برگردان به زبان ساده
ای که در دنیا همه جدی و در دین سرسری
چون شود دنیا میسر دین نباشد بر سری
هوش مصنوعی: ای کسی که در زندگی دنیا خیلی جدی و در دین بیتوجهی میکنی، بدان که اگر در دنیا به دنبال چیزی هستی، نمیتوانی به آن دست یابی در حالی که دین را نادیده بگیری.
اهل دنیا ز اهل دین دورند و این اولیتر است
باکسان هرگز مبادا ناکسان را داوری
هوش مصنوعی: افراد دنیا به اهل دین نزدیک نیستند و این مسئله بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد. نباید بر افراد نادان قضاوت کرد و هرگز نباید به آنها بها داد.
مرد دین پرور نداند ساخت با دنیاپرست
وین تعجب نیست خود با دیو کی سازد پری!
هوش مصنوعی: مردی که به تربیت دینی اهمیت میدهد، نمیداند چگونه با کسانی که فقط به دنیا مینگرند، ارتباط برقرار کند و این جای تعجب ندارد زیرا او نمیتواند با موجودی شیطانی کنار بیاید.
ای ز غفلت دور گشته شرم دار از خویشتن
هیچ می دانی که از عصیان به گرداب اندری
هوش مصنوعی: ای کسی که از غفلت دور شدهای، باید از خودت شرمنده باشی. آیا میدانی که با نافرمانیات در چه وضعیت خطرناک و دشواری قرار گرفتهای؟
گر جوان اومید پیری را همی حجت کند
پس تو ای پیر ضغیف آخر چه حجت آوری
هوش مصنوعی: اگر جوان به امید پیری خود را توجیه کند، پس ای پیر ناتوان، تو چه دلیلی برای این رفتار داری؟
دل سیه گشتی ز غفلت تا شدستی سرسپید
روز کافوری به آید چون شود شب عنبری
هوش مصنوعی: دل تو به خاطر غفلت سیاه شد، تا زمانی که سرسپردگی را پذیرفتی. روزی مثل کافور (سفید و پاک) خواهد آمد، چون شب به رنگ عنبر (طلایی و دلنواز) تغییر شکل میدهد.
تیزدندانی ز خشم و هیچ نندیشی ز مرگ
کندکن دندان بنه گردن مکن گنداوری
هوش مصنوعی: بیت اشاره به خشم و بیتوجهی از سوی انسانها دارد. در شرایطی که فرد به شدت عصبانی است، باید از فکری صحیح و عقلانی فاصله بگیرد و به مرگ و عواقب کارهایش فکر نکند. در حالی که توسل به خشونت و درگیر شدن با دیگران میتواند به مشکلات بزرگتری منجر شود، بهتر است از این کارها دوری کند و در مقابل هر وضعیتی با ذهن آرام و سیاستمدارانه عمل کند.
مرگ زلزالت بس ار قاف بقا را قوتی
مرگ تحسیرت بس ار سیمرغ دولت را پری
هوش مصنوعی: مرگ تو مانند زلزله است، اگر قاف حیات را قویتر براند. مرگ تو تأثیرگذارتر از سیمرغ دولت است که بالهایی از نعمت و قدرت دارد.
شیرمردان کز حمیت گرد زن گشته نیند
دختران عمرشان را مرگ بستد دختری
هوش مصنوعی: شیرمردانی که به خاطر حفظ غیرت و شجاعت خود از زن ها دوری میکنند، عمرشان با مرگ دخترانشان به پایان میرسد.
گر تو را در نرد محشر مهره های شبهت است
کعبتین مرگ چون مالی کزین در ششدری
هوش مصنوعی: اگر در بازی بزرگ زندگی به گردونهای بیفتی که شبیه تو باشد، آنگاه معنای مرگ برایت همچون مالی است که از دست رفته و به آن نمیتوان دسترسی پیدا کرد.
ای شده اختر طلب بگذر ز اختر حق طلب
زانکه از حق یافته بداختران نیک اختری
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال ستارهها هستی، از ستارهها بگذر و به دنبال حقیقت برو. زیرا کسانی که به حقیقت دست یافتهاند، در واقع ستارههای نیکی هستند.
زافرینشها اگر چه چرخ و اختر برترند
گر بدانی قدر خود دانی کز ایشان برتری
هوش مصنوعی: هرچند که موجودات آسمانی مانند خورشید و ستارهها از دیدگاه ظاهری برتر به نظر میرسند، اما اگر ارزش خود را بشناسی و درک کنی، متوجه میشوی که از آنها بالاتر و ارزشمندتری.
گر به طالع درخداوندی دهد اخترشناس
اختری را کو ز نور شمس خواهد یاوری
هوش مصنوعی: اگر ستارهشناسی در طالعبینی، ستارهای را طراحی کند که از نور خورشید بهرهمند شود، به او یاری خواهد رساند.
کی خداوندی کند در طالع اختر مر تو را
چون کند در طبخ کردن آفتابت چاکری
هوش مصنوعی: چگونه میتواند کسی در سرنوشت تو به گونهای عمل کند که همانند یک آشپز در پختن غذا، آفتاب تو را به خدمت بگیرد؟
مشتری نزد تو سعد است ارنه نزدیک خرد
چه چراغی زابگینه چه ز گردون مشتری
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو نزدیک شود، در واقع برای او خوشبختی به همراه دارد. در غیر این صورت، عقل چه فایدهای دارد؟ مثل این است که چراغی از سفال و گلی بر افروزیم یا از آسمان ستارهای به زمین بیاوریم.
ای نهاده مشتری را نام سعد این فتنه چیست
کت خدای آسمان چون خود نهاده مشتری
هوش مصنوعی: مشتری که به نام خوشبختی شناخته شده، در این ماجرا چه نقشی دارد؟ آیا این ماجرا به این دلیل است که خداوند خود مشتری را قرار داده است؟
کشتی دل را ز ایمان بادبانی برفراز
تا درین دریای زرین موج مسکین لنگری
هوش مصنوعی: کشتی دل را با ایمان به حرکت درآور، تا در این دریای طلایی که پر از امواج ناپایدار است، لنگر بزند.
از ره انصاف در دنیا به حق نزدیک باش
تا نبینی در جهنم دور باش از آذری
هوش مصنوعی: در زندگی سعی کن به عدالت و حق نزدیک باش تا از عذابها و مشکلات دور بمانی.
گرتو دانا بودئی بودی تو همچو خارخسگ
هم ز نادانی است رخسارت چو گلبرگ طری
هوش مصنوعی: اگر تو دانا بودی، مانند خارخسک (که به آن "رزماری" هم گفته میشود) نمیبودی؛ چرا که نادانی سبب شده چهرهات مانند گلبرگ لطیف و زیبا نباشد.
عاقلان گریان ز عقل و جاهلان خندان ز جهل
عاشقان را بی دلی به نیکوان را دلبری
هوش مصنوعی: افراد عاقل به خاطر درک عمیق خود و آگاهی از مشکلات زندگی گریه میکنند، در حالی که نادانها از نادانی خود خوشحال و خندانند. عاشقان در دل خود احساس بیقراری دارند، در حالی که کسانی که به نیکوکاران توجه دارند، دلبری و محبت را تجربه میکنند.
هرکجا باشی خداوند جهان را بنده باش
خواه رومی باش و خوه چینی و خواهی خاوری
هوش مصنوعی: هر جا که هستی، باید به خداوند جهانی که در آن زندگی میکنی اعتقاد داشته باشی. فرقی نمیکند که تو رومی هستی، چینی یا اهل خاور زمین، مهم این است که با ایمان و بندگی در برابر خداوند زندگی کنی.
آفریننده دو عالم را یکی باشد ولیک
آتش الله خواند و این ایزد و آن تنگری
هوش مصنوعی: خالق دو جهان یکی است، اما مردم او را آتش و خداوند مینامند و برخی دیگر از نامهای مختلف برای او استفاده میکنند.
گفتم اندر جستن آب حیات معرفت
در میان ظلمت اندیشه خضری دیگری
هوش مصنوعی: من در تلاش برای یافتن آب حیات دانایی بودم، در حالی که در تاریکی افکارم غرق شده بودم؛ اما در این مسیر، به شخصیتی دیگر شبیه به خضر برخورد کردم.
چون تفحص کردم احوال تو را از حرص و حقد
عالمی یأجوج دل در صورت اسکندری
هوش مصنوعی: وقتی حال تو را بررسی کردم، فهمیدم که دلهره و کینهای شبیه به دلهرهها و کینههای افرادی چون یأجوج، در چهرهات وجود دارد.
عوج شهوت را غذائی عادتن را لذتی
عید دل را انبه عود هوی را مجمری
هوش مصنوعی: شهوت را به عنوان عوضی برای عادت و لذت، و دل را به یاد عید و میوهای خوشمزه میدانیم، اما هوی و هوس را مانند ادکلنی خوشبو میسازیم.
چون توانی تاخت اسب عقل در میدان که تو
زیر مهد شهوت اندر بسته همچون استری
هوش مصنوعی: هرگاه که بخواهی، نمیتوانی با استعداد و عقل خود به پیش بروی، زیرا تو تحت تاثیر خواستههای شهوانی و غریزی هستی و مانند یک الاغ محدود و گرفتار شدهای.
در معاصی همچو مردی در نشاط عشرتی
در عبادت چون زنی رنجورتن بر بستری
هوش مصنوعی: در گناهان، فردی مانند مردی است که در حال خوشی و لذت است، اما در عبادت مانند زنی است که به سختی و رنج در بستر خوابیده است.
از برون با نوش قندی وز درون با زهرنی
ای به خلقت با شکونه بوالعجب نی شکری
هوش مصنوعی: از بیرون شیرین و دلپذیر هستی و از درون تلخ و زهرآگین. ای مخلوق شگفتانگیز، چرا درونت با ظاهر شیرینت مطابقت ندارد؟
آنگهی گوئی که جلاب وفا را شکرم
نیستی آگه که فصاد جفا را نشتری
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید اگرچه وفا و صداقت را نمیدانم و در آن مهارت ندارم، اما آگاه باش که ناروایی و بیوفایی را خوب میشناسم و با آن آشنایم.
تو مسلمانی به اسم و نامسلمانی به فعل
گر مسلمانی چنین باشد عفاالله کافری
هوش مصنوعی: تو به لحاظ نام و عنوان مسلمان هستی، اما از نظر رفتار و کردار مسلمان به حساب نمیآیی. اگر کسی به این شکل مسلمان باشد، پس باید گفت که او واقعاً کافر است.
گر مسلمان نیستی گبری مورز آئین شرع
ور سلیمان نیستی دیوی مدار انگشتری
هوش مصنوعی: اگر مسلمان نیستی، پس به آیین شرع بیاعتنا باش. و اگر شایستگی سلیمان را نداری، از داشتن قدرت و تأثیر چشمپوشی کن.
از ریا گریان و نالان چون تو بگزاری نماز
در اجابت گوید ایزد زار نال و خون گری
هوش مصنوعی: اگر از روی تظاهر و ریا نماز بخوانی، خداوند به گریه و ناله تو پاسخ نمیدهد و شاید به خاطر حال زار و گریهات، از درد و رنج تو آگاه میشود.
با دلی کژ همچو چنگی با دمی نالان چو نای
پس به محراب اندرون زاهد نه ای خنیاگری
هوش مصنوعی: دل تو پریشان و نگران است، مانند سازی که صدایش غمگین و دلگیر است. با این حال، در مکانی که زاهدان عبادت میکنند، تو نمیتوانی به مقام هنرمندی و شادابی دست یابی.
در یکی ماتم سرا بنشسته ای خندان و خوش
همچنین سر در نهاده عاقبت را ننگری
هوش مصنوعی: در مکانی که غم و اندوه حاکم است، تو با لبخند و شادی نشستهای، اما در این حال به عواقب کارهایت توجه نمیکنی.
در فلک بنگر که تا چون در قبای نیلئی
در زمین بنگر که تا چون بر سر خاکستری
هوش مصنوعی: به آسمان نگاه کن و ببین که چگونه همچون لباسی آبی رنگ بر تن آسمان است. و به زمین نگاه کن و مشاهده کن که چطور بر سر خاکستری، زیبایی و رنگها نمایان است.
گوئی از دعوی که در مردی به از شیر نرم
هیچ مردی را به مرد از دست و بازو نشمری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در مورد قیاس قدرت و مردانگی صحبت میکند. مفهوم این جمله این است که هیچ مردی نمیتواند به اندازه یک شیر نرم، در مردی اعتبار داشته باشد و اینکه تنها قدرت بدنی و بازوها، معیار واقعی مردانگی نیست. این جمله به نوعی نشان میدهد که ویژگیهای اخلاقی و روحی نیز در ارزیابی شخصیت انسانی اهمیت دارد.
نفس تو آبستن است از گونه گونه آرزو
پس مرا برگوی آبستن چرائی گر نری
هوش مصنوعی: نفس تو پر از آرزوهای مختلف است، پس به من بگو که چرا این آرزوها را بروز نمیدهی.
آدمی روی اژدهائی زانکه از آز و نیاز
هفت سرداری ب فعل ارچه به خلقت یک سری
هوش مصنوعی: انسان بر روی اژدهایی نشسته است که از طمع و نیاز ناشی میشود، هر چند در خلقت، یک واقعیت ساده وجود دارد.
هر زمان گوئی که اندر کسب کان گوهرم
همچنین است ای پسر کانی ولی بدگوهری
هوش مصنوعی: هر زمان که بگویی من هم مثل تو سنگدلی و سختکوش در این کار هستم، باید بدانی که تو فقط در گنجینه سنگها هستی، اما من به خاطر نیکویی و خوبیام از گوهرهای با ارزش هستم.
کهرباروی و عقیقین اشک از آنی کز هوس
با بلورین دست و سیمین ساق و زرین ساغری
هوش مصنوعی: در نگاه تو زیبایی و درخشش وجود دارد، اشکهایی که از دلخواه و شوق به وجود میآید، با دستان بلورین و ساقهای نقرهای و جامی زرین در دستانم، همه چیز را زیباتر میکند.
همچو زن در انده زن سست رای و کژروی
همچو زر ز اندیشه زر زرد روی و لاغری
هوش مصنوعی: زنی که در اندیشه و تصمیمگیری ضعیف است، همچون فلزی زرد و کمرنگ به نظر میآید؛ این نشاندهندهی ضعف و نابسامانی در درون اوست.
سغبه گیرد روزگارت چون گرفتی رنگ او
پای بند گاو را گوساله سازد سامری
هوش مصنوعی: زمانی که سرنوشتت به رنگ و حالتی خاص دچار شود، همانند سامری که باعث شد گاو را به گوساله تبدیل کند، تو نیز به آن وضعیت وابسته میشوی.
نیست باکت زان صراطی کز برش چون پی نهی
از قدم گوئی مگر بر نوک بران خنجری
هوش مصنوعی: نگران نباش از راهی که به خاطر آن قدم میگذاری، چون اگر بر لبهی تیز خنجر هم بروی، به نظر میرسد که محکم و استوار راه میروی.
آن گنهکاری مخروان کنون نفت سپید
بر پل آتش ندانم روز حق چون بگذری
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به حالتی اشاره دارد که شخصی گناهکار و نگران است. او به این فکر میکند که در روز قیامت و در محضر حق، چه بر سر او خواهد آمد، به خصوص در مورد اعمال و گناهانش. به وضوح به احساس اضطراب و نگرانی او از عاقبت کارهایش اشاره دارد و ناامیدیاش از عدم شناخت همین روز را بیان میکند.
هرکه روشن دل بود یک باره ایزد را بود
کی تواند بود کار کاردانان سرسری
هوش مصنوعی: هر کسی که دارای دل روشن و پاکی باشد، میتواند به سرعت به خداوند نزدیک شود. این نشان میدهد که کار افراد حقیقتجو و با دانش، به سادگی قابل درک نیست.
بازکن دیده موحد وار در عالم نگر
کت کند در راه صنع ایزد تعالی رهبری
هوش مصنوعی: دیدهات را مانند یک مؤمن بگشا و در جهان بنگر، تا بتوانی در مسیر آفرینش خداوند متعال رهبری کنی.
بامداد از هودج زرین چو بگشاید عروس
روی بند لاجورد از روی چرخ چنبری
هوش مصنوعی: صبحگاهان، وقتی عروس زیبا با لباسی طلایی از هودجی خارج میشود، همچون برگی از آبی آسمان، زیباییاش را به نمایش میگذارد.
شامگاه آرند نخاسان گردونی به عرض
صد هزاران گلرخ اندر جامه نیلوفری
هوش مصنوعی: در شبی آرام، عدهای از مردان نیکوکار در آسمان آرزوهایی را به تصویر میکشند که به اندازه صدها هزار گل، زیبا و دلافروز هستند و همچون لباس نیلوفر بر تن دارند.
عالمی آراسته حکمش به انواع حکم
همچو رنگین نقشها بر جامه های ششتری
هوش مصنوعی: یک دانشمند با استعداد، از انواع مختلف دانش و قضاوت بهرهبرده است، مانند نقشهای زیبا و رنگارنگی که بر روی پارچههای ظریف و جذاب حک شدهاند.
این همه صنع الهی بر تو همچون محضری است
محضرش برخوان مکن با محضرش بدمحضری
هوش مصنوعی: تمام زیباییهای آفرینش و نعمتهای الهی به سمت تو جریان دارد، اما اینها را مانند سندی حاوی اطلاعات نادرست و غیرمعتبر نپندار، و خود را در برابر این عظمت کوچک و بیارزش نکن.
کار شهرستان آبادان جاویدان بساز
تا درین ربع خراب سهمناک منکری
هوش مصنوعی: برای آبادانی و توسعه شهرستان آبادان تلاش کن تا در این منطقه که دچار خرابی و ناگواری شده، تغییرات مثبتی ایجاد شود.
ناجوانمردا بهشتی را به ایمانی بخر
تا چو زینجا رخت بربندی برانی یک سری
هوش مصنوعی: ای ناجوانمردان، بهشتی را با ایمان خود به دست آورید تا وقتی که از این دنیا رفتید، دچار بیاحترامی نشوید و به راحتی از شما پذیرایی کنند.
جاه بخشی ملک داری سرکشی فرمان دهی
راز گوئی ناز جوئی خوش خوری جان پروری
هوش مصنوعی: حکومت و پادشاهی نیازمند ویژگیهایی است، مانند قدرت فرمانروایی، حفظ رازها، و نیز توانایی جلب محبت و توجه دیگران. همچنین، لذت بردن از زندگی و پرورش روح و جان نیز در این مسیر اهمیت دارد.
این همه نعمت که الله راست در دارالثواب
از برای توست اگر اینجا خری آنجا خوری
هوش مصنوعی: این همه نعمتهایی که خداوند برای تو در دار الثواب آماده کرده است، اگر در این دنیا فقط لذت ببری، در آن دنیا چیزی نصیبت نخواهد شد.
آن سخن نشنیده ای کان مرد حلواساز را
مشتری گفتا که حلواها خورم گفت ار خری
هوش مصنوعی: مشتری به مردی که حلوا میفروخت گفت: "من حلواها را میخورم." مرد پاسخ داد: "اگر خوردهاید، چرا میخرید؟"
ای قوامی چون معانی شد عماد لفظ تو
جهد آن کن تا به نزدیک عمادالدین بری
هوش مصنوعی: ای کسی که چون معنای حقیقی است، استوار باش و در تلاش باش تا به نزدیک عمادالدین برسی.
آن عمادالدین حق أقضی القضاة شرق و غرب
کش رسد بر مهتران دین و دولت مهتری
هوش مصنوعی: آن عمادالدین، که از بزرگترین قضات شرق و غرب است، به مقام والایی در میان ریشسفیدان دین و دولت دست یافته است.
پادشاه شرع و ملت خواجه درگاه و دین
کاسمان را نیست در پهلوی او پهناوری
هوش مصنوعی: پادشاه دین و ملت، خواجه درگاه است و برای او هیچ چیزی در کنار خودش، به اندازه وسعت و عظمتش، وجود ندارد.
اوست بر جای رسول و هر که ورزد خدمتش
در ره اسلام سلمانی کند یا بوذری
هوش مصنوعی: او جانشین پیامبر است و هر کسی که در راه اسلام به او خدمت کند، مانند سلمانی یا بوذری است.
کی کند بدخواه با تأیید بختش همدمی
چون کند عصفور با عنقای مغرب همبری
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند با حمایت و خوشبختی خود، همدمی بدخواه داشته باشد، مانند اینکه یک پرنده کوچک با پرندهای افسانهای و بزرگ دوستی کند؟
فضل حکم کس بود با فضل او گاه عیار
چون درمهای بد و دینارهای جعفری
هوش مصنوعی: کارایی و ارزش هر چیزی به کیفیت و ویژگیهای خود آن بستگی دارد، همانطور که ارزش سکهها به خوبی و خلوص آنها مرتبط است.
شمس را گوید زحل بر کوه حلمش لاله ای
زهره را گوید قمر در باغ علمش عبهری
هوش مصنوعی: زحل به شمس میگوید که بر بلندی کوه، لالهای زیبا میروید و قمر به زهره میگوید که در باغ علم، عبهری وجود دارد.
ای که در ملت سپاه دین حق را خسروی
وی که در دولت سرهفتم فلک را افسری
هوش مصنوعی: ای کسی که در جمع مردم، پاسدار دین حق هستی و در دولت، به مانند فرمانروایی هستی که آسمان را تحت فرمان خود دارد.
همچو خاک از حلم جان جاودانی را تنی
همچو آب از علم شاخ زندگانی رابری
هوش مصنوعی: مانند خاک، صبر و بردباری بینهایت را به دست بیاور و از دانش، وجودی مانند آب برای زندگی به وجود آور.
روز و شب در کار دینی سال و مه در شغل شرع
از زبان و از قلم جان هزاران جانوری
هوش مصنوعی: در طول روز و شب به انجام وظایف دینی مشغولم و در سال و ماه به امور شرعی پرداخته و از زبان و قلم، جانهای بسیاری را مورد خطاب قرار میدهم.
دفتر فتوی نویسی خامه حجت زنی
جامه اسلام دوزی پرده بدعت دری
هوش مصنوعی: کتاب فتوی نویسی با قلم حجت، مانند جامهای است که برای اسلام دوخته شده و پردهای است بر روی بدعتها و نوآوریهای نادرست.
از فصاحتهات پنداری که در تذکیر تو
جبرئیلت مقرئی کرد است و عرشت منبری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که بلاغت و سخنوری تو به حدی است که انگار جبرئیل در وصف تو صحبت کرده و مقام تو به مانند منبری است که بر فراز آن قرار گرفتهای.
مفتی دین خدای و داور خلق جهان
حجت سلطان وقت و نایب پیغمبری
هوش مصنوعی: تو نماینده و جانشین پیامبر هستی و در این زمان، قدرت دین خدا و قضاوت مردم بر عهده توست.
چون قلم برداشتی پیدا شد اندر عهد تو
از سرکلک حسن برهان تیغ حیدری
هوش مصنوعی: وقتی که تو قلم را به دست گرفتی، در زمان تو از زیباییهای هنر، نشانهای از قدرت و شجاعت حیدر پیدا شد.
نعمتی داری بقائی دستگیری دولتی
کارپرداز«ی» الهی پای مردی سنجری
هوش مصنوعی: شما نعمتی دارید که ماندگار است و به شما کمک میکند. این نعمت به مانند یک حمایت الهی، شما را در مسیر مردانگی و برتری قرار میدهد.
عندلیبان فصاحت را به باغ آن محبرت
همچو طاوسان خرد دادست نیکو منظری
هوش مصنوعی: پرندگان خوش بیان به باغ آن زیباییات مانند طاووسها به تو قدرتی برای زیبایی بخشیدن دادهاند.
خصم را با تو به یک جا کی بود هم صحبتی
روز و شب را کی بود در خانه هم خواهری
هوش مصنوعی: در این متن اشاره شده که دشمن را نمیتوان به یک جا آورد و از او همصحبتی کرد. همچنین بیان شده که در خانه نیز خواهری وجود دارد که ممکن است در این موضوع نقش داشته باشد. به طور کلی، این جملات به نوعی تنهایی و عدم وجود همصحبتی رو به رو با دشمن را بیان میکند.
هفت کشور هشت گشت است و همه عالم رهی
فاضلان یکباره اذناب و تو در ده ده سری
هوش مصنوعی: در هفت کشور، هشت بار تغییرات و جابهجاییها اتفاق افتاده است و کل عالم مانند یک مسیر است که فقط به دست فاضلان اداره میشود. در این میان، تو در هر دهکدهای یک سر و گردن بالاتر هستی.
خسرو «هر» هفت چرخ است آفتاب نوربخش
گرچه بر چرخ چهارم باشدش رامشگری
هوش مصنوعی: خسرو در نظر دارد که هر هفت آسمان به او تعلق دارد و او شخصیتی است که مانند آفتاب نور میافشاند، حتی اگر زندگیاش تحت تأثیر چرخ چهارم آسمان باشد و در آنجا به سر ببرد. در واقع، او در حین فعالیتهایش به خوشنودی و شادی میپردازد.
مفتی هر هفت کشور پس تو باشی بر زمین
از برای آنکه در خط چهارم کشوری
هوش مصنوعی: هرکه در هفت کشور فرمانروایی کند، تو نیز بر زمین حاکم خواهی بود، به این دلیل که در خط چهارم یک سرزمین وجود دارد.
شکرایزد را که فرزندان تو همچون تواند
زانکه ایشان در پاکند و تو بحر اخضری
هوش مصنوعی: شکر خدایی را که فرزندان تو مانند تو هستند، زیرا آنها در پاکی و نیکی قرار دارند و تو مانند دریای سبز و زندهای.
سرور دین شد نظام الدین به همزادی تو را
هرکه همزاد سران شد زیبد او را سروری
هوش مصنوعی: نظامالدین به خاطر همزاد بودن با تو به اوج مقام و بزرگی رسید. هر کسی که همنشین بزرگان شود، شایسته است که به مقام سروری دست یابد.
از نظام و از ظهیر و شمس و بدر و نجم و نور
ساخت شش جوهر خرد تاباشی آن را جوهری
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شش عنصر مهم و درخشان میپردازد که از اجزای مختلفی مانند نظام، ظهیر، شمس، بدر، نجم و نور تشکیل شدهاند. به نوعی بیان میکند که این عناصر ترکیبی از زیبایی و درخشندگی هستند و باید به این ساختار با دقت و خرد نگریسته شود تا ارزش واقعی آنها درک شود.
نه نه شش جوهر نه اند ایشان که شش سیاره اند
آسمانی را که از رفعت تو شمس انوری
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که افراد یا اشیایی که در اینجا صحبت میشود، در واقع مقایسهای هستند با شش سیاره. این اشاره به عظمت و بالا بودن مقام شخصی دارد که در متن مورد نظر است، و در واقع با نور و روشنی خورشید (که به شمس انوری تشبیه شده) ارتباط دارد. به عبارتی، این افراد به دلیل مقام و جایگاهشان بهنوعی درخشندگی و عظمت دارند که قابل مقایسه با سیارهها نیست و بیشتر به عرش آسمانی مربوط میشود.
بر سپهر دین تو بادی مهر و ایشان مر تو را
تیر و ناهید و زحل بهرام و ماه و مشتری
هوش مصنوعی: در آسمان دین تو، بادی از عشق و محبت وجود دارد و دیگران برای تو مانند تیر و سیارههایی همچون ناهید، زحل، بهرام، ماه و مشتری هستند.
گرچه شمس الدین از این عقد سلامت غائب است
خواهمش کردن نثار این در الفاظ دری
هوش مصنوعی: با وجود اینکه شمسالدین در این پیوند از سلامت دور است، اما میخواهم او را در این سخنان به زیبایی تقدیم کنم.
در خراسان شمس دین از بهر چه چندین بماند
آری آری شمس آنجائی بود نه ایدری
هوش مصنوعی: در خراسان، شمس دین برای چه مدت طولانی ماند؟ بله، شمس در آنجا بود، نه در آن مکان دیگر.
شمس تو گر لشگری شد غم مخور که این طرفه نیست
تا کواکب هست لشکر شمس باشد لشکری
هوش مصنوعی: اگر خورشید تو لشکری از غم تشکیل دهد، نگران نباش؛ زیرا تا زمانی که ستارهها وجود دارند، لشکر خورشید همیشه خواهد بود.
تا نه بس مدت به کام دوستان اومید دار
از خراسانت خور آید ای که غمخوار خوری
هوش مصنوعی: به مدت طولانی انتظار داشته باش که از خراسان، خورشید امیدی به روشنایی دوستانت بتابد، ای که نگران حال آنها هستی.
ای که در دارالکتب برآسمان علم محض
در بر لوح و قلم روحانیان را حق تری
هوش مصنوعی: ای کسی که در کتابخانه آسمانی علم خالص به ثبت رسیده و روحانیان را حقیقتی میدانی.
سالها بگذشت تا نامد قوامی پیش تو
کوه دولت کرده بودم خالی از کبک دری
هوش مصنوعی: سالها گذشت تا کسی با قوام به پیش تو بیاید، در حالی که من کوه دولت را برای تو ساخته بودم و خالی از لذتی شگفتانگیز بودم.
یا نفس حقا کزین خدمت دلم نستد برات
عاقلان دانند کز اسلام نتوان شد بری
هوش مصنوعی: ای نفس، واقعاً که دل من در این خدمت به تو، آسوده نیست. عاقلها میدانند که از اسلام نمیتوان به راحتی آزاد شد.
خاطر من بیش از این شایسته خدمت نبود
بود در پرده عروس شعرم از بی زیوری
هوش مصنوعی: دل من نمیتواند بیشتر از این خدمت کند، چون در پس پردهی شعرم، جلوهای از زیبایی وجود ندارد.
روزگاری در شود ناچار که آموزد به طبع
خاطر نقاش دست از چین دل صورتگری
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که به ناچار نقاشی، به خاطر دلچسبی که در وجودش دارد، باید هنر کشیدن تصویر دل را بیاموزد.
شادمان باش ای قوامی کز همه عالم توئی
نانبائی کو ز نان جوید همی نام آوری
هوش مصنوعی: شاد و خوشحال باش ای قوامی، زیرا تو در این عالم همانند ناناوری هستی که از نان برآید و نامش بر سرزبانهاست.
دست فکر تو به بازار دل از دکان طبع
پخت نان شاعری را در تنور ساحری
هوش مصنوعی: فکر تو در بازار احساسات، همچون نانی است که از دکان طبیعت پخته میشود و این نان در تنوری از مهارت و استعداد شاعری آماده میگردد.
گندم و نان تو و نان آژن نظم تراست
زهره کرداری و مه جرمی و پروین پیکری
هوش مصنوعی: گندم و نان متعلق به تو و نان برای نظم و شخصیت توست. تو با رفتار و ویژگیهای خود، مانند ستارهها در آسمان میدرخشی و وجودت زیبا و باارزش است.
آمدی از نان به حکمت رفتی از حکمت بنان
رو که پختی شاعری از نان و نان از شاعری
هوش مصنوعی: تو با نان به دنیا آمدی و از حکمت و علم گذشتی. حالا باید بروی و ببینی چه لذتی از پختن و تهیهی نان به دست میآوری. در واقع، شاعری و هنر با نان و خوراکیها پیوند خوردهاند.
تا تو را هر مشتری باشند محمودی دگر
گنده گرداند به دوکان تو اندر عنصری
هوش مصنوعی: هر وقت مشتریان زیادی داشته باشی، کسی مانند محمود باعث میشود که در محل تو، فروش بیشتری داشته باشی.
تا ز روی عقل باشد در شمار بحر و بر
در جهان چندانکه مقدور است خشکی و تری
هوش مصنوعی: تا زمانی که عقل وجود دارد، در دنیا هر چیزی که امکان دارد، چه دریا و چه خشکی، قابل شمارش است.
نعمت دنیا شما را باد روزی خشک و تر
تا دعا گویانتان باشند بحری و بری
هوش مصنوعی: دنیا به شما نعمت میدهد، چه روزهای خوب و چه بد، تا این که دیگران برای شما دعا کنند، چه در دریا باشید و چه در خشکی.