برگردان به زبان ساده
صنما با تو در غم و شادی
بنده بودم نجستم آزادی
هوش مصنوعی: من در هر حالتی، چه در خوشحالی و چه در غم، به شما وابسته بودم و هرگز نتوانستم آزادی را تجربه کنم.
وصل پیش آر و داد کن با من
بنه از سر فراق و بیدادی
هوش مصنوعی: وصل را به من نزدیک کن و با من سخن بگو، از درد جدایی و ظلمی که بر من رفته است، بگذار برایت بگویم.
نرمی از من مخوه که نه مومم
دل مکن سخت اگر نه پولادی
هوش مصنوعی: از من نرمی و لطافت نخواسته و انتظار نداشته باش، چرا که من مانند گل نیستم. اگر به من سخت بگذرانی، به جای اینکه نرم شوم، مثل آهن محکم و استوار میشوم.
چون در آوردیم به جور از پای
به چه از دست من به فریادی
هوش مصنوعی: وقتی که از روی ظلم و ستم به زمین افتادم، چه چیزی از من باقی مانده است که فریاد بزنم؟
تو به راحت دری و من در رنج
من بانده درم تو در شادی
هوش مصنوعی: تو آزاد و بیفکری، در حالی که من در سختی و درد زندگی میکنم. تو در شادی و سرخوشی به سر میبری.
ورت گویم چنین مکن گوئی
رو که شیرین منم تو فرهادی
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که شخصی به دیگری میگوید که چنین نکن و به خودت نبال، زیرا من مانند شیرین (عشق) و تو مانند فرهاد (معشوق) هستم. در اصل، بیان کنندهی این است که اگرچه ممکن است تو خود را بزرگ بشماری، اما من هم ارزش و مقام ویژهای دارم.
غم تو از کجا و من ز کجا
به من ای جان چگونه افتادی
هوش مصنوعی: عزیزم، چه طور شد که غم تو به من رسید و من از کجا به این حال افتادم؟
پس تو شاگرد کیستی آخر
که به دل بردن اندر استادی
هوش مصنوعی: پس تو چه کارهای که به دل ربودن در استاد بودن به تو مربوط میشود؟
استد و داد تو چنین باشد
که دلم بستدی و غم دادی
هوش مصنوعی: تو به گونهای رفتار کردی که دل من به تو وابسته شد و غم و اندوهی در دل من نشاندی.
در نشست تو نیست هیچ ادب
با قوامی مگر در افتادی
هوش مصنوعی: در جمع تو هیچ گونه ادب و نزاکتی وجود ندارد، مگر اینکه بر زمین بیفتی و فروتنی کنی.