برگردان به زبان ساده
سرشک ابر آزاری زمین را کرد پرگوهر
نسیم باد نیسانی هوا را کرد پرعنبر
هوش مصنوعی: باران رحمت، زمین را پربار و باارزش کرد و نسیم بهاری، هوای خوشبو و معطر را به ارمغان آورد.
ز گلبن گل همیخندد ز مشگ آذین همیبندد
کنون نرگس بپیوندد به هم مینا و سیم و زر
هوش مصنوعی: از بوستان گل، گلها با شادابی میخندند و به خاطر عطر مشک، خود را میآرایند. اکنون گل نرگس به جمع مینا، طلا و نقره میپیوندد.
هوا غلغلستان گردد زمین سنبلستان گردد
گلستان گلستان گردد ز دور چرخ و بخش خور
هوش مصنوعی: هوا شور و شوقی پیدا میکند، زمین پر از سنبل و گل میشود و گلها در هر سو میرویند و همهچیز به زیبایی گلستان تبدیل میشود، زیر نور خورشید و از تأثیر چرخ فلک.
به بار آید درخت گل شود پیروز بخت گل
شود پیروزه تخت گل چو یاقوتی کند افسر
هوش مصنوعی: باران که ببارد، درختان گل میدهند و شادابی و بخت خوب را به ارمغان میآورند. گلها مثل جواهرات گرانبها، زیبایی و شکوه را به وجود میآورند.
گلستان چون نگار چین، پر از نقش و نگار چین
چو تخت شهریار چین درخت گل پر از گوهر
هوش مصنوعی: گلستان شبیه به چهره زیبا و پرکادو است، همچون تخت پادشاهی که آراسته و با شکوه است. درختان گل نیز پر از جواهراتی هستند که زیبایی و شکوه بیشتری به این تصویر میبخشند.
هوا چون خوی دلبندان گهی گریان گهی خندان
چو ایوان خداوندان زمین از زینت و زیور
هوش مصنوعی: هوا مانند حال و رفتار عاشقان است، گاهی اشکبار و گاهی شاداب. مانند ایوان بزرگان زمین که با زینت و زیبایی آراسته شده است.
شکفته لاله بر هامون چو مشک آمیخته با خون
دمیده بر شخ آذرگون چو عود افکنده بر آذر
هوش مصنوعی: گل لاله که در دشت میروید، مانند مشک با خون ترکیب شده است و در صحرای آتشین، همچون عود که بر آتش میسوزد، جلوهگری میکند.
برآید باد شبگیری ز نسرین و گل خیری
جهان پیراهن پیری ز تن بیرون کند یکسر
هوش مصنوعی: باد شبانه از عطر نسرین و گلهای خوشبو برمیخیزد و لباس کهن و فرسوده روزگار را به کلی از تن دنیا میکند.
بنفشه چون دل مردی، کش از هجران رسد دردی
و یا چون نیلگون گردی فراز دیبهٔ اخضر
هوش مصنوعی: بنفشه مانند دل مردی که از دوری معشوق رنج میبرد، دردی را احساس میکند و یا مانند رنگ نیل که بر روی پارچه سبزی خود را نشان میدهد.
بنفشه بر چمن بینی، فراز او سمن بینی
یکی را چون شمن بینی یکی را چون بت آذر
هوش مصنوعی: اگر بنفشه را در چمن ببینی، و در کنار آن سمن را نیز مشاهده کنی، یکی از آنها را چون شمع و نور باریک ببینی، و دیگری را همچون بتی زیبا و جذاب.
چمن با ارغوان آمد سمن با این و آن آمد
تو گوئی کاروان آمد به باغ از روم و از ششتر
هوش مصنوعی: چمن با گل ارغوان آمد و سمن با دیگر گلها سر برآورد. به نظر میرسد کاروانی از باغهای روم و ششتر به اینجا آمده است.
شمالی باد برخیزد ز هر شاخی درآویزد
چنانشان در هم آمیزد که نشناسی یک از دیگر
هوش مصنوعی: بادی از شمال میوزد و بزاقهایی که از درختان آویزانند، به هم میپیوندد. بهگونهای که نمیتوانی آنها را از یکدیگر تشخیص دهی.
به هر باغی و بستانی پدید آید ز نو بانی
یکی چون نامهٔ مانی یکی چون قبّهٔ آذر
هوش مصنوعی: برای هر باغ و بستانی، یک تازهسازی و نوآوری لازم است؛ همانطور که یک نامه یا قبهای که از آتش ساخته شده، به زیبایی و جذابیت فضا میافزاید.
درخت گل همی بالد بر او بلبل همی نالد
صبا عنبر همی مالد به روی بوستان اندر
هوش مصنوعی: درخت گل در حال رشد است و بلبل نیز همزمان آزادانه در آن آواز میخواند. نسیم ملایم نیز بر روی باغ عطر خوش خوشبو میپاشد.
ببین از دور نسرین را که ماند راست پروین را
ببین باغ و بساتین را پر از ریحان و سیسنبر
هوش مصنوعی: به دور از چشم، نسرین را ببین که همچون پروین راست ایستاده است. باغ و باغچه را هم ببین که پر از گلهای خوشبو و گیاهان زیباست.
زمین را ابر نوروزی دهد روزی به پیروزی
چو سائل را دهد روزی کف سلطان نیکاختر
هوش مصنوعی: زمین در روز نوروز به ابرها میرسد و به این ترتیب، مانند سائلانی که از دست سلطان با تدبیر روزی میگیرند، به پیروزی و روزی خوش دست مییابد.
نَبَرده بوعلی آنکو جهان را کرد بیآهو
ز عدلش با پلنگ آهو همی آید به آبشخور
هوش مصنوعی: بوعلی سینا با عدل و داد خود به گونهای جهان را تغییر داد که جانورانی مانند آهو و پلنگ در کنار هم حضور دارند و هر دو از یک منبع آب استفاده میکنند.
روا بر چرخ جای او، ستاره خاک پای او
فلک روشن ز رأی او زمین از روی او انور
هوش مصنوعی: در آسمان، ستارهای که در جای او میدرخشد به خاطر زمین و خاکی است که پای اوست. فلک به دلیل اندیشه و نظر او روشن است و زمین به خاطر روی او، نورانی و درخشان شده است.
روانش را خرد جوشن دلش را مردمی مغفر
به یک بخشش بپردازد همی گیتی ز سیم و زر
هوش مصنوعی: انسان باید با خرد و دانش، روح خود را تقویت کند و با دل بزرگ و مهربانش، به دیگران کمک کند. در این دنیا که پر از ثروت و مال است، ارزشها و بخشش مهمتر از داراییهای مادی است.
فلک شاید زمینِ او، قمر باید نگین او
که را کشتهست کین او نگردد زنده در محشر
هوش مصنوعی: آسمان شاید زمین او، و ماه باید جواهر او باشد. آن کسی که به خاطر او کشته شده است، در روز قیامت زنده نخواهد شد.
ایا با دوست و با دشمن چو فروردین و چون بهمن
چو جان شایستهای در تن چو هش بایستهای در سر
هوش مصنوعی: ای آیا با دوستان و دشمنان مثل بهار و زمستان رفتار کنی، و مانند جان باارزش در بدن و همچون اندیشه عاقل در سر خود باش؟
پناه داد و پشت دین جهان آباد از آن و این
به گاه مهر و گاه کین عدوسوز و ولیپرور
هوش مصنوعی: پناهگاه و حمایت او باعث بهروزی و رونق جهان است. اینجا زمانی برای محبت و زمانی برای دشمنی است، که میتواند دشمنان را بسوزاند و دوستان را پرورش دهد.
ایا دارندهٔ مولا به رأی و همت والا
بدان با چرخ همبالا بدین با مشتری همبر
هوش مصنوعی: ای کسی که دارای مقام و شخصیت بالا هستی، با تلاش و عزم خود میتوانی به بلندیها برسی و حتی با مشی درست، به بهترین منابع و نعمتها دست یابی.
چو بر جای نشست تو بیارایند دست تو
بود مرغی به شست تو سر از دود و تن از آذر
هوش مصنوعی: وقتی که تو بر جای نشستی، زیبنده تو بود که آن را تزیین کنند. دست تو همانند پرندهای است که از خاک و آتش جدا شده و خود را پاک کرده است.
بوَد میدان ز عاج او را بوَد ایوان ز ساج او را
به سر بر هست تاج او را گه از مشک و گه از عنبر
هوش مصنوعی: او در میدان، چون عاجی زیبا دارد و ایوانش از چوب ساج ساخته شده است. بر سرش تاجی وجود دارد که گاهی از مشکی و گاهی از عطر عنبر ساخته شده است.
دلش گنج گهر دارد سرش دُرّ گهر بارد
گه رفتن پدید آرد نگار مشک بر آذر
هوش مصنوعی: دل او پر از گوهرهای ارزشمند است و سرش همچون گوهری درخشان است. وقتی میرود، زیبایی او در زمین پیدا میشود و مثل بویی خوش، در فضا پخش میشود.
بسا مِه را که کرد او کِه بسا کِه را که کرد او مِه
سیاست زو بوَد فربه ولیکن جسم او لاغر
هوش مصنوعی: بسامه را که او خلق کرده است، به راستی کسی که او را به وجود آورده، مهارتی در سیاست دارد که او را توانمند ساخته است، اما بدن او لاغر است.
همیشه دشمنش آهن که بردارد سرش از تن
بخسبد باز با دشمن به یک بالین به یک بستر
هوش مصنوعی: همیشه دشمن او، آهن، در حال آمادهباش است تا سرش را از بدن جدا کند، اما باز هم او با دشمن، در یک بستر و در یک مکان مشترک میخوابد.
از او یابد خرد هرکس از او دانش برد هرکس
از او مفخر گرد هرکس از استاد او گرد مفخر
هوش مصنوعی: هرکس از او حکمت و خرد میآموزد، و از او علم و دانش میگیرد. هر کسی به واسطهی او به شرافت و افتخار میرسد، و او به عنوان معلم، باعث افتخار دیگران میگردد.
ایا دارندهٔ کیهان به همت برتر از کیوان
به کیوان بر سر ایوان به گردون بر سر منظر
هوش مصنوعی: آیا کسی که صاحب جهان است، از کیوان (زحل) بزرگتر و با همتتر نیست که بر فراز ایوان، در آسمانها قرار دارد و بر تمام مناظر نظارت میکند؟
همه گفتار تو موزون همه کردار تو میمون
بدین استاد افلاطون بدان استاد اسکندر
هوش مصنوعی: تمام سخنان تو شیرین و موزون است و رفتارت زیبا و پسندیده. این موضوع باعث میشود که تو استاد بزرگی نظیر افلاطون بشوی و دنبالهرو کسی چون اسکندر نگردی.
الا تا گل همی روید الا تا مل همی بوید
الا تا خور همی پوید به سوی مشرق از خاور
هوش مصنوعی: تا زمانی که گل میروید و بوی خوش میدهد، تا زمانی که خورشید با نورش به سمت شرق حرکت میکند، به زیباییهای زندگی توجه کن و از آن لذت ببر.
چو گل بادی به خندانی چو مل بادی به ریحانی
چو خور بادی به رخشانی همیشه جفت کام و گر
هوش مصنوعی: اگر تو خود را شاد و خندان نشان دهی مانند گلی که در باد میرقصد، اگر بگذاری بادی تو را خوشبو کند، یا مانند خورشیدی که به همه جا روشنی میبخشد، همیشه باید با خوشی و همراهی دیگری در کنار هم باشید.