برگردان به زبان ساده
بدان که هر که شطرنج می بازد و همه روز نان ناخورده، وی را گویند نان می خورد نخورد و همچنان می بازد، تا بدانیم که لذت وی در شطرنج قوی تر و بهتر است از نان خوردن و بدین سبب آن را تقدیم کرد. پس قوت لذت بدان شناسیم که چون هر دو فراهم آیند یکی را تقدیم کند. چون این بدانستی بدان که هر که عاقل تر لذت قوتهای باطن بر وی مستولی تر، چه اگر عاقل را مخیر کنند میان آن که لوزینه و مرغ بریان خورد یا کاری بکند که در آن دشمنی مغلوب شود و ریاستی وی را مسلم گردد، البته ریاست و غلبه اختیار کند، مگر که هنوز نظر وی تمام نشده باشد، چون کودک که مرد نشده با معتوه پس آن کس را که هم شهوت طعام باشد و هم شهوت جاه و ریاست و طلب جاه فراپیش دارد. بدانیم که این لذت قوی تر است.
هوش مصنوعی: هر کسی که شطرنج بازی میکند و روزها گرسنه میماند، به او میگویند که چون همچنان به بازی ادامه میدهد، گویی لذت او از شطرنج بیشتر از لذت خوردن نان است و به همین دلیل، بازی را به خوردن نان ترجیح میدهد. این نشان میدهد که وقتی دو لذت در دسترس باشد، فرد به سوی کدام یک گرایش پیدا میکند. اگر این را درک کنی، میفهمی که افراد عاقلتر تمایل بیشتری به لذتهای درونی و فکری دارند. به عنوان مثال، اگر به یک شخص عاقل فرصت داده شود که بین خوردن غذایی خوشمزه یا انجام کاری که باعث شکست دشمنش و کسب مقام میشود، انتخاب کند، او به طور قطع مسیر ریاست و پیروزی را انتخاب میکند، مگر اینکه هنوز درک کاملی از اوضاع نداشته باشد. در نتیجه، اگر کسی هم به لذت غذا توجه داشته باشد و هم به مقام و ریاست، میتوان گفت که این نوع لذت قویتر است.
همچنین عالم را که علم حساب خواند یا هندسه یا طلب یا علم شریعت یا آنچه باشد، وی را در آن لذتی باشد. چون ناقص نبود و به کمال بود آن بر همه لذتها تقدیم کند، مگر که در علم ناقص بود و لذت آن تمام نیافته، پس بدین معلوم شد که لذت علم و معرفت از همه لذتهای دیگر غالب تر است، لکن کسی را که ناقص نبود و هر دو شهوت در وی آفریده باشند که اگر چه کودک لذت جوز باختن بر لذت مباشرت و لذت ریاست تقدیم کند، ما در شک نیوفتیم که این از نقصان وی است. که وی را آن شهوت نیست، به دلیل آن که چون هر دو شهوت فراهم آید آن تقدیم کند که نزد او بهتر است.
هوش مصنوعی: انسانی که در زمینههای مختلف علمی مانند حساب، هندسه، علم شریعت و... تحصیل کرده باشد، از آن علم لذت میبرد. اگر این علم کامل باشد، آن لذت را بر تمام لذتهای دیگر ترجیح میدهد. اما اگر علم او ناقص باشد و لذتی که باید از آن ببرد کامل نباشد، در این صورت معلوم میشود که لذت علم و معرفت از سایر لذتها قویتر است. اما اگر کسی از دو نوع لذت مختلف بهرهمند شود، مانند یک کودک که لذت بازی با جوز را بر لذت ارتباط نزدیک یا لذت ریاست ترجیح میدهد، نشاندهنده نقصان اوست. چرا که اگر هر دو نوع لذت برایش در دسترس باشد، طبیعتاً آن را انتخاب میکند که برایش بهتر است.