برگردان به زبان ساده
ای مهر تو در میان جانم
و ای نام تو بر سر زبانم
هوش مصنوعی: تو نور روشنی در قلب منی و نام تو همواره بر زبان من جاری است.
تو خوب چو باغ ارغوانی
من زشت چو کشت زعفرانم
هوش مصنوعی: تو مانند باغی پر از گلهای ارغوانی زیبا هستی، اما من همچون زعفرانی که در زمین نامناسب رشد کرده، زشت و نامناسب به نظر میرسم.
از بردن نام و زلف و خالت
چون نافه مشک شد دهانم
هوش مصنوعی: وقتی نام و زلف و زیبایی تو را به زبان میآورم، دهانم مثل مشک خوشبو میشود.
شبها ز غمت همی نخسبم
زین است که زرد و ناتوانم
هوش مصنوعی: شبها از غم تو خوابم نمیبرد و دلیلش این است که حال و روزم زرد و ناتوان است.
هندو نیم ار تو را چرا پس
بر بام غم تو پاسبانم
هوش مصنوعی: چرا باید برای غم تو در بالای بام vigil نگهبانی دهم، وقتی که هندو نیستم؟
گر نام تو بر سرم نبودی
کس بازنیافتی نشانم
هوش مصنوعی: اگر نام تو بر سر من نبود، هیچ کس دلیلی نمیتوانست برای شناختن من پیدا کند.
گفتی که کنی تو در سرم جان
حقا که در آرزوی آنم
هوش مصنوعی: تو گفتی که در دل من زندگی خواهی کرد و من به راستی در آرزوی آن هستم.
خود را عجمی چه سازی ای ترک
هرگه ز تو بوسه ای ستانم
هوش مصنوعی: ای ترک! چرا خود را غیر از آنچه هستی نشان میدهی؟ من هرگز از تو بوسهای نمیگیرم.
گویم که بیار آن لب شیرین
گوئی تو که پارسی ندانم
هوش مصنوعی: بگویم که آن زبان شیرین تو را به من بیاور که من فارسی را نمیدانم.
با گرسنگان به خوان وصلت
گر هیچ کری کند بخوانم
هوش مصنوعی: اگر کسی با گرسنگان هم سفره شود و از روی بزرگواری چیزی به آنها بدهد، من هم با کمال میل به آن سفره مینشیند.
آن رفت که با قوام بودم
امروز قوامیم نه آنم
هوش مصنوعی: آن شخصی که به خاطر او قوی و استوار بودم دیگر در کنار من نیست، امروز خودم به آن استواری دست یافتهام و دیگر همان فرد گذشته نیستم.