برگردان به زبان ساده
ای شده صدر ملک در خور تو
گشته سلطان وقت غمخور تو
هوش مصنوعی: تو به مقام والایی دست یافتهای و حالا همانند یک پادشاه، وقت خود را به فکر و آرامش خاطر تو اختصاص داده است.
هم امینی و هم امین الملک
گوهری نیست همچو گوهر تو
هوش مصنوعی: تو هم در مقام دوستی و حفاظت هستی و هم در جایگاه ارزش و مقام، اما هیچ چیزی به اندازه خودت ارزشمند و خاص نیست.
رحمت ایزدست در ره تو
دولت باقیست رهبر تو
هوش مصنوعی: رحمت خداوند در مسیر تو وجود دارد و خوشبختی همیشگی در پیروی از رهبری تو است.
خنجر حاسدان همه کندست
پیش آن خنجر سخنور تو
هوش مصنوعی: حسادتهای دیگران در برابر قدرت کلام تو هیچ است و نمیتواند به تو آسیبی برساند.
تا به سر وقت باز برد چرخ
حنجر حاسدان به خنجر تو
هوش مصنوعی: تا زمانی که زمان، حسودان را با تیغ زبان خودشان مجازات کند.
تا صدف وار گشت و نی کردار
آن دل و خاطر منور تو
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دل و خاطر من به مانند صدفی شده که در آن نور و زیبایی وجود تو قرار دارد. در واقع احساسات و افکار من به طور عمیق تحت تأثیر وجود تو هستند.
در و شکر خدای تعبیه کرد
در عبارات روح پرور تو
هوش مصنوعی: شکر و نعمتهای خداوند را در کلامی که روح را تسکین میدهد، قرار دادهای.
ای به حلم زمین و جاه فلک
نشود کس به پایه برتر تو
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه تو در مقام و موقعیت برتر نیست، تو در بردباری همچون زمین و در مقام اجتماعی مانند آسمان هستی.
گرفلک خوانمت سزد که بود
هفت جزو تو هفت اختر تو
هوش مصنوعی: تو را آسمانی مینامم، چرا که تو شامل هفت جزء هستی و این اجزا همانند هفت ستاره تو را شاخص میکنند.
ور جهان گویمت رواست که هست
هفت عضو تو هفت کشور تو
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به جهانیان بگویی که تو شایستهای، باید بگویی که هر یک از اعضای بدنت به اندازه یک سرزمین ارزش دارد.
تو جهانی و زود خواهد کرد
بخت تو یک جهان مسخر تو
هوش مصنوعی: تو شخصیتی بزرگ و باارزشی هستی و به زودی شانس و اقبال، تمام جهان را به خواستههای تو در خواهد آورد.
در تو حلم و صفا و لطف و غضب
خاک و باد است و آب و آذر تو
هوش مصنوعی: در وجود تو ترکیبی از آرامش، خلوص، مهربانی و خشم وجود دارد؛ همانند عناصر طبیعی مانند خاک، باد، آب و آتش.
کوته است از تو دست بدخواهت
ور مثل هست در برابر تو
هوش مصنوعی: اگر کسی دشمنی با تو دارد، دستش به تو نمیرسد، مگر اینکه مانند تو قدرت و توانایی داشته باشد.
قلم خشک تو چو تر گردد
خشک دان دست بدخواه تر تو
هوش مصنوعی: وقتی قلم تو از خشکی بیرون بیاید و رطوبت بگیرد، باید بدانید که دستهای بدخواه و دشمن تو نیز فعالتر میشوند.
قد خصم تو چون کمان دارد
قلم تیر شکل لاغر تو
هوش مصنوعی: قد تو مانند کمانی است که دشمنان را تحت تأثیر قرار میدهد و قامت لاغر و باریک تو همچون تیر میباشد.
راست را کژ همی کند قلمت
ای شده تیر تو کمانگر تو
هوش مصنوعی: قلم تو، حقیقت را به گونهای نادرست و منحرف بیان میکند، مانند کمانداری که تیرش را به سمت نادرستی پرتاب کرده است.
با حدیث من و تو آی که نیست
جان فروشی چو من ثناخر تو
هوش مصنوعی: با داستان من و تو شروع کن، زیرا هیچکس مانند من به زیبایی تو را نمیستاید و جان خود را فدای محبت تو نمیکند.
دیرگاهست تا قوامی هست
بنده کردگار و چاکر تو
هوش مصنوعی: مدتی است که خدمتگزاری و وفاداری به تو، برای من به یک رسم و عادت تبدیل شده است.
چند گه باشد آخر این درویش
بی نصیب از دل توانگر تو
هوش مصنوعی: چند بار این درویش بینصیب از عشق و دل توانگر تو خواهد گذشت؟
تختم از بخت برفلک باشد
گر بود بر سر من افسر تو
هوش مصنوعی: اگر بخت بر من بگردد، انگشترم بر رفعت آسمان خواهد بود، اگر تاج تو بر سر من باشد.