تا توانی زکس امید مدار
زانکه کس لهو را به غم نفروخت
زانکه از پیش شمع، پروانه
روشنایی امید داشت و بسوخت
با عدو هیچوقت صلح مکن
که بجز جنگ و کینه نتوان توخت
باد با خاک جنگ کرد و بجست
پنبه با موم صلح کرد و بسوخت
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: چکامه
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تا توانی زکس امید مدار
زانکه کس لهو را به غم نفروخت
هوش مصنوعی: تا زمانی که توانایی داری، به کسی امید نداشته باش؛ زیرا هیچ کس لذت و خوشی را در مقابل غم و اندوه معامله نمیکند.
زانکه از پیش شمع، پروانه
روشنایی امید داشت و بسوخت