برگردان به زبان ساده
هر کو چو تو دلستان ندارد
خورشید شکر فشان ندارد
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی و دلربایی تو نمیرسد، همچون خورشید قادر به پاشیدن شکر و لطافت نیست.
از دست غم عشق تو جانا
آن جان ببرد که جان ندارد
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر عشق تو رنج میکشد، آنچنان در درد و غم غرق شده که دیگر تحمل ندارد و جانش از اضطراب عشق تو به تنگ آمده است.
مشکی که ز شب پدید گردد
جز زلف تو ترجمان ندارد
هوش مصنوعی: مشکی که از شب به وجود میآید هیچ ترجمهای جز زلفهای تو ندارد.
مرغی که ز آفتاب زاید
جز حسن تو آشیان ندارد
هوش مصنوعی: پرندهای که از نور آفتاب متولد میشود، جز زیبایی تو، جایی برای زندگی و پرورش ندارد.
خورشید چو روی تو از آن نیست
کز زلف تو سایه بان ندارد
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهات مانند خورشید میدرخشد، زلفهایت نمیتوانند سایهبان مناسبی برای آن باشد.
دادی به غلامی تو اقرار
مسکین چه کند زبان ندارد
هوش مصنوعی: تو به خدمت پذیرش کردی، اما این بیچاره چه کند در حالی که زبان ندارد؟
هر چند چو سیمرغ وصالت
نامیست که خود نشان ندارد
هوش مصنوعی: هرچند نام وصالت مانند سیمرغ است که خود نشانی ندارد و فقط در افسانهها مطرح است.
یک کنج نماندست که دروی
صد بنده به رایگان ندارد
هوش مصنوعی: هیچ گوشهای نیست که در آن، حتی یک درویش، صد نفر را بدون درخواست و به رایگان نپذیرد.
بستان رخت بر چمن لهو
جز عارضت ارغوان ندارد
هوش مصنوعی: بر روی چمن، سرگرمی و شادی به جز زیبایی تو رنگی دیگر ندارد.
باران غمم ز بام اندوه
الا مژه ناودان ندارد
هوش مصنوعی: باران غمهایم از سقف اندوهم میبارد، و چشمانم مانند ناودان نیستند که این اشکها را به بیرون بریزند.
در عشقم گوشمال دادی
شاید، که ادب زیان ندارد
هوش مصنوعی: شاید در عشق من به تو توجه و تربیت کردی، زیرا ادب و احترام همیشه مفید است و ضرری ندارد.
کم دار قوام سیم باری
دانی که قوامی آن ندارد
هوش مصنوعی: در این بیت به این نکته اشاره شده است که نباید بر روی چیزهای کماعتبار یا بیارزش تکیه کرد، زیرا آنها قادر به حمایت و پایداری نیستند.