برگردان به زبان ساده
نیازم ز گیتی به توست ای نیازی
که دل را امیدی و جان را نیازی
هوش مصنوعی: به من از دنیا چیزی نمیخواهد، به تو احتیاج دارم، ای کسی که امیدی برای دل و نیازی برای جانم.
ازیرا به شادی بنازم که دانم
دلم را نیازی و زو بینیازی
هوش مصنوعی: به خاطر شادیام از اینکه میدانم دلم هیچ نیازی ندارد، سپاسگزارم و بینیاز هستم.
مرا عشق بهتر تو را حسن خوشتر
من از عشق نازم تو از حسن نازی
هوش مصنوعی: من به عشق تو اهمیت بیشتری میدهم، در حالی که تو زیباییات را بیشتر دوست داری. من از عشق به تو لذت میبرم و تو از زیبایی خودت.
بد آن بردبارم که دانم که دائم
نه آن را نه این را نه ماند درازی
هوش مصنوعی: بد است برای من که در هر لحظه از زندگی خود به این فکر کنم که نه این لحظه ماندگار است و نه آنچه در آینده خواهد آمد.
چنان گشتم از تو که دیگر نیامد
نیازم به چهر بتان بی نیازی
هوش مصنوعی: به قدری تحت تأثیر تو قرار گرفتم که دیگر نیازی به معشوقان زیبا ندارم و از آنها بینیاز شدم.
به گلنار دو لب بهار بهاری
به دیبای دو رخ طراز طرازی
هوش مصنوعی: به لبان زیبای او که مانند گل شکفتهاند، بهار زندگیای جریان دارد که با دو چهرهی دلنشینش به طرز زیبا و دلربا به چشم میآید.
به عاشقشناسی و مردمنوازی
گرامی به سان طراز طرازی
هوش مصنوعی: به شناخت عاشقان و محبت به مردم ارادت دارم، مانند الگو و نمونهبرداری از زیباییها.
مرا ساخته با تو جان و تن و دل
تو با من به پرسیدنی خوش نسازی
هوش مصنوعی: من با تو روح و جسم و دل به وجود آمدهام، و تو با من به سوال کردن خوش نمیپردازی.
ازیرا که عشق من آمد حقیقت
ازیرا که حسن تو آمد مجازی
هوش مصنوعی: چون عشق من نمایان شد، حقیقت پیدا شد و وقتی که زیبایی تو رخ نمود، دنیای مجازی به وجود آمد.
به بازی بریزی همی خون عاشق
ندانی که خون ریختن نیست بازی
هوش مصنوعی: عشق بازی نیست که بخواهی با آن شوخی کنی، چون ریزش خون عاشق نشانهٔ درد عمیق و جدی است، نه یک تفریح ساده.
دل و دیده و زلف تو هر سه کافر
تو از کافری هر زمان سرفرازی
هوش مصنوعی: دل و چشم و موهای تو به نوعی ناپیروزمند و بیدینی هستند، و از همین بیدینی هر لحظه در اوج شکوه و عظمت قرار دارند.
ندانی چه آید ابر کافرستان
ز تیغ و سنان شهنشاه غازی
هوش مصنوعی: نمیدانی که چه بر سر سرزمین کافران میآید هنگامی که شمشیر و نیزهی شاه قهرمان به کار میآید.
سر پادشاهان ابونصر مملان
که صد بیشه شیر است در ترکتازی
هوش مصنوعی: سر پادشاهان ابونصر مملان نشاندهندهی قدرت و عظمت اوست، به گونهای که مانند شیرانی است که در جنگل به وفور یافت میشوند و در میدان نبرد، تسلط و تسریع عمل او را به نمایش میگذارد.
ز چین و ز هند و ز روم و ز ارمن
ز کرد و ز دیلم ز ترک و ز تاری
هوش مصنوعی: از چین و هند و روم و ارمنستان، از کرد و دیلم و ترک و تاتار، همه جا را میگوید.
به مردی و رادی و فرهنگ و دانش
نیابی چون او گر دو صد سال تازی
هوش مصنوعی: اگر دو صد سال هم تلاش کنی، باز نمیتوانی به انسانی با ویژگیهایی چون مردانگی، دلرحمی، فرهنگ و دانش مانند او برسی.
ایا شهریاری که یاری نداری
به کشورستانی و مردم طرازی
هوش مصنوعی: اگر تو پادشاهی هستی که یاری و پشتیبان نداری، تلاش کن تا مردم را یاری رسانی و به آنها خدمت کنی.
تو بر خاتم مردمی چون نگینی
تو بر جامهٔ رادمردی طرازی
هوش مصنوعی: تو همچون نگینی بر فراز سرشت مردمی، زیبایی و درخشش تو به مانند زینتی بر پوشش و شخصیت یک فرد نیکوست.
به هیبت نهنگی به جستن پلنگی
به حمله هژبری به فرصت گرازی
هوش مصنوعی: با ظاهری مانند نهنگ و جستوخیز مانند پلنگ، با قدرت و شجاعت به حملهای قوی و فراگیر میپردازد و در عین حال از فرصتی مناسب بهره میبرد.
به تخت بزرگی بر اسب سعادت
به خوبی نشینی به خوبی گرازی
هوش مصنوعی: بر روی تختی بزرگ و با شکوه بنشینی، در حالی که سوار بر اسب خوشبختی هستی و از زندگی به خوبی بهرهمند میشوی.
نپوشد ز رایت فلک راز هرگز
همانا شب و روز با او به رازی
هوش مصنوعی: هیچ گاه آسمان راز کسی را پنهان نمیکند، زیرا شب و روز همیشه با او به یک راز مشترک هستند.
تو خواهندگان را به باغ سعادت
چو ایزد بهان را به جنت جوازی
هوش مصنوعی: تو مانند خدایی که به خواستگان، راهی به بهشت میدهد، سرنوشت و خوشبختی را به افرادی که به دنبال سعادت هستند، ارزانی میداری.
نه پیوند سودی نه بند زیانی
تو اثبات نازی و آفات آزی
هوش مصنوعی: هیچ ارتباطی نه به نفع و نه به ضرر وجود ندارد؛ تو فقط زیبایی و لطافت خود را اثبات میکنی و از آسیبها دوری میجویی.
به طبع از ظریفی درست از عراقی
به لطف از لطیفی تمام از حجازی
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی توصیف میکند که شخصی با ذوق و ظرافت، از هنر عراقی بهرهمند است و با لطف و لطافت، صفات و ویژگیهای یک فرد حجازی را به تصویر میکشد. به طور کلی، سخن از ترکیب هنر و ویژگیهای مختلف از مناطق مختلف است.
گه از بهر دین جفت جنگ و جهادی
گه از بهر دل یار بگماز و نازی
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر دین، جنگ و تلاش میکند و گاهی به خاطر دل معشوقش، ناز و بازی میکند.
بدین گونه باشند شاهان دنیا
زمانه نه بیند زمانی نمازی
هوش مصنوعی: شاهان دنیا این گونهاند که در هر زمانی چیزهایی را میبینند و میدانند، اما در زمان خودشان، نظر به چیزی ندارند و از حقیقت دورند.
عدو یافت از کین تو سرنگونی
ولی یافت از مهر تو سرفرازی
هوش مصنوعی: دشمن به خاطر کینهات به شکست و افتادگی دچار شد، اما به خاطر محبتت به عزت و سربلندی رسید.
چنان تازی اندر صف شهریاران
که گویی به میدان همی گوی بازی
هوش مصنوعی: چنان به میدان آمده است که به نظر میرسد در حال بازی است و از مهارت و توانایی بالایی برخوردار است.
ز رادی گه بزم بر دوست و دشمن
خجسته دل و دست بازی بنازی
هوش مصنوعی: از سر خجستگی، در میهمانی با دوستان و دشمنان، دل و دستت را از شادی بینصیب نکن و از زندگی لذت ببر.
در مرگ بر بد کنش باز کردی
در رزق بر خصم کردی فرازی
هوش مصنوعی: در مرگ، بر انجامدهنده کارهای زشت، پلیدیها را بازگو کردی و در مورد روزی، بر دشمن خود برتر بودی.
هر آن کو بهغایت جفای تو جوید
به چشم اندرش سوختی سر بغازی؟
هوش مصنوعی: هر کسی که در جستجوی بدیهای تو باشد، آیا خودش را در آتش اندوه و ناراحتی نمیسوزاند؟
عدو را جوازی به سوی جهنم
سرش گرفته چون بر اندر جوازی کذا
هوش مصنوعی: دشمن را به سمت جهنم هدایت کردهاند، همانطور که به سمت آن دروازه میرود.
اگر خصم پوشد ز یاقوت جوشن
تو بر وی ز سنباده الماس گازی
هوش مصنوعی: اگر دشمنت زرهای از یاقوت به تن کند، تو با عطر گرانبهای الماس بر او تاثیر بگذار.
ابر خسروان دگر هم چنانی
چو منسوج رومی بدیر درازی
هوش مصنوعی: ابر مانند پادشاهان، دوباره به گونهای است که مانند پارچه رومی دراز مدت بر افراشته شده است.
گرازت بر ایشان بود تیغ هندی
بر ایشان بود تیغ هندی گرازی
هوش مصنوعی: تیغ هندی بر سر آنها فرود میآید، همچون گراز بر ایشان میتازد.
تو پیش صف رومیان در جهادی
بل از باژ و از ساوشان در جهازی
هوش مصنوعی: تو در میان رومیان در جنگی، نه تنها از بابت غنائم و پاداش، بلکه از نظر کارآزمودگی و مهارت جنگی نیز شرکت داری.
نمانده بسی تا که از ساو قیصر
هم از باژ خاقان و خان گنج سازی
هوش مصنوعی: چندانی نمانده که از ثروت و داراییهای به دست آمده از قیصر و خانها خبری نباشد.
جهان مهره باز است ولیکن تو او را
شکستی طلسم همه مهره بازی
هوش مصنوعی: جهان مثل یک بازی شطرنج است که در آن مهرهها در حرکتاند، اما تو توانستهای قوانین و رازهای این بازی را بشکنی و بر آن مسلط شوی.
نیابد عدوی تو هرگز بلندی
نیابد بز لنگ هرگز بتازی
هوش مصنوعی: هرگز دشمن تو به موفقیت و بزرگی دست نخواهد یافت، همانطور که بز لنگ هرگز نمیتواند در میدان مسابقه برتری جست.
الا تا فرازی دهد دلگشائی
الا تا نشیبی دهد دل گدازی
هوش مصنوعی: پس تا زمانی که فرازی دل را شاد کند، امیدوارم نشیبی نیز بیاید که دل را به درد آورد.
معادیت باد از غم اندر نشیبی
موالیت باد از طرب دل فرازی
هوش مصنوعی: حضور و ارتباط معنوی باید سبب آرامش و رفع غمها شود و همچنین شادی و سرور باید دل انسان را بالا ببرد و به نیکویی هدایت کند.
چو بر خسروان عجم جشن دهقان
ترا باد فرخنده این عید تازی
هوش مصنوعی: وقتی که جشن بزرگان عجم برپا میشود، برای تو آرزوی خوشبختی و شادی در این عید عربی را دارم.