برگردان به زبان ساده
منم غلام خداوند زلف غالیه گون
که هست چون دل من زلف او نوان و نگون
هوش مصنوعی: من بندهای هستم از خداوندی که زلفهایش بوی خوش گلی را میدهد. زلف او به دل من شباهت دارد؛ چون دل من هم پر از عشق و دلتنگی است.
ز خون و تف همه روزه دو دیده و دل من
یکی به آذر ماند یکی بآذریون
هوش مصنوعی: هر روز، چشمان من و دلم به خاطر خون و خشم، یکی در آتش حسرت و دیگری در یاد و نام آذریها ماندهاند.
ز تاب ماند جانم بآذر برزین
ز آب ماند چشمم برود آبسکون
هوش مصنوعی: از شدت عشق و حرارت احساس، جانم به مانند آتش سوزان است و چشمانم همچون آبی آرام و ساکن، در جستجوی آرامش و خنکایی.
چگونه یابد جان من اندر آتش هال
چگونه یابد جسمم در آب دیده سکون
هوش مصنوعی: چطور میتواند روح من در آتش بیقراری پیدا کند و چطور میتواند جسم من در آب به آرامش برسد؟
همی ندانم در هجر چند باشم چند
همی ندانم کز دوست چون شکیبم چون
هوش مصنوعی: نمیدانم در دوری از یار چقدر باید صبر کنم و همچنین نمیدانم که از دوست چگونه باید تاب بیاورم.
هواش دارد جان مرا قرین هوا
جفاش دارد جان مرا قرین جنون
هوش مصنوعی: عشق او سبب میشود که جانم با هوای او گره بخورد و در عین حال، رفتارهایش باعث جنون من میشود.
ز بس کزین دل پرسوز من برآید دود
ز بس دو دیده بیخواب من ببارد خون
هوش مصنوعی: از شدت درد و رنجی که در دل دارم، دود برمیخیزد و از آن همه اشک و بیخوابی که در چشمانم هست، خون میریزد.
ز خون دیده من رست لاله در صحرا
ز تف دود دلم خاست ابر بر گردون
هوش مصنوعی: از اشکهای من لالهای در دشت رویید و به خاطر غم دل من، ابرهایی در آسمان شکل گرفتند.
فروغ لاله چو عذرا بجلوه وامق
خروش ابر چو لیلی بگریه مجنون
هوش مصنوعی: درخشندگی لاله مانند زیبایی عذرا (زن معروف در عشق) است، و صدای رعد و برق ابر شبیه به گریههای مجنون (عاشق لیلی) میباشد.
ز خاک شوره برآورد بوی باد شمال
ز سنگ خاره عیان کرد اشگ ابر عیون
هوش مصنوعی: از خاک خشک، بوی خوش باد شمال به مشام میرسد و از سنگهای سخت، آبشار اشک ابرها به وضوح نمایان شده است.
سمن بلرزد همچون پری گرفته ز ماه
بدو کند چو پری سای عندلیب افسون
هوش مصنوعی: گل سمن همچون پری در دستان لطیف ماه به لرزه درآمده و مانند پری که در کنار بلبل است، افسون و جادوگری را به نمایش میگذارد.
شقاق غالیه گونست و نیست غالیه بوی
شکوفه غالیه بویست و نیست غالیه گون
هوش مصنوعی: شکوفهها بوی خوشی دارند و وقتی در کنار هم قرار میگیرند، زیبایی و لطافت بیشتری به محیط میبخشند. در واقع، این عطر و طراوت میتواند به مانند شکوفهها باشد که زیباییهای خاص خود را دارند.
ز باد خاک معنبر بعنبر سارا
ز ابر شاخ مکلل بلؤلؤ مکنون
هوش مصنوعی: باد خوشبو از عطر خوش بهشتی میوزد و ابرها مانند شاخههای زینتدار درخشندهای هستند که در آن مرواریدهای پنهان وجود دارد.
ز سنگ خارا پیدا همی شود مینا
ز روی مینا مرجان همی دمد بیرون
هوش مصنوعی: از سنگ سخت و محکم، زیبایی مینا به وضوح نمایان میشود و از چهره زیبا و دلربای مینا، مرجان با طراوت و شگفتی ظهور میکند.
شکوفه ریخته از باد در بنفشه ستان
چنانکه تافته لؤلؤی از براکسون
هوش مصنوعی: در میان گلهای بنفشه، گلهایی چون شکوفه از باد ریخته شدهاند، به زیبایی و لطافت مانند مرواریدهایی که از دل دریا بیرون آمدهاند.
هر آنچه بست میان ارم بهم شداد
هر آنچه کرد بزیر زمین نهان قارون
هوش مصنوعی: هر چیزی که در شهر ارم به هم پیوند خورده بود و هر چیزی که قارون در زیر زمین پنهان کرد، همه در هم شکست و از بین رفت.
سرشگ ابر پراکنده کرد در بستان
نسیم باد پدیدار کرد در هامون
هوش مصنوعی: ابرها اشکهایشان را در باغ پراکنده کردند و نسیم باد، تصویر زیبایی را در هامون به نمایش گذاشت.
همی بلرزد شاخ رزان ز باد بهار
چو جسم خصم ز تیغ امیر روزافزون
هوش مصنوعی: در باد بهار، شاخههای درختان رزان به لرزه درمیآیند، همانطور که بدن دشمن در برابر تیغ امیر به شدت میلرزد و آسیب میبیند.
مکان نصرت و اقبال میر ابونصر آن
که هست طالع او جفت طالع میمون
هوش مصنوعی: مکانی که در آن پیروزی و موفقیت نصیب میر ابونصر میشود، جایی است که سرنوشت او با سرنوشت نیک و خوشبختی گره خورده است.
زبان مهتر و کهتر بمدح او گویا
روان عاقل و جاهل بمهر او مرهون
هوش مصنوعی: زبان بزرگترها و کوچکترها در ستایش او به خوبی صحبت میکند و همهی عاقلها و نادانها به محبت او وابستهاند.
بطبع ز انسان بر خواستار مفتونست
که سفله باشد بر گنج خواسته مفتون
هوش مصنوعی: ذات انسان به گونهای است که تحت تأثیر مال و ثروت قرار میگیرد، به طوری که فرد ناچیز و بیارزش هم ممکن است به خاطر داشتن گنج و ثروت، تحت تأثیر قرار گیرد و مجذوب آن شود.
عدوش دائم مسجون بود بدرد و بلا
درم نباشد روزی بنزد او مسجون
هوش مصنوعی: او همیشه در زندانی از درد و رنج به سر میبرد و مطمئناً روزی به او نزدیک نخواهند شد.
یکی عطاش همه گنجهای اسکندر
یکی سخنش همه علمهای افلاطون
هوش مصنوعی: یک نفر به اندازهای بخشش و generosity دارد که تمام گنجهای اسکندر را در بر میگیرد و گفتارش به اندازهای با دانش و حکمت است که همه علوم افلاطون را شامل میشود.
ز دست او شده لؤلؤ ببحر متواری
ز تیغ او شده آهن بسنگ در مدفون
هوش مصنوعی: از دستان او مرواریدهایی در دریا پنهان شدهاند و به خاطر تیغ او آهنها به سنگ تبدیل شده و در زیر خاک مدفون گشتهاند.
ستون دانش و دینی و از نهیب تو هست
همیشه زیر ز نخ دست دشمنانت ستون
هوش مصنوعی: ستون علم و دین همیشه در برابر حملات دشمنان، زیر فشار تو قرار دارد.
هر آنچه قارون می کرد زیر خاک اندر
بسان خاک همی بر پراکنی تو کنون
هوش مصنوعی: هر کاری که قارون انجام میداد، در زیر خاک به مانند خاک پراکنده میشود. حالا تو نیز همینطور عمل کن.
بود روان عدوی تو با عذاب عدیل
بود روان ولی تو با طرب مقرون
هوش مصنوعی: روح دشمن تو با عذاب و تنبیه است، اما روح تو با شادی و خوشی پیوند خورده است.
نکرد هیچکس اندر جهان ترا دستان
نکرد هیچکس اندر جهان ترا مفتون
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیا نتوانسته است مانند تو، کسی را مجذوب و شیفته کند.
اگر ببادیه از دست تو کنند حدیث
و گر ز تیغ تو افتد خیال در جیحون
هوش مصنوعی: اگر در بیابان کسی از تو صحبت کند و یا اگر خیال تو از تیغی بیفتد در رودخانه جیحون،
این به معنای آن است که حتی اگر تو را فراموش کنند یا به سمت خطر بروی، باز هم تأثیر و یاد تو باقی خواهد ماند.
بسان گردون آنجا روان شود کشتی
بسان کشتی آنجا روان شود گردون
هوش مصنوعی: کشتی مانند آسمان به حرکت درمیآید و آسمان نیز همچون کشتی در آنجا روان است.
دهان بمدح تو گردد بگو هر آگنده
زبان بمدح تو گردد بغالیه معجون
هوش مصنوعی: هر زبانی که به ستایش تو میپردازد، گویی در فرمی ویژه و رازی پنهان است.
همیشه تا مه نیسان به آید از تشرین
همیشه تا مه تشرین خوش آید از کانون
هوش مصنوعی: از همیشه تاکنون، تا زمانی که ماه نیسان فرا برسد، و همچنین هر زمان که ماه تشرین به خوبی و خوشی بیاید، این نشاندهندهی پیوستگی و تغییر فصلهاست.
خجسته بادت نوروز و روزه و هموار
هزار روزه و نوروز بگذران ایدون
هوش مصنوعی: نوروز و روزهای خوب بر تو مبارک باد و امیدوارم هزار روز خوب و نوروز را به همین شکل با خوشی سپری کنی.
یکی بتوبه و طاعت بعهد پیغمبر
یکی برامش و رادی برسم افریدون
هوش مصنوعی: شخصی به توبه و اطاعت از پیامبر اهتمام دارد و دیگری به دنبال رسیدن به مقام و منزلت افریدون است.