برگردان به زبان ساده
بدان که هرکه محبت انکار کرد شوق نیز انکار کرد. در دعای رسول (ص) است، «ااسئلک الشوق الی لقائک و لذه النظر الی وجهک الکریم» و گفت، «خدای تعالی همی گوید، «طال شوق الابرار الی لقائی و انی الی لقائهم لاشد شوقا، دراز شد آرزومندی نیک مردان به من و من به ایشان آرزومندترم از ایشان». پس باید که معنی شوق بشناسی که شوق به خدای تعالی چیست که محبت بی شوق نبود، ولکن هرکه را اصلا ندانند شوق به وی نبود و اگر دانند و حاضر بود و همی بینند هم شوق نبود. پس شوق به چیزی بود که از وجهی حاضر بود و از وجهی غایب. چون معشوق که در خیال حاضر بود و از چشم غایب. و معنی شوق تقاضا و طلب آن بود که در چشم حاضر آید تا ادراک تمام شود، پس از این بشناسی که شوق به خدای تعالی در دنیا ممکن نگردد که برسد که وی در معرفت حاضر است ولکن از مشاهده غایب است و مشاهده کمال معرفت است چنان که دیدار کمال خیال است. و این شوق جز به مرگ برنخیزد.
هوش مصنوعی: بدان که اگر کسی محبت را انکار کند، در واقع شوق را نیز انکار کرده است. در دعاهای پیامبر (ص) آمده است که از خداوند درخواست شوق به دیدار او و لذت نگاه به چهرهی کریمش را دارد. خداوند نیز میفرماید که شوق نیکان به دیدار او بسیار زیاد شده و او نیز به دیدار آنها شوق بیشتری دارد. بنابراین، باید بدانیم شوق به خداوند چه معنایی دارد، چرا که بین محبت و شوق رابطهای نزدیک وجود دارد. اگر کسی اصلاً شوقی به خدا نداشته باشد، به این معناست که او را نمیشناسد و حتی اگر خدا را بشناسند و در برابرشان حاضر باشد، باز هم شوقی نخواهند داشت. شوق به چیزی مربوط میشود که از یک سو حاضر و از سوی دیگر غایب است؛ مانند معشوقی که در خیال حاضر اما از نظر پنهان است. شوق به معنای طلب و درخواست دیدن چیزی است که بتوان آن را بهطور کامل درک کرد. شوق به خداوند در دنیا ممکن نیست، چون او از نظر معرفت حاضر است ولی در مشاهده غایب است. مشاهدهی کامل و کمال معرفت به مانند دیدن کمال خیال است و این شوق فقط با مرگ ایجاد میشود.
و نوعی دیگر از شوق بماند که در آخرت برنخیزد که نقصان ادراک در این جهان از دو وجه است: یکی آن که معرفت ادراکی است مانند دیدار پس پرده ای باریک یا دیدار به وقت اسفار پیش از آن که آفتاب برآید و این در آخرت روشن شود و این شوق منقطع شود. دیگر آن که کسی معشوق دارد که روی وی دیده باشد، ولکن موی و اعضای وی ندیده باشد و داند که آن همه نیکوست، شوق دیدار آن باشد. همچنین جمال حضرت الهیت را نهایت نیست. و اگر کسی بسیار بداند آنچه مانده باشد زیادت بود، چه معلومات وی را نهایت نیست و تا همه را نداند جمال حضرت درنیافته باشد. و این آدمی را نه در این جهان ممکن است و نه در آن جهان. که هرگز علم آدمی بی نهایت نشود، پس هرچند که در آخرت دیدار می افزاید لذت می افزاید و آن بی نهایت بود.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره میشود که نوعی از شوق وجود دارد که در آخرت به اتمام نمیرسد و علت این امر این است که در این دنیا درک ما از دو جنبه ناقص است. یک جنبه این است که شناخت ما به مانند دیدن در پس یک پرده نازک است یا مانند دیدن در طول سفر قبل از طلوع خورشید که در آخرت این درک به وضوح صورت میگیرد و این شوق نیز از بین میرود. جنبه دیگر این است که فردی معشوقی دارد که فقط چهرهاش را دیده و اعضا و ویژگیهای دیگر او را نمیشناسد، حتی میداند که هر آنچه در اوست زیباست و شوق دیدارش را دارد. همچنین، زیبایی خداوند نهایتی ندارد و هرچقدر هم که فرد دانا باشد، همواره اطلاعات بیشتر و بیشتری باقی میماند. به همین دلیل، درک جمال الهی برای آدمی هرگز به تمامیت نمیرسد، نه در این دنیا و نه در آخرت. علم انسان هیچگاه نمیتواند بینهایت باشد و به همین دلیل هرچقدر که در آخرت به دیدار افزوده شود، لذت نیز بیشتر میشود و این لذت بینهایت است.
چون نظر دل بدان بود که حاضر است حال همه فرّخ و شادی بود بدان و آن را انس گویند. و چون نظر بدان بود که مانده است حال دل تقاضا و طلب بود و آن را شوق گویند. و این شوق را آخر نیست نه در این جهان و نه در آن جهان، و همیشه در آخرت می گویند: «ربنا اتمم لنا نورنا» چه هرچه آشکارا می شود از جمال حضرت الهیت همه انوار بود و ایشان را طلب آن می باشد ولکن بارگاه نداند که کس خدای را به کمال جز خدای نشناسد، چون به کمال نتوان شناخت به کمال هم نتوان دید، لکن مشتاقان را راه گشاده بود تا بر دوام آن کشف و آن دیدار می افزاید. حقیقت لذت بی نهایت در بهشت این بود. و اگر نه این بودی همانا که آگاهی لذت بشدی، که هرچه دایم شد و دل فرا آن کرد از لذت آن آگاهی نیابد تا آنگاه که تازه چیزی به وی می رسد، پس نعیم اهل بهشت هر لحظه تازه می شود چنان که در حاضر گذشته را مختصر می بیند. که هر روز زیادت بود. و از این اصل نیز معنی انس بشناختی که انس اضافت حالت دل است باز آنچه حاضر است، چون التفات نکند بدانچه مانده است. چون التفات کند حالت شوق بود. پس همه محبان حق تعالی در این جهان و در آن جهان میان انس و شوق می گردند.
هوش مصنوعی: وقتی دل به چیزی توجه دارد و آن چیز در دسترس است، حال دل شاداب و خوشحال است و به این حالت، انس میگویند. اما وقتی دل به چیزی توجه دارد که در دسترس نیست، حال دل به شوق و طلب تبدیل میشود. این شوق هیچگاه پایان ندارد، نه در این دنیا و نه در آخرت. در آخرت، همیشه میگویند: «پروردگارا، نور ما را تکمیل کن» زیرا هر چه از زیبایی الهی بیشتر نمایان میشود، نور بیشتری است که انسانها به آن طالباند. اما هیچکس نمیتواند خدا را به کمال بشناسد، چون شناخت کمال ممکن نیست و دیدن کمال هم ممکن نیست. با این حال، علاقهمندان به حق راهی برای دسترسی به این معرفت دارند و این معرفت همواره در حال افزوده شدن است. لذت واقعی در بهشت به همین شکل است. اگر غیر از این بود، لذتها تکراری و یکنواخت میشدند و انسانها از لذتهای ماندگار هیچ آگاهی پیدا نمیکردند تا زمانی که چیزی تازه به آنها رسد. بنابراین، نعمتهای اهل بهشت در هر لحظه تازگی دارند، به گونهای که آنها گذشته را به طور مختصر میبینند و هر روز بر غنای لذتهایشان افزوده میشود. با این توضیحات، میتوان فهمید که انس یعنی حال دل به چیزی که در دسترس است و شوق یعنی حال دل به چیزی که در دسترس نیست. پس همه عاشقان خدا در این دنیا و آن دنیا میان این دو حالت، انس و شوق، در نوسان هستند.
و در اخبار داوود (ع) که خدای تعالی گفت، «یا داوود! اهل زمین را خبر ده از من که دوست آنم که مرا دوست دارد و همنشین آنم که با من به خلوت بنشیند و مونس آنم که به یادکرد من انس گیرد. و رفیق آنم که رفیق من است و گزیده آنم که مرا برگزیند و فرمانبردار آنم که مرا فرمان برد. و هیچ بنده مرا دوست ندارد. و من از دل وی دانستم که نه وی را دوست گرفتم و بر دیگران مقدم داشت. هرکه مرا جوید به حق بیاید و هرکه دیگری را جوید مرا نیابد. یا اهل زمین! پای ندارید در این کارها که بدان فریفته شده اید و روی به صحبت و مجالست و موانست من آورید و به من انس گیرید تا به شما انس گیرم. که من طینت دوستان خویش از طینت ابراهیم آفریدم. دوست من و موسی همراز من و محمد برگزیده من، و دل مشتاقان خویش از نور خود آفریدم و به جلال خود پروردم.
هوش مصنوعی: در این متن، خداوند به داوود (ع) میگوید که به مردم زمین خبر دهد که کسی که مرا دوست دارد، مورد محبت من خواهد بود و من با کسانی که در خلوت با من هستند، همنشینی میکنم. کسانی که به یاد من انس میگیرند، برای من عزیزند و من با آنان دوستی برقرار میکنم. همچنین یادآوری میکند که هر انسانی که مرا جستجو کند و به فرمان من گوش دهد، میتواند به من نزدیک شود. خداوند به انسانها هشدار میدهد که در دنیا فریب نخورند و باید به عشق و دوستیاش روی آورند تا او نیز به آنها محبت کند. او همچنین اشاره میکند که دوستانش را از نور و طینت مقدس ساخته و به آنها عزت عطا کرده است.
و به بعضی انبیا وحی آمد که مرا بندگانند که مرا دوست دارند و من ایشان را دوست دارم و آروزمند منند و من آرزومند ایشان، مرا یاد کنند و من ایشان را یاد کنم، نظر ایشان به من است و نظر من به ایشان. اگر شما نیز راه ایشان گیرید شما را دوست گیرم و اگر از راه ایشان بگردید شما را دشمن گیرم. این و امثال این اخبار در محبت و شوق بسیار است و این قدر اینجا کفایت بود.
هوش مصنوعی: به برخی از پیامبران وحی شد که من بندگانی دارم که مرا دوست دارند و من نیز آنها را دوست دارم، آنها آرزویمند و من نیز آرزومندشان هستم. وقتی که آنان مرا به یاد میآورند، من نیز آنها را یاد میکنم. نگاه و توجه آنها به من است و نگاه من به آنهاست. اگر شما هم به این مسیر قدم بگذارید، من شما را دوست خواهم داشت و اگر از این مسیر منحرف شوید، شما را دشمن میگیرم. این نکات و مطالب مشابه در مورد محبت و شوق بسیار است و همین مقدار کافی است.