهن سخت و استوار است، آتش محبت و احساس را در دل ویران خود شعلهور کردهام.
من برای قدوم موکب او
خاک را از دودیده آب زده
هوش مصنوعی: من به خاطر آمدن او، اشکهایم را به خاک میزنم.
گفت تاکی چو چشم من باشی
چنگ در دامن شراب زده؟
هوش مصنوعی: میگوید تا کی باید در چشمان تو غرق شوم و مانند کسی که در دامن شراب غوطهور است، گرفتار شوم؟