برگردان به زبان ساده
به ابروان چو کمانی به زلفگان چو کمند
لبانْت سوده عقیق و رخانْت ساده پرند
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و با وقار تو مانند کمان است، موهای تو شبیه کمند است که میتواند دلها را اسیر کند. لبهایت همچون عقیق درخشان و صورتت ساده و بیآلایش مانند پرندهای زیباست.
پرند لالهفروش و عقیق لؤلؤپوش
کمان غالیهتوز و کمند مشکینبند
هوش مصنوعی: پرندهای لاله در حال فروش هستند و عقیق مانند مروارید بر دوش دارند. نیز، کمانی از غالیه (نوعی پارچه زیبا) و کمندی به رنگ مشکی به همراه دارند.
شکفته نرگس داری به زیر خَمّ کمان
دمیده سنبل داری به زیر بند کمند
هوش مصنوعی: نرگس زیبایی در حال شکفتن دارد که زیر قوس کمان قرار دارد و سنبل خوشبویی نیز زیر بند طناب آویزان است.
به خط جادویی آراسته پرند به مشک
به دست نیکویی آمیخته عقیق به قند
هوش مصنوعی: پرندهای که با خط زیبا و جادویی زینت داده شده، در دست دارد مشک خوشبو و نیکویی که با عقیق و قند آمیخته شده است.
دو چشم و دو لب و دو عارض و دو زلفت هست
نشاط و انده و ناز و نیاز و سود و گزند
هوش مصنوعی: دو چشم و دو لب و صورت زیبا و دو دسته مو، هم ساعت خوشی و شادابی را میسازند و هم ناراحتی و غم، همچنین نماد ناز و محبت، و کارایی و آسیب را هم در خود دارند.
هوات بر دل من چند گونه دام نهاد
بلات بر تن من چند گونه بند افکند
هوش مصنوعی: دوستداشتن تو بر دل من دامهای زیادی میافکند و نیرنگهای مختلفی بر جان من میزند.
میان دامم و چشمم همی نبیند دام
به زیر بندم و چشمم همی نبیند بند
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به وضعیتی اشاره میکند که هر دو چیز مهم، یعنی دام و بند، در زندگیاش وجود دارند، اما او نمیتواند آنها را ببیند. این به نوعی نشاندهندهی ناتوانی در درک واقعیتها و عواقب کارهایش است. به عبارت دیگر، او در وضعیت گیجی و سردرگمی قرار دارد و نمیتواند به درستی افکار و مشکلات خود را تشخیص دهد.
به رنگ روی تو اندر هزار حیله و رنگ
به بند زلف تو اندر هزار چنبر و بند
هوش مصنوعی: در هزاران روش و ترفند از زیبایی چهرهات مینگرم و برای زلفت هزاران حلقه و گره میزنم.
به سان پشت من است آن دو زلف مشکآگین
به سان جان من است آن دو چشم سِحرآگند
هوش مصنوعی: آن دو زلف مشکی مانند پشت من هستند و آن دو چشم سحرآلود مانند جان من به شمار میآیند.
اگر نه پشت من است آن چرا شده است دو تا
و گرنه جان من است آن چرا شده است نژند
هوش مصنوعی: اگر آن شخص پشت و پناه من نیست، پس چرا دو بخش از وجودم را تحت تأثیر قرار داده است؟ و اگر او دلیل زندگی من نیست، پس چرا حال من اینگونه خراب است؟
تو ایدری و شم زلف تو رسیده به شام
رواست گر شمنان پیش روی تو بشمند
هوش مصنوعی: در اینجا میگویند که تو با زیبایی و جذابیت خود، درخشندگی خاصی داری و اگر کسی به خاطر زلفهای تو احساساتی شود، این احساس کاملاً طبیعی و پذیرفتنی است. در واقع، حضور تو باعث میشود که دیگران هم از زیباییات تحت تأثیر قرار گیرند.
چو نور قبلهٔ زردشت نور دو رخ تو
نوشته گرد وی اندرز مشک و غالیه زند
هوش مصنوعی: نور زرتشت مانند نوری است که از دو چهره تو میتابد و دور آن را با عطرهای خوش و بوی دلانگیز پر کرده است.
دلم ز چشم ببردی به زلف بسپردی
اگر به جان نگرانم به دل شدم خرسند
هوش مصنوعی: اگرچه دلم را با نگاهت بردی و محو زلفت شدم، اما اگر از من نگران هستی، خوشحال میشوم که به خاطر تو چنین احساسی دارم.
ز هیچ بند نترسم که طبع من بگشاد
عطای خسرو کشورگشای دشمنبند
هوش مصنوعی: من از هیچکس نمیترسم؛ چون خصلت من آزاد و گشوده است. لطف و بخشش پادشاهی که سرزمینها را فتح میکند، باعث شده است که از هرگونه محدودیت رهایی یابم.
بلندرأی و بلندیفزای بو نصر آن
که پست باشد با قدرش آسمان بلند
هوش مصنوعی: کسی که در نظر و اندیشهاش بزرگ است، با خوبیهایش به مقام و اعتبار بالایی میرسد، در حالی که کسی که ضعف و کور ذهنی دارد، هر چقدر هم که در موقعیتهای بالا باشد، هیچ ارزشی نخواهد داشت.
ملکنهاد و ملکسیرت و ملکدیدار
ملکنژاد و ملکهمت و ملکپیوند
هوش مصنوعی: شاه و فرمانروایی، با ویژگیهای برجسته و صفات نیکو شناخته میشوند. او نه تنها در ظاهر و جایگاه، بلکه در شخصیت و طبع نیز ممتاز است. نسل و اصل و خاستگاه او نیز شایسته و محترم است و نیروی اراده و همت او در بهبود روابط و پیوندهای اجتماعی تاثیرگذار است.
نهال مردی در باغ مردمی بنشاند
درخت زفتی از بوم سفلگی برکند
هوش مصنوعی: مردی به خوبی در میان مردم نشو و نما میکند و با تلاش و کوشش، از ریشههای حقیر و ناپربرگ جدا میشود و به سراغ موفقیتهای بزرگ میرود.
بسا کسا که وی از بند شاه پند آموخت
که روزگار ندانست دادن او را پند
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد هستند که از سلطنت و قدرت درس عبرت گرفتند، اما روزگار به آنها فرصتی نداد تا از آن درسها بهره ببرند.
چنان ببالد از آواز سائلانش جان
که جان مادر زآواز گم شده فرزند
هوش مصنوعی: چنان آوای درخواستکنندگان به جان او جان میدهد که گویی مادر از صدای فرزندش گم شده است.
عدو ز خندهٔ تیغش همیشه نالانال
ولی ز نالهٔ کلکش همیشه خنداخند
هوش مصنوعی: دشمن با خندهاش همیشه ناله و فریاد میکند، اما از صدای نالهاش همیشه خندیده و خوشحال است.
به هیچ وعدهٔ او درنیوفتد تأخیر
به هیچ لفظ وی اندر نیوفتد ترفند
هوش مصنوعی: هیچ وعدهای از او به تأخیر نمیافتد و هیچگونه فریب و نیرنگی در کلام او وجود ندارد.
چو دست برنهد او روز کین به دستهٔ تیغ
به جای تیغ یلان آرزو کنند کمند
هوش مصنوعی: زمانی که او دست بر افرازد و روز انتقام را آغاز کند، افرادی که قوی و شجاع هستند، به جای شمشیر، آرزو میکنند که کمند (حلقهای برای مهار و دستگیری) به دست بگیرند.
هر آنچه داوود آن را به سالها پیوست
هر آنچه قارون آن را به عمرها آگند
هوش مصنوعی: هر چیزی که داود با تلاش و کوشش زیادی به دست آورد، و هر چیزی که قارون با ثروت و زیادهخواهی شرطی کرد، در نهایت بدون تلاش واقعی و به صورت موقت به دست آمدهاند.
یکی به رزم سنانش به ساعتی بگسست
یکی به رادی دستش به بزم بپراکند
هوش مصنوعی: شخصی با نیزهاش کسی را به زمین میزند و دیگری با دستانش به او ضربه میزند و به این ترتیب او را به عقب میرانند.
هر آن چه باید ایزد به خلق باز دهد
به نام نیک بکرده است از این میانه پسند
هوش مصنوعی: هر چیزی که خداوند باید به خلق عطا کند، به نام نیک و بر اساس کارهای خوب انجام شده است و در این میان، مورد پسند قرار گرفته است.
به رای او نرسد وهم هیچ زیرکباز
به فضل او نرسد فهم هیچ دانشمند
هوش مصنوعی: هیچ کس به درک واقعی و عمیق نخواهد رسید، مگر اینکه فضل و دانش او در کنار خرد و آگاهی باشد. به عبارت دیگر، تنها از طریق حمایت و لطف اوست که انسانها میتوانند به فهم عمیق تری از علم و دانش دست یابند.
نه انجُم است دلش نور و چون بتابد چون
نه قلزُم است کفش مال چند بخشد چند
هوش مصنوعی: دل او همچون ستارهها نور ندارد و وقتی که بتابد، مانند دریا نیست که موجهایش فراوان باشد؛ بلکه به اندازهای که بخواهد، بخشش میکند.
چنان ستوده بوَد در جهان به فضل و خرد
که هرچه گوید او بگروند بیسوگند
هوش مصنوعی: او در جهان به خاطر ذکاوت و فضیلتش چنان مورد ستایش قرار گرفته بود که هر چیزی که میگفت، بدون نیاز به سوگند، پذیرفته میشد و مورد توجه قرار میگرفت.
اگر بخواهی کز تو بلا گسسته شود
هوای او را با جان خویش کن پیوند
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مصیبتها از تو دور شوند، باید با تمام وجودت به خواستههای او توجه کنی و به او نزدیک شوی.
ایا نوآیین شاهی همیشه بخت تو نو
ز بهر خدمت تو این فلک به سان نوند
هوش مصنوعی: آیا که شاه نوین همیشه بخت و اقبال تو تازه است؟ این آسمان به خاطر خدمت تو همچون چرخش نچرخد.
به ماه مانی با جام می فراز سریر
به شیر مانی با تیغ کین فراز سمند
هوش مصنوعی: با ماه و زیبایی خود بر تخت پادشاهی نشستهای و با جام می خوشیات را جشن میگیری، و در عین حال با شمشیر کینه، بر اسب جنگیات سوار شدهای.
بسا کسا که خدایش جهان بداد تمام
نداد مال و نخورد و نه بوی یافت نه گند
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که خداوند به آنها تمام دنیا را داده، اما هرگز مال و ثروت نداشتهاند و حتی بوی خوشی از آن استشمام نکردهاند یا از گند و بوی بد آنها را نرسیده است.
تو را بداد خدای این جهان و نیکو دار
بدان که کرد ترا زآنچه داد روزیمند
هوش مصنوعی: خداوند در این دنیا نعمتهایی به تو داده است و بدان که او از آنچه به تو بخشیده، به تو زمانی را مشخص کرده است.
به داد دادن میلان به هیچ کس نکفی
به داوری تو چه بیگانه و چه خویشاوند
هوش مصنوعی: بیتردید نمیتوانی علاقهات را به کسی بدهی، چه آن شخص بیگانه باشد و چه از خویشاوندان تو.
همیشه تا نکند کس قیاس قند به زهر
همیشه تا نکند کس قیاس مار به بند
هوش مصنوعی: همیشه نباید چیزهای شیرین را با تلخها مقایسه کرد، همانطور که نباید یک مار را با چیزهای زیبا و جذاب مقایسه کرد.
جو بند بادا بر دست دوستان تو مار
چو زهر بادا در کام دشمنان تو قند
هوش مصنوعی: به دوستانت با مهربانی و محبت رفتار کن و همچون زهر برای دشمنانت، محکم و سختی نشان بده.