برگردان به زبان ساده
به باغ مردمی خاری نمانده ست
کرم را روزبازاری نمانده ست
هوش مصنوعی: در میان مردم چیزی از زیبایی و دلنشینی باقی نمانده و دیگر فرصتی برای لذت و سرخوشی وجود ندارد.
جهان خالی شد از مؤمن به یکبار
وزایمان، غیر گفتاری نمانده ست
هوش مصنوعی: جهان یکباره از مؤمنان خالی شد و از ما جز چیزی غیر از سخن باقی نمانده است.
طبیعت شد به یکباره جفاکار
فلک را، با وفا، کاری نمانده ست
هوش مصنوعی: طبیعت به یک باره به طرز ظالمانهای به آسمان بیوفا عمل کرد و دیگر هیچ کاری از او برنمیآید.
دلا با تنگنای سینه می ساز
که الا سینه، دلداری نمانده ست
هوش مصنوعی: ای دل، با فشار و تنگنای سینه کنار بیا، زیرا دیگر در سینه کسی نیست که تسکینت دهد.
به غم خوردن مرا یاری همی ده
که بیرون از تو، غمخواری نمانده ست
هوش مصنوعی: غم من را تنها تو تسکین میدهی، زیرا در خارج از وجود تو هیچکس نیست که به فکر دلسوزی و غمخواری من باشد.
بدین بیدادی اندک وفایان
تن اندرده، که بسیاری نمانده ست
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره میشود که به خاطر ظلم و خیانتهایی که در اطراف وجود دارد، تعداد افرادی که به وفاداری و درستکاری پایبند هستند، به شدت کاهش یافته و دیگر افراد شایسته و راستگو کم هستند.